«کاسه» کشتیگیری یازده ساله است و پدر موفق کشتیگیرش هم مربی اوست. بعد از اینکه دوست صمیمی او با نام «چارلی» به کما میرود، او تصمیم میگیرد یک فیلم خندهدار بسازد و معتقد است که این فیلم خندهدار میتواند دوستاش را از حالت کما بیرون بیاورد.
پیش از اینکه انیمیشنها وارد دنیای سینما شوند، این فیلمهای واقعی کودکانه بودند که میتوانستند دنیای کودکان را به چالش بکشند. اینگونه فیلمها بعد از اینکه انیمیشنها وارد عرصه شدند باز هم جذابیتهای خود را داشتند. اگرچه فیلمهای واقعی آنچنان که انیمیشنها میتوانند با دستی باز دنیایی جادوئی را بسازند، نمیتوانند دنیاهای عجیبی را نشان دهند، اما با ساختن دنیاهای واقعی بهشکلی طنزگونه میتوانند توجه کودکان را جلب کنند. فیلم «احمقها»، محصول ۱۹۸۵، دربارهی تعدادی دوست نوجوان است که تصمیم میگیرند بهخاطر نجات خانوادهی دوستشان از مشکلات مالی، نقشهی گنجی را دنبال کنند. اتفاقات جالب و خندهدار داستان باعث میشود این فیلم در آن دهه و حتی امروزه جزو فیلمهای جذاب این ژانر محسوب شود. «داستان کریسمس»، محصول ۱۹۸۳، نیز با آرزوی یک پسربچه برای داشتن یک تفنگ بادی و کارهایی که برای بهدست آوردن آن انجام میدهد از همین فیلمهای جذاب بهحساب میآید. اما در دهههای اخیر انیمیشنهای جذاب جای اینگونه فیلمها را گرفتهاند و کمتر میتوان فیلمهای واقعی را بدون دست داشتن جلوهای ویژه در آنها یافت که مخاطب نوجوان را نشانه گرفته باشد.
فیلم «معجزهی کشتی کریسمس» اما جزو کدام دسته است؟ پاسخ این سؤال راحت است، زیرا با شنیدن پلات کلی آن هم میتوان به احمقانهبودن همهچیز پی برد. قرار است چارلی که معلوم نیست چرا به کما رفته است با یک فیلم خندهدار که دوستاش ساخته است به دنیا باز گردد! از سوی دیگر فیلمی که کاسه میسازد حتی خندهدار هم نیست و جز یکسری تصاویر بیهوده با داستانی بیهودهتر و بازیگرانی مصنوعی نمیتواند فیلمی خندهدار هم باشد؛ درست مثل خود فیلم اصلی. سپس یکی از همسایههای کریس این فیلم را که همه میگویند بسیار خندهدار است، میدزدد و سپس سعی میکند با گرفتن مبلغی پول آن را به کریس و خانوادهاش پس دهد. مسیر این اتفاقات به معنای صحیح کلمه جز توهین به مخاطب چیزی دیگر نیست. اینکه این همسایه مردی با موتیفهای زشت و زنی که حتی نمیتواند سه کلمه را بهخاطر بسپارد، است میتواند یکی از دلایلی باشد که بیننده احساس کند فیلم به شعور او توهین میکند. آن هم نه بینندهی عادی بلکه کودکان و نوجوانان این زمانه که قرار است مخاطب فیلم باشند.
داستان مادر چارلی هم خندهدار نیست؛ او بدون اینکه از به کما رفتن پسرش ناراحت باشد همواره در حال انجام کارهای عجیبیست که بیننده نمیتواند آنها را درک کند. مابقی شخصیتهای فیلم نیز در همین حد بوده و نمیتوان آنها را حتی کاراکتر مشخص و خاصی درنظر گرفت. در پایان نیز چارلی با دیدن فیلم از کما بیرون میآید و معجزهی کریسمس اتفاق میافتد. حتی کشتیگیر بودن یا نبودن کاسه هم در جریان فیلم تأثیری ندارد، جز اینکه ده دقیقهی ابتدایی و پایانی فیلم به نشان دادن تصاویری از او درحال کشتیگرفتن میگذرد؛ زمانی برای هدر دادن.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.