«کانتو» پسر نوجوانیست که در روستایی قدیمی و توریستی زندگی میکند. مادرش و تمام اعضای آن روستا با فروش وسایل و سوغاتیهای سنتیشان گذران زندگی میکنند. کانتو به مدرسه میرود و باید تصمیم بگیرد که به کدام دانشگاه برود. او عاشق موسیقیهای جدید است و در گروهی گیتار مینوازد. او پدرش را نیز به تازگی از دست داده است. روزی «دبو» او را با خرسی که در قفسی گذاشته است، آشنا میکند و از او میخواهد از این خرس نگهداری کند. کانتو به خرس علاقهمند میشود، اما بعداً متوجه میشود قرار است این خرس در یک آیین مذهبی -به نام «ماریمو»- قربانی شود.
«آنیو موسیر» نام روستایی بوده که در دهه ۱۹۸۰ به «هوکایدو» تغییر نام پیدا میکند. داستان فیلم در این روستا رخ میدهد. فیلم در سکانسهای ابتدایی خود بهخوبی کانتو و زندگی او را در دنیای مدرن و امروزی نشان میدهد. مدرسه رفتن، گیتار زدن، حتی لباسهایی که میپوشد همه نشان از مدرنیتهای دارد که در دنیای او وجود دارد. او فرزندی از دنیای مدرن و امروزی است. اما رفتهرفته با جلو رفتن داستان این دنیای مدرن در میان دنیای سنتی و قدیمی گم میشود. چنان که هر چه به انتهای داستان میرسیم کمتر خبری از دنیای مدرن است و همه چیز سنتی و قدیمی دیده میشود. دبو به عنوان کسی که برخواسته از دنیای قدیمیست و هنوز به سنتها اهمیت میدهد، هر کاری را که انجام میدهد نشأت گرفته از همین دنیاست. دبو تلاش میکند روح گذشته را در این دنیای مدرن حفظ کند و همین امر باعث تقابل دنیای او با دنیای کانتو میشود. دبو در مقابل کانتو. دنیای قدیمی در مقابل دنیای جدید.
از یک سو کانتو که در دنیای مدرن بزرگ شده و دیگر آیینهای سنتی و مذهبی برایاش قابل درک نیستند، وجود دارد و در دیگر سو دبو است و تمام آن چیزها که از کودکی به او یاد دادهاند. کانتو نمیتواند این دنیای سنتی و خشونتی که در حال رخ دادن به نام آیین مذهبیست، درک کند. برای او خرس نه یک قربانی که موجودی زنده است که نباید درد و رنجی را متحمل شود. برای کانتو خرس روح دارد. همانطور که دیگر موجودات و طبیعت روح دارند. دبو اما به کارش ایمان دارد. برای دبو نیز همه چیز دارای روح است، اما آنچه دبو میبیند با آنچه کانتو درک میکند، متفاوت است. دبو به قربانیکردن خرس ایمان دارد و قربانی کردن یک موجود را برای زنده نگه داشتن دیگران امری طبیعی میداند. تقابل این دنیاها در فیلم به زیبایی نشان داده شده است.
کانتو نماد دنیای مدرن است، اما هنوز هم دعا میخواند و به روح معتقد است و این امر نشان از جدا نشدن دنیای مدرن از دنیای سنتی و قدیمی است. اینکه ما هرچه تلاش کنیم باز هم به پیشینههامان متصل خواهیم بود، حتی اگر به تایید بسیاری از کارهای گذشتگان نپردازیم. ما هنوز هم ریشههامان و گذشته و آیینهامان را در درون خودمان داریم.
تمرکز فیلم «آنیو موسیر» به نشان دادن آیین سنتی مردمان روستا است و فیلم به نوعی مستندگونه این آیین مذهبی را به تصویر میکشد. لانگشاتهای زیاد از طبیعت موجود در روستا و رود روان آن باعث نزدیکی ما به طبیعت میشود. کلوزآپ و مدیومشاتها از کارهایی که دبو و مردم روستا برای فراهم کردن مراسم آیین مذهبی انجام میدهند هم ما را با این آیین بیشتر آشنا میکند. تقابل برف با رنگهای لباسهای سنتی مردم روستا نیز تصاویری زیبا را ایجاد کرده است. صدای طبیعت و موسیقی زیبای سنتی مردمان آن ناحیه یکی دیگر از مزایای این فیلم محسوب میشود که در کنار دیگر المانها فیلمی دیدنی و شنیدنی را ایجاد کرده است.