پوستر فیلم کلید کریسمس

بابانوئل در دام داستان‌های کریسمسی

کلید کریسمس
The Key To Christmas
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

«بابانوئل» در شب کریسمس به خانه‌های بچه‌ها می‌رود و پنهانی زیر درخت‌های آنها هدیه می‌گذارد. در یکی از این خانه‌ها دختربچه‌ای بابانوئل را می‌بیند و هدیه‌ی او را در همان لحظه باز می‌کند. اما هدیه‌ای که در مقابل‌اش می‌بیند هدیه‌ای نیست که او آرزوی‌اش را داشته است. آنجاست که بابانوئل متوجه می‌شود باید ایرادی در پروسه‌ی بسته‌بندی و تقسیم‌ این هدایا وجود داشته باشد. بابانوئل به سرعت بازمی‌گردد و مسئول این کار یعنی «وینی» را به اتاق‌اش فرامی‌خواند و او را از کار اخراج می‌کند. وینی عصبانی شده و برای انتقام از بابانوئل کلید گذشته را می‌زند.
کریسمس و اتفاقات آن سوژه‌ای راحت و آسان برای ساخت فیلم هستند. سوژه‌ای که همیشه مخاطبان کودک نیز مشتاق شنیدن داستان‌هایی جدید از آن هستند. گاه عده‌ای از این سوژه‌ها به‌خوبی استفاده کرده و با خلاقیت به داستان‌های آن شاخ و برگ می‌دهند، گاه نیز فیلم‌ها به‌صورت داستان‌هایی سرهم‌بندی‌شده نمایش داده می‌شوند. در سال ۲۰۲۰ اما کفه‌ی ترازوی داستان‌های نه چندان خوب کریسمسی سنگین‌تر است و می‌توان تعداد زیادی از انواع این فیلم‌ها را نام برد. فیلم‌هایی که معمولاً برای جذاب‌تر نشان دادن خود واژه‌ی کریسمس را یدک می‌کشند، مانند: «کریسمس کالیفرنیایی»، «آرزوی کریسمسی چارلی» و «شب‌های قبل از کریسمس» فیلم‌هایی که برای بدتر‌بودن باهم مسابقه می‌دهند و نه برای بهتر بودن و حتی برای سرگرمی نیز نمی‌توان به آنها اکتفا کرد. اما داستان‌های خوبی نیز در همین سال دیده شده است. فیلم «جینگل جانگل: گردش کریسمسی» یکی از این فیلم‌هاست. فیلمی که با داستانی خلاق می‌تواند بیننده‌ی کودک و نوجوان و حتی بزرگسال‌اش را راضی کند. خلاقیت داستان، زیبایی تصاویر با استفاده از رنگ‌های شاد و خاص و نیز موسیقی و آوازهای زیبا و دلنشین به‌همراه بازی بازیگران آن باعث شده تا بیننده بتواند آن را دوست داشته باشد. اما فیلم «کلید کریسمس» هیچ‌کدام از این المان‌ها را در خود ندارد.
وینی یک اِلف است و زمانی که بابانوئل او را به‌خاطر بی‌مسئولیتی‌اش از کار برکنار می‌کند، با استفاده از کلیدی باعث می‌شود بابانوئل تغییر کرده و با گذشت زمان به جای اینکه پیرتر شود جوان و جوان‌تر شود. خب این امر قرار است بد باشد؟ چرا؟ شاید داستان اگر منطق خاصی در جزئیات‌اش داشت و اینقدر سطحی نبود، می‌توانست توسط کودکان پذیرفته شود، اما در ادامه‌ی داستان نحوه‌ی به‌دست‌آمدن کلیدِ زمانِ حال و درست شدن بابانوئل آن‌قدر در مسیری بدون خلاقیت و با اتفاقاتِ احمقانه‌ صورت می‌گیرد که کودک این زمانه را خسته می‌کند. کودکان با دیدن داستانی که برای‌شان ایجاد سؤال‌های بدون جواب می‌کند ارتباط برقرار نخواهند کرد. هرچه داستان جلوتر می‌رود سؤال‌ها بیشتر خواهند شد و کودک با پرسیدن اینکه چرا این اتفاق رخ داد یا آن اتفاق رخ نداد، گیج می‌شود. این سؤالات با بازی وحشتناک بازیگران نیز بیشتر می‌شود. تمام بازیگران مصنوعی بازی می‌کنند و موتیف‌های زشت و نامتناسب‌شان تماشای فیلم را نیز سخت خواهد کرد. حتی این فیلم سعی نکرده است خلاقیتی در لباس‌ها و در رنگ‌های آن‌ها ایجاد کند و حداقل زیبایی بصری خود را بیشتر کند. درنتیجه کودک از دیدن داستان و تصاویری فاقد جذابیت خسته خواهد شد و شاید حتی آن را ناتمام نیز بگذارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟