پوستر فیلم سامرلند

بهشت اثیری

سامرلند
Summerland
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سال ۲۰۰۴ زمانی که فیلم «در جست‌و‌جوی سرزمین رؤیایی (Finding Neverland)» روی پرده رفت، شخصیت جیمز بری و پیتر در طول فیلم به‌دنبال این سرزمین خیالی روی صحنه‌ی تئاتر بودند. اما در سال ۲۰۲۰، باز هم یک نویسنده و دوباره سرزمینی خیالی دیگر؛ سامرلند یا همان بهشت اثیری.
داستان فیلم در بحبوحه‌ی جنگ جهانی دوم و بمباران لندن می‌گذرد. «آلیس»، نویسنده‌ای مهجور در خانه‌ای کنار ساحل و دور از روستا دائم در حال تایپ کردن و سیگار کشیدن است. تقابل او با مردم دهکده نشان از شخصیتی مرموز و دور از دسترس دارد که به‌هیچ‌عنوان خود را اسیر تعارفات مرسوم بین انسان‌ها نمی‌کند.
ورود پسربچه‌ای جنگ‌زده از لندن که به‌اجبار باید او را یک هفته تحمل کند تا بتوانند خانواده‌ای برای او بیابند، زندگی او را وارد مرحله‌ای جدید می‌کند. حال یک لایه از روی زندگی او برداشته می‌شود و با حضور این پسربچه، ذهن آلیس دچار فلش‌بک‌هایی می‌شود؛ یک دگرباش که در جامعه‌ی آن زمان همچون یک ننگ محسوب می‌شد. فیلم با نزدیک شدن آلیس و فرانک به هم و فلش‌بک‌های ذهنی آلیس پیش می‌رود. شاید در ابتدا با ورود فرانک به زندگی آلیس و مقدماتی که از آلیس داریم، ناخودآگاه انتظار پایانی ملودرام به‌سبک چنین فیلم‌هایی را داریم. البته انتظار بیجایی نیست و فیلم در روند روبه‌جلویی که دارد دچار همین نتیجه می‌شود. اما آنچه این فیلم را یک ملودرام خوب و تحمل‌کردنی جلوه می‌کند، تقابل‌هایی‌ست که افراد با یکدیگر دارند. هر چند زندگی شخصی گذشته‌ی آلیس دچار همان کلیشه‌های مرسوم در زندگی یک دگرباش و عشق‌های نافرجامی از این دست است، اما این جنبه از زندگی او تنها و تنها به‌عنوان بخشی از شخصیت او حضور دارد و در خدمت پیش‌برد داستان است.
آلیس که نام‌اش و آن کنجکاوی‌اش ما را به یاد آلیس قصه‌ها می‌اندازد که به سرزمین عجایب ورود می‌کند، بی هیچ دنیای فانتزی‌ای در حال تحقق رؤیای دیدن «سامرلند» یا همان بهشت اثیری‌ست. در جایی از داستان فرانک سامرلند را مشاهده می‌کند و آلیس گویی هنوز آن‌قدر تطهیر نشده که بتواند این افق را در آسمان بیابد. فیلم کشمکش‌های انسانی بین شخصیت‌ها را به‌خوبی پرداخت می‌کند و با استفاده از مدیوم‌شات‌هایی که از هر کلوزآپی گیراتر هستند، آلیس قصه‌ی ما را در کشمکشی پایان‌ناپذیر با دنیای اطراف خود نشان می‌دهند. یکی از جسارت‌های خوب کارگردان در فیلم استفاده نکردن از فیلتر روی لنز است. او اجازه داده تا رنگ‌های طبیعی کار خود را کنند و مخاطب بتواند مرز بین سبزی چمن‌زارها و آبی دریا را بیشتر حس کند. گویی با این کار ما را به درون این دهکده روان می‌کند تا از نزدیک میان این کشمکش‌های زمان جنگ قرار بگیریم.
فیلم «سامرلند» آرام است و در عین حال پر تنش. می‌توان آن را در بین آثار خوب سال جاری محسوب کرد و از تماشای آن لذت برد. برای تماشای چنین آثاری باید به آنها اجازه داد تا خود را به‌آرامی مهمان ذهن ما کنند. سینمای بریتانیا هم در ارائه‌‌ی چنین آثاری همیشه با صبر و تأمل عمل می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟