عاشقانههای طولانی و خستهکننده
«سارا» بعد از چهارده سال دوری از «دُئُل» بالاخره تصمیم به جدایی و طلاق گرفته است و «آتون» پسر خود و دُئل را برای مدتی پیش پدر میفرستد. در این میان «زینب»، همسر دوم دُئل حامله است، اما او هم تصمیم به جدایی از همسر را دارد. کشمکشی بین دُئل، زینب و سارا رخ میدهد که اتفاقات داستان را رقم میزند.
«داستان دُئل» سریالی اندونزیایی بوده که طرفداران زیادی را هم در کشور خود و حتی دیگر کشورها داشته است. براساس این سریال فیلمی در سال ۲۰۱۸ ساخته شد، سپس سال ۲۰۱۹ قسمت دوم و در سال ۲۰۲۰ نیز قسمت سوم و پایانی این سری فیلمها ساخته شده است. داستان تمام فیلمها دربارهی دُئل، مردی میانسال، و روابط خانوادگی و زناشویی اوست. سارا همسرِ اول او بهدلایلی از او جدا میشود و پسرشان را نیز با خود میبرد. دئل با دوست صمیمی سارا با نام زینب ازدواج میکند، اما هرگز به صورت رسمی از سارا طلاق نمیگیرد. سارا بعد از شنیدن خبر ازدواج این دو آن را میپذیرد و حالا در قسمت سوم چالش جدیدی در برابر این خانواده قرار میگیرد.
زینب حالا که خود منتظر فرزند است، احساس میکند اگر با دُئل ازدواج نکرده بود، سارا و دئل دوباره به هم بازمیگشتند، پس برای ثبات زندگی خود و نداشتن احساس گناه و البته بهدلیل اینکه هنوز دُئل نتوانسته است همسر اول خود را طلاق دهد، میخواهد از او جدا شود. دئل بعد از شنیدن درخواست زینب ناراحت شده و تلاش میکند او را منصرف کند، اما زینب به تصمیم خود مسر است. حال دوئل باید برای زندگیاش تصمیم بگیرد. او اما هم سارا را دوست دارد و هم نمیتواند از زینب جدا شود.
فیلم «داستان دُئل» روایتی ساده و تکلایهای دارد. تمام فیلم به روابط میان افراد و دیالوگهای تکراریِ ردوبدل شده بین آنها میگذرد. همهچیز از زینب شروع میشود و او با دئل دربارهی تصمیم جداییاش صحبت میکند. همین دیالوگها -به شکلی دیگر- بین او و خواهر دئل ردوبدل میشود. سپس بار دیگر دوئل تمام این مکالمات را با سارا در میان میگذارد و در انتها نیز با مادر درباره این اتفاق به سخن مینشیند. مکالمهی سارا نیز ابتدا با وکیلاش دربارهی جدایی صورت میگیرد. سپس همین مکالمه با کمی تغییر بین او و دئل ردوبدل میشود. دئل نیز مدام حرفهایاش را با زینب، سارا، خواهرش و حتی مادرش تکرار میکند و داستان فیلم بهگونهای خستهکننده در یک چرخهی بیهوده و تکراری طی میشود.
علاوه بر مکالمات تکراری که قرار نیست هیچ واقعیت یا حتی دیدگاه جدیدی در خود داشته باشد فیلم پر شده از سکانسهای اضافی که باریبههرجهت در داستان رخ میدهند. در کل شخصیت «ماندرا» و هر سکانسی که به او ربط دارد در این فیلم جایی ندارند -اگرچه این شخصیت در سریال موردنظر هویت مستقل و تأثیرگذاری داشته است، اما وجود او و ارتباطاتاش با دیگر افراد، مسافرکشیهایاش با موتور و در نهایت دیدن عشق قدیمیاش در داستان، همهوهمه در مسیر داستان این فیلم نیستند و کاملاً بیفایدهاند و اگر وجود هم نداشتند در اصل ماجرا هیچ خدشهای وارد نمیکردند.
شاید تنها مزیت این فیلم را بتوان بازیگریِ بازیگران آن دانست، به ویژه بازیِ زینب بهعنوان زنی که احساس تنهایی و سرگردانی میکند قابل توجه است. اما داستان فیلم و طولانیشدن بیهودهی آن باعث میشود بازی بازیگران نیز بهچشم نیامده و بیننده جز انتظار تمام شدن فیلم خواستهی دیگری نداشته باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.