تصاویری از المپیک ۲۰۰۸ پکن آغازگر این فیلم است. زمانی که «جنی لانگ پینگ» مربی تیم ملی آمریکا و «چین جونهی» مربی تیم چین است. سپس فیلم با یک برش فلشبک شده و به سال ۱۹۷۸ میرود. زمانی که این دو تازه والیبال را در تیم ملی بانوان چین آغاز میکنند. جنی از ۱۸سالگی به تیم ملی والیبال زنان چین دعوت میشود، اما مربی شرط میکند هنگامی که توانست صدکیلوگرم وزنه را بلند کند، میتواند بازیکردن با توپ را آغاز کند. او مدتها تمرین سخت انجام میدهد تا بالاخره موفق میشود این کار را انجام دهد. جونهی هم که در ابتدا بخاطر نداشتن سرپناه به کمپ آمده، کمی بعد به عنوان کمککنندهی مربی کار خود را شروع میکند. او پسر جوانیست که در حیرت این دختران جوان و تلاش و سختیهای آنها مانده و آهستهآهسته به این ورزش علاقهمند میشود.
فیلم «پرش» داستان مسیر ساختهشدن موفقیتهای تیم ملی والیبال بانوان چین است که در سه دورهی زمانی متفاوت به تصویر کشیده میشود. همانطور که اشاره شد فیلم با تصاویری از المپیک ۲۰۰۸ پکن آغاز میشود و با فلشبک به سال ۱۹۷۸ میرود. در یک سوم ابتدایی فیلم اتفاقات از سال ۱۹۷۸ آغاز شده و تا ۱۹۸۱ ادامه مییابد. در این دورهی زمانی به طریقهی شکلگیری، ساخت و آمادگی اعضای تیم پرداخته میشود. این تیم در سال ۱۹۸۱ به تیمی قدرتمند در قارهی آسیا تبدیل شده است. داستان سپس به سال ۲۰۰۸ باز میگردد و به بازی حساس و مهم تیم ملی چین و تیم ملی آمریکا میپردازد. اینجا دو دوست قدیمی باید با هم رقابت کنند و لانگ پینگ باید آرزوی تیماش را بر آرزوی کشورش ترجیح دهد؛ او خود و موفقیتهایاش را مدیون کشورش میداند. فیلم بعد از این رقابتها با نگاهی کوتاه به زندگی لانگ پینگ به سال ۲۰۱۶ رفته و این بار او را در مقام مربی تیم ملی بانوان چین نشان میدهد. او باید برای مسابقات المپیک ۲۰۱۶ ریو آماده میشود.
از همان آغاز فیلم «پرش» به خوبی میتوان واقعیبودن و ملموس بودن تصاویر را احساس کرد. تمام بازیگران فیلم چنان قوی و بااحساس بازی میکنند که انگار آنها واقعاً اعضای تیم بانوان هستند. حتی چنان است که بیننده فراموش میکند در حال دیدن یک فیلم است. اشکها و فریادهای بازیگران و تصاویری که از مسابقات برگزارشده نشان داده میشود، همه واقعی دیده میشوند، چنانکه گفته میشود بازیگر نقش پینگ، «گونگ لی»، برای اینکه رفتارهایاش شباهت هرچه بیشتری با رفتارهای کاراکتر واقعی داشته باشد، مدت مدیدی فیلمهای مسابقات برگزارشده را تماشا کرده و با پینگ رفتوآمدهای فراوانی داشته است.
این تصاویر پراحساس و پرتنش با صدای موسیقیای زیباتر نیز دیدنی و شنیدنی شده است. موسیقیهای استفاده شده در فیلم یکنواخت نیست و در سکانسهای طولانیِ بازی تیمها این موسیقی متناسب با اتفاقات بازی عوض می شود؛ گاه پرتنش است و از تلاش بازیکنان حرف میزند، گاه آرام شده و گریههای این بازیکنان را نشان میدهد. از همه مهمتر صدای فریاد زنانیست که همواره در پسزمینهی تمام این موسیقیها شنیده میشود؛ فریادی که نشان میدهد آنها با تمام سختیهای پیشرویشان هرگز تسلیم نشدند و چندین برابر دیگر تیمها تلاش کردند تا به موفقیت دست یابند. گاه حتی تصاویر بدون صدا دیده میشوند، زیرا هیچ موسیقی و کلامی یارای نشان دادن حسِ موجود در آن لحظه را نخواهد داشت.
این فیلم به زیبایی دختران نابلد چینی را نشان میدهد که با زخمهای فراوان بر تمام روح و جسمشان تلاش کردند تا موفق شوند. فیلم به صورت عینی این زخمها را نشان نمیدهد -جز در سکانسهای اول که هنوز کاملاً داستان شروع نشده بود.- انگار برای تمام این زخمها هم احترام قائل است. فیلم هوشمندانه در یک سکانس پینگ را نشان میدهد که اجازه دارد ماشیناش را در قسمت معلولین پارک کند و در جایی دیگر هنگامی که برای بازیکناناش حرف میزند، اشاره میکند که او قلب یک شصت ساله و بدن یک هشتاد ساله را دارد. داستان نه تنها از موفقیتهای این زنان حرف میزند، بلکه از فداکاریها و سختیهای مسیر نیز سخن بهمیانمیآورد. و چه چیزی بهتر از این فیلم میتوانست در ستایش این تلاشها باشد؟
نباید از قابهای دوربین نیز غافل شد. فیلم در فلشبکها رنگی متفاوت دارد؛ دوربین با فیلتر کردن تصاویر رنگی کهنه و کمی تاریک به آنها داده است. تصاویر در دهههای جدید شفافتر و پررنگتر هستند که خود نشان از گذشتن از سختیها و تاریکیهای دارد. کلوزآپهای دستها و صورت بازیکنان و مربی نیز بهخوبی از احساسات این افراد سخن میگوید. نگاه دوربین در هنگام برگزاری مسابقات کاملاً حرفهای بوده و احساس دیدن یک بازی واقعی والیبال را به بیننده القا میکند.