«پااُلا» دختری زیبا و ثروتمند است که از همان بچگی هر آنچه میخواسته را در اختیار داشته است. او در شرف ازدواج با مردی ثروتمند بوده، اما عشقی به این مرد ندارد. او عاشق همکلاسی قدیمیِ نهچندان ثروتمندش است، اما مادر او را مجاب کرده که باید با این مرد ثروتمند ازدواج کند. از سوی دیگر «پااُلینا» دختری فقیر است و همسر و دو فرزند دارد. آرزویاش داشتن آرامش فقط برای یک روز است. این دو که همکلاسیِ قدیمی بودهاند طی اتفاقاتی در جشن تجدید دیدار جایشان با هم عوض میشود و هر یک در بدن دیگری گرفتار میشوند.
داستان تغییرِ روح و شخصیت آدمها در فیلمهای زیادی سوژه قرار گرفته است. معمولاً هم داستانها به صورت کمدی نشان داده میشوند. این سوژه اگر خلاقیتی در خود داشته باشد میتواند سوژهای خوب باشد، اما اگر قرار است همان اتفاقات دیگر فیلمها در آن رخ دهد جز خستهکننده بودن چیزی دیگر نیست. یکی از فیلمهای آغازین در این ژانر فیلم «تفاوت دختر و پسر»، محصول ۲۰۰۶، بود که با جابهجاشدن شخصیت یک دختر با یک پسر مشکلات سر راه دختران و پسران سوژهی اصلی فیلم کمدیاش شده بود. فیلم «جهش»، محصول ۲۰۱۱، این بار جابهجایی روح دو مرد میانسال بود که یکی همسر و فرزند داشت و دیگری مجرد بود و همواره در حال خوشگذرانیهای سطحی. سوژهی اصلی و توجه بیشتر این فیلم به داشتن خانواده و احترام به روابط سالم بود. فیلمهای بسیار دیگری نیز از این سوژه برای داستان کمدی خود استفاده کردهاند، اما هیچکدام نتوانستهاند چنانکه باید داستانی زیبا را بیافریند. این سوژه در دنیای آسیای شرقی اما جالبتوجه است، زیرا در اینجا روح مقدس شناخته میشود و فیلمهای آن نه به صورت کمدی که بیشتر به صورت دراماتیک و ماورائی ساخته میشوند. انیمه «نام تو»، محصول ۲۰۱۶، انیمهای زیبا و تأثیرگذار است از دختر و پسری جوان که برای مدتی بدنهاشان جابهجا میشود و تجربهی جدیدی را در برابر خود میبینند. حتی امسال نیز فیلم «قرارهای سیدقیقهای ما» درباره تغییر بدن دو پسر است که هر بار تنها به مدت سیدقیقه فرصت دارند از بدنهاشان جدا شوند. این فیلم، این سوژه را با مردن یکی از این دو نفر حتی ارتقا نیز داده است.
اما فیلم «دیوانه برای تغییر» چگونه فیلمیست؟ این فیلم را هم میتوان در ادامهی همان فیلمهای کمدی و بهاصطلاح سرگرمکنندهی دنیای هالیوود دانست که این بار از اروپا سردرآورده است. فیلمی که مانند فیلم «جهش» تمرکز آن به خانواده و داشتن عشقی مناسب است. پااُلا که همه چیز را در ثروت میبیند با جابهجاشدناش به جای پااُلینا متوجه میشود که ارزش داشتن عشق و تشکیل خانواده بسیار بیشتر از ثروت است. نگاهی سطحی به مسآلهی ازدواج و خانواده که هرگز، نه در اینگونه فیلمها عمق گرفته است و نه میخواهد که عمقی داشته باشد، چرا که اگر عمق بگیرد دیگر یک کمدی خندهدار نخواهد بود و تبدیل به کمدیای سیاه میشود که باید واقعیتهای هر دو دنیا را ذکر کند و نشاندادن واقعیت این دو دنیا تلخ خواهد بود. اما فیلم در نشان دادن این کمدی سطحی نیز کاری انجام نمیدهد، حتی اتفاقات کمدی نیز نیستند. وجود دختری پولدار و از خودراضی که با زیردستاناش بدرفتاری میکند با دختری فقیر که با همه دوست است همان المانهای تکراری گذشته را در برابرمان قرار میدهد اما اینبار پرزرقوبرقتر؛ دنیای ثروتمندان و کمدهای پر لباس و کفشهای فراوانشان. و از سوی دیگر دختری فقیر که باید برای مایحتاج زندگیاش دست به هرکاری بزند. وجود دستیار پااُلا هم کلیشه است. درواقع تمام کاراکترهای فیلم و تمام اتفاقات برای بینندهای که قبلاً از این سوژه فیلمی دیده باشد، تنها کلیشه است. خندهدار نبودن اتفاقات هم فیلم را خستهکننده میکند. در پایان هم همهچیز به خوبی و خوشی تمام میشود و پااُلا با عشقاش ازدواج کرده و بچهدار میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.