«ایزابلا» با سرنگی در دست و با احتیاط وارد اتاقی میشود که دختری جوان در آن زندانی شده است. دختر جوان به ناگاه به ایزابل حمله کرده و گردن او را گاز میگیرد. ایزابل با ترس از اتاق بیرون میآید. یکی از پزشکان با دیدن ایزابلِ خونین سعی میکند، او را نگه دارد، اما ایزابل با سرنگ به او حمله کرده و فرار میکند.
داستانهای خونآشامی دیگر جزو داستانهای لاینفک سینما شدهاند و هر ساله چندین فیلم در ژانرهای مختلف به این نوع موجودات میپردازند. امسال نیز فیلمهای خونآشامی کم نبودهاند و در این میان چند داستان خوب را هم میشود نام برد. فیلم «خونآشامها در برابر برانکس» در ژانر کمدی توانست خودی نشان دهد. داستان خلاق و جذاب، تصاویری واقعی، شخصیتهایی پرداختشده و البته استفاده از کمدیای زیبا المانهایی بودند که باعث شدند این فیلم موردتوجه واقع شود. داستانی که با شخصیتهای اصلی نوجوانان و بازی خوب آنها توانست خود را بالاتر از بسیاری فیلمهای دیگر قرار دهد. استفاده از جلوههای ویژهی مناسب و گریم زیبا نیز در این فیلم به چشم میخورد.
اما فیلم «ویروس خونآشام» چگونه فیلمیست؟ آیا میتوان به آن استناد کرد؟ جواب «نه» است. فیلم نه از لحاظ داستانی حرفی برای گفتن دارد و نه از لحاظ تصویری. داستان این فیلم پر از ایراد و پر از سکانسهای طولانی، اضافی و خستهکننده است. فیلم از همان سکانس ابتدایی ایرادات خود را نشان میدهد؛ مشخص نیست چرا ایزابل در ابتدای داستان با احتیاط با یک سرنگ به سراغ یکی از افراد داخل اتاقکهای آزمایشگاه رفته بود. قصد او از بردن آن سرنگ به آن اتاق چه بود؟ از سوی دیگر سرگذشت دختری که در اتاق آزمایشگاه قرار داشت و بعد از ایزابل فرار کرد چه شد؟ شخصیتهای داستان هیچکدام تعریف درستی نشدهاند و برای وجودشان در فیلم دلیلی خاص ذکر نشده است، تنها سیاهیلشکرهایی هستند که میخواهند زمان فیلم را بیشتر کنند. مانند دوستان «جنیفر» که در یک سکانس تقریباً طولانی با جنیفر حرف میزنند و اما هویت مشخصی ندارند. جنیفر نیز به عنوان فردی که قرار است محور داستان باشد تنها به صورت دختری که زیاد کار میکند و تفریحی ندارد، تعریف میشود. دوست دیگر و هماتاقی جنیفر که همجنسگراست هم مانند دیگر شخصیتها بدون پرداخت باقی میماند. سکانس طولانی و خستهکنندهی آشنایی ایزابل با جنیفر نیز کاملاً بیمورد است: رقصهای طولانی و حرکاتی که بیجهت صورت میگیرد تا شاید بینندگانی را جلب کند.
از سوی دیگر گریم این خونآشامهاست که هرچه بیشتر زشت و احمقانه است تا ترسناک. این خونآشامها چنان که در پوستر فیلم هم دیده میشود تنها دو دندان بزرگ دارند که مدام با بازکردن دهانشان و نشاندادن آنها به دیگران قصد ایجاد ترس را دارند، در این میان صداهایی که هنگام نشان دادن این دندانها از این خونآشامها شنیده میشود نیز بر طنز بودن ماجرا افزوده است. در پایان باید این فیلم را جزو فیلمهایی دانست که دیدناش جز اتلاف وقت برای بینندهاش چیز دیگری به ارمغان نخواهد آورد.