«میلی»، دختری جوان، با مردی جوان برای اولینبار ملاقات میکند. این مرد که از همان ابتدا خود را با رفتارهایاش عجیب نشان میدهد بعد از پایان قرار ملاقات میلی را تا خانهاش دنبال میکند. میلی با پلیس تماس می گیرد، اما از آنجا که او دیگر در خانه است و مرد جوان هم به ظاهر رفته است، از درخواست کمک پشیمان میشود. چند لحظه بعد میلی در خانه بیهوش میشود و زمانی که چشماناش را باز میکند، خود را بستهشده به یک صندلی در برابر مردی که صورتاش را بهطرز عجیبی پوشانده است، میبیند.
فیلم «ناپدید شدن آلیس گرید»، محصول ۲۰۰۹، داستان دو مجرم سابقهدار است که دختر جوانی را میدزدند و او را تحت انواع شکنجههای دردناک قرار میدهند. این فیلم علیرغم اینکه تنها از سه بازیگر و با بودجهای کم ساخته شده، اما جزو فیلمهای موردتوجه بسیاری از مخاطبان و منتقدان سینمایی است. فیلم پر شده از صحنههای خشونت و آزار و این صحنهها چنان تأثیرگذار هستند که بیننده حس میکند تصاویری واقعی را درحال مشاهده است. درواقع هنر این فیلم بیپروایی آن در نشان دادن این سکانسهای شکنجه نام برده شده است. این فیلم داستان پیچیدهای نیز دارد و برای گروگان گرفتن آلیس دلایل پشتپردهای وجود دارد که بهآهستگی نشان داده میشود. درواقع رمزآلود بودن داستان یکی دیگر از دلایلیست که این فیلم را جذاب کرده است. اما دربارهی فیلم «به سمت من بیا عزیزم» میتوان گفت که هیچکدام از المانهای ذکرشده در فیلم «ناپدید شدن آلیس گرید» وجود ندارد؛ نه هدف مشخص، نه داستان جذاب و نه بازیگری یا حتی روند اتفاقات خاص.
مردجوان میلی را به صندلی بسته و هنگامی که میلی بههوش میآید بهوسیلهی دستگاه شوک او را شکنجه میکند. مرد جوان میخواهد میلی مطابق خواستهی او عمل کند و بهگونهای میلی را عاشق خود ببیند. میلی در ابتدا مقاومت میکند، اما در نهایت به خواستهی مرد جوان عمل میکند. درواقع فیلم نه شهامت نشان دادن شکنجهی خاصی را دارد و نه توانایی داشتن روایتی خاص. شکنجهها محدود به همان شوکهای ابتدایی فیلم میشوند که بهصورت خستهکنندهای تا اواسط آن نیز ادامه پیدا میکنند. حتی خلاقیتی در قاببندی فیلم دیده نمیشود تا بیننده بهواسطهی آن بتواند داستان را تحمل کند. در این میان کارگردان با نشان دادن تصاویری سعی دارد خلاقیتی در روایت خود ایجاد کند، اما جز نامربوط بودن و بیمعنیتر کردن آن کار دیگری انجام نمیدهند. مشخص نمیشود چرا باید این تصاویر هنگامی که میلی بیهوش است، دیده شوند؛ آیا او رؤیای خاصی را میبیند و چرا باید این رویاها را ببیند؟ فیلم هرگز به این سؤالها پاسخ نمیدهد.
در اواسط فیلم دختر جوان دیگری وارد داستان میشود. این دختر قربانی گذشتهی مرد جوان است که او نیز سرگذشتی بهمانند میلی داشته، اما اوکیست و چرا هنوز در خانه است؟ چرا مرد جوان سراغ قربانی دیگری رفته است؟ آیا آنها اولین قربانی این مرد هستند یا قربانیهای دیگری نیز وجود داشته است؟ فیلم از گذشتهی هیچکدام حرف نمیزند و هیچ هدفی را هم برای شخصیتهایاش در نظر نگرفته است. در این فیلم عملا چیزی به عنوان پرداخت شخصیت وجود ندارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.