دختری جوان در اتوبوس است. او به قصد کشتن پدرش که سالهاست با آنها زندگی نمیکند، راهی شهری شده که تا به حال به آنجا نرفته است، زیرا مادرش از نامهای گفته که پدر برای او نوشته و اعلام کرده که میخواهد بازگردد و مادر را بکشد. پس دختر برای نجات جان مادرش تصمیم میگیرد زودتر به سراغ پدر برود. با ورود به شهر پدر اما این دختر با شهری سوتوکور مواجه میشود.
فیلم «دختر» یک فیلم ماجراجویانه و هیجانانگیز میتوانست باشد اگر داستاناش ابهامات موجود را نداشت و کمی هم منطق در آن دیده میشد. فیلم از همان ابتدا با ابهام آغاز میشود و در پایان نیز بسیاری از آنها را باقی میگذارد. دختر بدون اینکه هیچ تصور خاصی از پدرش داشته باشد تنها بخاطر نامهای که حتی ندیده است، به سراغ او میرود و با شهری عملاً مرده مواجه میشود. افراد درون این شهر تنها محدود به تعدادی از کسانی هستند که معلوم نیست که هستند و چه میکنند. متصدی باری از دو برادر خلافکار و معروف شهر میترسد و انگشتاناش را بهخاطر آنها از دست داده است. چرا و چطور این اتفاق برای متصدی افتاده برای کارگردان مهم نبوده، تنها این مهم بوده که میزان ترسناکبودن این دو برادر نشان داده شود و شهر ناامن دیده شود. زنی سیاهپوست که درون بار همواره در حال نوشیدن است؛ او نیز بدون اینکه به درستی مشخص شود کیست، تنها وجود دارد تا از پدر دختر تعریف کند و او را خوب نشان دهد. هر دوی این شخصیتها هستند که در مسیر دختر به او کمک کنند بدون اینکه دقیقاً هویتشان شناخته شود. چند مرد دیگر هم در تصاویر نشان داده میشوند شاید فقط بخاطر اینکه وجود بار درون آن شهر مرده کمی منطقی دیده شود.
از سوی دیگر داستان دو برادر خلافکار شهر است که معلوم نیست آنها هم دقیقاً چرا خلافکاراند و چه کاری انجام میدهند. آنها جز پرسه زدن در شهر و ترساندن این و آن چه کار دیگری انجام میدهند؟ مشخص نمیشود. برادر کوچکتر که در ابتدا خود را به دختر نزدیک میکند هم شخصیتی کاملاً قابل پیشبینی دارد و همه میدانند اینگونه شخصیتهای به ظاهر جذاب در ادامه تبدیل به همان خلافکاران مهم داستان میشوند. داستان این دختر و اتفاقاتی که برایاش رخ میدهند هم معنای کامل شانس هستند. او با شانس میتواند به راحتی از دست این دو برادر فرار کند. اما نهایت شانس او در سکانسهای پایانی دیده میشود جایی که گلولهی تفنگ یکی از برادران با تبری که دختر به سمت همان برادر پرتاب میکند، تغییر مسیر داده و او را نجات میدهد! اگرچه کمی هوشیاری نیز در این دختر دیده میشود، اما در نهایت همهچیز احمقانه است. داستان مادر و پدرش و کینهی آنها هم سادهلوحانه و بدون جزئیات خاصی روایت میشود.
اما شاید تنها المانی که میتوان در این فیلم به آن توجه کرد بازی «بلا ثورن» است. کاملاً مشخص است که این بازیگر توانمند برای بازی کردن در فیلمهای بسی بزرگتر آمادگی کامل را دارد و حیف است که او در این گونه فیلمها بازی کند. او به خوبی توانسته بود شخصیت یک دختر آشفته را نشان دهد. او در فیلمِ خوب «شرمآور» که در اواسط سال اکران شد نیز استعداد خود را نشان داده بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.