«بروتوس» پسر ناخواستهی «جولیوس سزار» است. بههمین دلیل سزار در کودکی او را در خرابههای شهر رها میکند و او در همان خرابهها بزرگ میشود. سزار حاکمی دیکتاتور است که به هر بهانهای آدمهای اطرافاش را میکشد. آشنایی بروتوس با تعدادی از بزرگان رم که مخالف سزار هستند و قصد کشتناش را دارند، منجر به اتفاقاتی میشود که سرنوشت بروتوس را تغییر خواهد داد.
فیلم «بروتوس در مقابل سزار» قرار بوده داستانی کمدی باشد که در بستری از وقایع تاریخی-تخیلی رخ دهد، اما این فیلم نیز بهمانند بسیاری از فیلمهای دیگر از این کار عاجز مانده است. جولیوس سزار پادشاهی احمق است که هر شخصی مخالفاش باشد را به سیاهچاله میفرستد تا سر فرصت با برگزاری یک مسابقه بین این اشخاص و سربازان دلاورش آنها را به تقلا برای جان خود وادار کند. این مخالفتها میتواند صحبت کردن در حین سخنرانی باشد یا حتی عطسه کردن مقابل او. از سوی دیگر بروتوس نیز با کارهای خود و رفتارهایاش نشان میدهد یک احمق سادهلوح است. مثلاً زمانی که برای کشتن سزار به قصر میرود، ناگهان پایاش لیز خورده و در برابر سزار بر زمین میافتد و نه خودش میتواند سزار را بکشد و نه اجازه میدهد دیگران سزار را غافلگیر کنند و بکشند یا زمانی که بهخاطر ترساش در برابر سربازان سزار در زمین مسابقه تنها چشماناش را میبندد و میایستد و همین حرکتاش الهامی میشود برای دیگران تا در برابر سربازان سزار بایستند. تمام این اتفاقات قرار است موقعیتهایی کمدی را ایجاد کنند که بیننده از دیدن آنها لذت برده و بخندد، اما آیا این اتفاقات میتوانند بیننده را به خنده بیندازند؟
فیلم «احمق و احمقتر»، محصول ۱۹۹۴، داستان هری و لوید، دو دوست صمیمی، است که میخواهند یک کیف پرپول را به صاحباش برسانند. این فیلم اگرچه داستان خاصی ندارد و کاملاً معمولی است، اما با تکیه بر بازی بازیگراناش، جیم کری و جف دنیِلز، است که میتواند اتفاقی خاص شود. این دو بازیگر با حرکات صورت و بدن خود میتوانند بهخوبی نقش پت و متهای دنیای واقعی را بازی کنند. حتی شاید شوخیهای خاصی نیز در فیلم دیده نشود، اما باز هم این دو بازیگر هستند که باعث میشوند فیلم در چشم مخاطبان موفق دیده شود. دربارهی فیلم «بروتوس در مقابل سزار» اما اتفاقات کاملا برعکس رخ میدهند و این فیلم برخلاف داستانی که میتواند خاص باشد بازیگران معمولیاش هستند که نمیتوانند از پس نقشهای خود برآیند. برقراری ارتباط با کاراکترهای این فیلم به خاطر بازی غیرحرفهای بازیگراناش بسیار سخت است. بازیگران گاه بدون احساس دیده میشوند و گاه موتیفهای اغراقآمیزی در رفتارهاشان وجود دارد.
در نهایت هم فیلم «بروتوس در مقابل سزار» از داستانی سادهلوحانه تشکیل شده که بدون ایجاد موقعیتهای کمدی خاص و با بازیگرانی معمولی محکوم به شکست است. اینکه یک دیکتاتور به تمسخر گرفته شود و کارهایاش بزرگ جلوه کند میتواند بستر خوبی برای یک فیلم کمدی باشد، اما برای این کار نیاز به تجربه و خلاقیت است که کارگردان این فیلم نه تجربهی آن و نه خلاقیتاش را دارا است. او پیش از این بازیگر فیلمهای ضعیف سینمایی بوده که به ناگاه و بدون هیچ پیشزمینهی تخصصی قصد ساخت فیلم خودش را کرده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.