پوستر فیلم لحظاتی در فضازمان

شترگاوپلنگ

لحظاتی در فضازمان
Moments in Spacetime
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

گاهی یک فیلم ساز، بدون آنکه بداند قرار است چه روایتی را به‌تصویر بکشد، قصد دارد روایت آبکی خود را در فرمی بزرگ‌تر از آن قاب‌بندی کند. شاید او می‌توانست به‌جای این همه زحمت بیهوده برای فضازمانی کردن لحظات شخصیت اول خود، یک فیلم تینِیجری ساده و بی‌ادعا بسازد. او مطمئناً می‌توانست در همین مسیر فیلم خود را موفق‌ کند. اما با تعجب، اصرار دارد تا فرمی پست‌مدرن به اثر خود ببخشد و آنقدر از لابه‌لای اثر بیرون می‌زند که تا نیمه‌های فیلم دیگر قابل تحمل نیست.
فیلم قرار است داستان دختری تایلندی را روایت کند که بازمانده‌ی سونامی بزرگ سال ۲۰۰۴ است. این دختر در میان فرهنگی که از آن برآمده و فرهنگی که در آن بزرگ شده معلق است. نه کانادایی‌ها او را به‌عنوان یک شهروند درجه‌یک می‌پذیرند و نه خود می‌داند که اصالت‌اش را چگونه به‌دست آورد. تک‌صحنه‌هایی که کارگردان به‌عنوان موتیف در اثر خود استفاده می‌کند تا این معلق بودن را به مخاطب نشان دهد، سلف‌پرتره‌هایی‌ است که او هر شب در اتاق‌اش از خود می‌گیرد. خانواده‌ای که او را به سرپرستی قبول کرده‌اند، نهایت کم‌لطفی را در حق او ابراز می‌دارند. اما گویا کارگردان قرار نیست به این روابط بپردازد. او با تمرکز روی شخصیت اصلی خود و واگویه‌های راوی فیلم، قصد دارد آن حس فضازمانی را وارد اثر خود کند. اما واقعاً موفق نشده است. فیلم تبدیل به لحاف چهل‌تکه‌ای شده که هیچ‌گاه در طول آن به ساختارش پی نمی‌بریم. فیلم به‌معنای کامل دچار ضعف در پیشبرد روایت اصلی خود است. هر بار به جایی می‌پرد. طی چند صحنه فقط ارتباط او با خواهرخوانده‌اش را نشان می‌دهد. اما هیچ‌گاه این خانواده را وارد فیلم نمی‌کند. آن پیرمرد دچار زوال عقل که پدربزرگ ناتنی اوست و رابطه‌ای که از میانه‌ی فیلم بین آنها شکل می‌گیرد هم لقمه‌ی ناجوری‌ است که فیلم قرار است آن را ببلعد. جوان بریتانیایی که در یک نگاه عاشق او می‌شود هم نقش خاصی در فیلم ندارد. همین‌قدر که در بعضی از صحنه‌ها مقابل هم قرار می‌گیرند، برای کارگردان کافی است.
این فیلم با دوری کارگردان‌اش از بلندپروازی می‌توانست تبدیل به یک ملودرام متوسط شود. اما اصرار او بر قرار گرفتن این اثر در رده‌ی آثار روشنفکرانه و تا حدودی پست‌مدرن، باعث شده هیچ تکه‌ای در کنار تکه‌ی دیگر جای نگیرد و در نهایت با فیلمی مواجه شویم که همه‌چیز و هیچ‌چیز است. شاید همان اصطلاح «شترگاو‌پلنگ» عنوان مناسب‌تری برای فیلم باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟