کمدیای ساده و سرگرمکننده
فیلم هنوز آغاز نشده است و هنوز در حال نشان دادن لگوی معمولی ابتدای فیلمهاست که صدایی شنیده میشود. صدای راوی داستان زودتر از تصاویر فیلم شنیده میشود؛ مردی که خودش را «مارک-اووه کلینگ» معرفی میکند. سپس صدای دیگری شنیده میشود که او نیز توسط مارک «کانگورو» معرفی میشود. داستان فیلم به آشنایی این دو و اتفاقاتی که در محل زندگی آنها رخ میدهد، میپردازد.
تا به حال کسی کانگورویی را به عنوان شخصیت اصلی داستاناش انتخاب نکرده است. داستانها یا با وجود سگها آغاز میشوند یا با وجود گربهها شکل میگیرند که همگی هم در زیر سایهی انسانها زندگی میکنند. اما این کانگورو برخلاف تمام آن حیوانات دیگر نه کوچک است و نه نیازی به مراقبت از سوی انسانها دارد و همین امر است که تفاوتی در داستان فیلم ایجاد کرده است. کانگورویِ این فیلم جسهای همسان با انسانها دارد؛ مانند آنها میتواند راه رفته و کارهای خود را انجام دهد و شخصیت مستقلی برای خود باشد.
فیلم «سرگذشت کانگورو» با یک مکالمهی کمدی بدون وجود تصویر خاصی شروع میشود و اگر شما بینندهای هستید که از این مکالمهی خندهدار ابتدایی خندهتان نمیگیرد، پس بهتر است قبل از آغاز فیلم آن را رها کنید، چراکه مکالمه و کشمکش ابتدایی داستان تا پایان به شکلهای مختلفی نشان داده میشود. سپس فیلم به طریقهی آشنایی این دو پرداخته و دردسرهایی را که این کانگورو برای مارک ایجاد میکند، را نشان میدهد. رفتهرفته این دو با هم دوست شده و در یک آپارتمان شروع به زندگی میکنند. تا اینکه متوجه میشوند کسی قرار است این قسمت ساکت و قدیمی شهر را که آنها در آن زندگی میکنند و در کنارشان پارک زیبا و درختان زیبایی است را خراب کند و بهجای آن ساختمانهای لوکس بسازد. کانگورو که دلاش نمیخواهد این درختان زیبا را از دست بدهد، برای جلوگیری از این اتفاق دست به کارهای احمقانهای میزند که مارک و سپس تمام مردم آن منطقه را درگیر میکند.
در این فیلم شخصیتهای داستان انسانهای معمولی هستند و کارهای معمولیای انجام میدهند. فیلم سعی نکرده با کندوکار بیجهت شخصیتهای داستاناش را قهرمانهای خاصی کند، بلکه با دورهم نشان دادن این افراد و ایجاد مکالمههای معمولی اما خندهدار که بین آنها رخ میدهد، آنها را به بیننده میشناساند. مکالمات مارک و کانگورو را نیز میتوان همان مکالمات خندهدار و سربهسرگذاشتنهای معمولیای دانست که دو دوست صمیمی در زندگیشان با هم دارند. از این روست که این دو شخصیت نیز با همین اتفاقات به صورت دوستانی صمیمی نشان داده میشوند. شخصیت ضدقهرمان داستان اما کلیشههای ضدقهرمانهای اینگونه کمدیها را دارد؛ همان رفتارهای احمقانه و علاقههای عجیبوغریبی که بستری را برای ساخت فیلمهای کمدی ایجاد میکند. اما خلاقیت کارگردان در این جنبه از داستان نیز در پایان فیلم خود را نشان میدهد. و درواقع همین خلاقیتهای کوچک است که به همراه داستانی صمیمی میتواند باعث سرگرمی بینندهاش شود. فیلمی که ادعای چندانی را نه در تصاویرش میتوان دید و نه در بازی بازیگراناش. بازیگران بازیهای خود را واقعی و روان انجام میدهند و بنا به کمدی بودن فیلم سعی نمیکنند موتیفهای اغراقآمیزی را داشته باشند. فیلم توقع چندانی را هم برای خود ایجاد نمیکند و بیننده میتواند بدون هیچ اجباری آن را نگاه کرده و از مکالمات خندهدار موجود در آن لذت ببرد. مکالماتی که گاه شاید تکراری باشد اما استفادهی بهجای این مکالمات و اتفاقات در داستان باعث کمدیترشدن آنها شده است. از سوی دیگر صدای کانگوروست که به فیلم جذابیت داده است. صدایی که به خوبی با تصویر آن همخوانی دارد. کانگورویی که تصویرش نیز زیبایی یک کانگوروی واقعی را داشته و نشان از جلوههای بصری قابلقبول فیلم دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.