فرانچایزهای مارول و دیسی نزدیک به دو دهه است که کل سینمای بدنه و تجاری را از آن خود کردهاند. بعد از ورود مرد عنکبوتی ۱ و استقبال منتقدان و مخاطبان، بسیاری از تولیدکنندگان صنعت سینما بد ندیدند که ذرهذره ابرقهرمانهای کمیکبوکها را روی پردهی سینما بیاورند. آنها یکیپسازدیگری روی پرده میرفتند و آنقدر زیاد شدند که در نهایت کمپانیها تصمیم گرفتند تا آنها را در قالب انتقامجویان و در کنار هم روی پرده بیاورند. در این میان جای زنها بسیار خالی بود و سعی بر این شد تا ابرقهرمانهای زن مانند «زن شگفتانگیز» از نسل محافظان زمین و «بیوهی سیاه» نیز وارد ماجرا شوند. این آشفتگی و هرجومرج در شخصیتهای ابرقهرمانی را طی چند سال اخیر به دفعات شاهد بودهایم. حال و در سال ۲۰۲۰، سری دوم «زن شگفتانگیز» روی پردهها رفته و قرار است داستان او را در سال ۱۹۸۴ مشاهده کنیم.
اینکه فیلمهای پرهزینهی ابرقهرمانی نتوانند روایت مستقلی، جدای از هرجومرجهای موجود در فیلم برای نشان دادن قدرت ماورایی آنها، داشته باشند بسیار آزاردهنده است. اینکه کسی کشتهمردهی این دسته از فیلمها باشد یا متنفر از آنها در نگاه فرمیک و محتوایی فیلم تأثیری ندارد. بسیاری ملودرامهای هندی هستند که علیرغم نداشتن حتی یک فاکتور در روایت ساختارمند، اما طرفداران زیادی دارند. روی صحبت با این دستهی خاص از مخاطبان نیست، چون این عزیزان در هر حال اثر مورد نظر خود را تماشا میکنند؛ چه سریالهای آبکی شبکههای فارسیزبان و چه لیگ عدالت و انتقامجویان.
اولین نکتهای که در فیلم بسیار هویدا است، همتراز نبودن بازیگری همچون «گیل گدوت» و شخصیت زن شگفتانگیز است. این شخص در نهایت میتواند یک مدل خوب برای مجلاتی مانند لایف و ووگ باشد. اما اینکه بخواهیم از او بازی قابل قبولی برای فیلمی ابرقهرمانی بگیریم، بسیار از حد او فراتر است.
نکتهی بعدی در این فیلم روایت ازهمپاشیدهی آن است. فیلم هیچگاه عنوان نمیکند که در نهایت رو به کدام سو دارد؛ میخواهد در باب فضیلت حقیقت بگوید؟ البته که با تکرار بیش از ۱۰ مرتبهی این واژه در طول فیلم نمیتواند به این منظور برسد. آیا فیلم یک فکاهی در باب شخصیت ترامپ است؟ اگر اینگونه است که کاراکتر «مکسول لرد» آنقدر بیمحتوا و بهدور از شخصیتپردازی است که فیلم را در حد تاکشوهای احمقانهی «جیمی کیمل» و دوستان پايین میآورد. پس فیلم چه میخواهد بگوید؟ حرف حساب کارگردان و کمپانی برادران وارنر چیست؟ فقط زره طلایی و ساقهای بلند و سکسی گیل گدوت؟ اگر اینگونه است که باید به فینچر و اسکورسیزی حق داد که بهسراغ نتفلیکس رفتهاند.
شاید باید به شکواییهی اسکورسیزی یا اثان هاوک در باب سینمای ابرقهرمانی حق داد. شاید بهتر باشد بهجای سهساعت هرجومرج و شلوغی بیدلیل، ذهن آشفتهی خود را در پارکی نزدیک منزل رها کنیم و از استنشاق هوای تازه لذت ببریم. باید امیدوار بود که سینمای ابرقهرمانی که طیف وسیعی از نوجوانان و تازهعلاقهمندان سینما را گرد خود آورده است، بتواند بهلحاظ فرم و محتوا به حدواندازههای هزینهای که صرفاش میشود، برسد. شاید آرزویی محال باشد، اما امید بذر هویت ماست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.