پوستر فیلم شکار

توهمی که واقعی شد

شکار
The Hunt
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده سارا

سکانس ابتدایی فیلم با نشان دادن مکالماتی که به‌صورت پیام بین چند نفر صورت می‌گیرد، آغاز می‌شود. آنها نوید رفتن به عمارت و شکار‌کردن افراد را می‌دهند. در سکانس بعدی، این افراد در هواپیمایی به قصد رفتن به این عمارت دیده می‌شوند و افرادی را که قرار است شکار کنند را نیز بی‌هوش به همراه دارند. فیلم با قرار دادن دوازده نفر، درحالی که همه دهان‌بند دارند، در میان جنگل نشان می‌دهد که شکار آغاز شده است.
فیلم «شکار» داستان ثروتمندانی‌ست که برای تفریح، مردم فقیر و عادی دیگر را می‌کشند. فیلم از همان ابتدا نشان می‌دهد که با کسی شوخی ندارد و نمی‌توان هیچ اتفاقی را در آن از قبل پیش‌بینی کرد. در سکانس دوم و در هواپیما به‌راحتی چهره‌ی این ثروتمندان نشان داده شده و اولین شوک را به بیننده منتقل می‌کند. اما تازه اول راه است. درواقع این شوک‌ها به‌صورت سکته‌هایی ناگهانی در سکانس‌های تعقیب‌وگریزِ داخلِ جنگل به‌طور متمادی بیننده را غافلگیر می‌کنند. چنان‌که خون‌ریزی و کشتار از همان آغاز شروع شده و بیننده نمی‌داند دقیقاً کدام شخص قرار است، قهرمان داستان باشد. هر آن که فکر می‌کند توانسته قهرمان را بیابد داستان تغییر رویه داده و قهرمان قدیمی جای خودش را به قهرمانی جدید می‌دهد. نوع کشته‌شدن افراد هم جالب توجه است و هرکدام به‌گونه‌ای متنوع و خلاق کشته می‌شوند. متلاشی‌شدن ناگهانی صورت، قطع شدن ناگهانی دست و پا، گیرکردن در تله‌های وحشتناک، کشته شدن با تفنگ‌های شکاری و مصدوم شدن با کمان. حتی مردن با بمب و نارنجک هم درون تصاویر دیده می‌شود. داستانی کاملاً حساب‌شده و دقیق که بیننده را مجاب به دیدن‌اش می‌کند.
فیلم، اما در زیرِ لایه‌ی رویی خود حرفی دیگر دارد. با اشارات کوچکی که در فیلم می‌شود می‌توان به‌راحتی متوجه شد این یک کشتار عادی نبوده است. فیلم درواقع نشان‌دهنده‌ی دعواهای سیاسی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان است. دعوای قرمز در برابر آبی. دعوای ثروتمندان گلوبالیست و پرافاده که درون خانه‌ها و عمارت‌های بزرگ خود زندگی می‌کنند، دربرابر دهاتی‌های احمق و نژادپرستی که جز توهم توطئه چیزی دیگر در ذهن ندارند. این فیلم قرار بود در سال ۲۰۱۹ اکران شود. پیش از اکران‌اش اما با توئیتی که رئیس‌جمهور آمریکا؛ دونالد ترامپ درباره‌ی آن می‌زند، مورد توجه بیشتر عموم قرار می‌گیرد. در این توئیت ترامپ بدون اینکه دقیقاً بداند فیلم از چه حرف می‌زند، به‌شدت به آن می‌تازد. فیلم به‌خاطر تیراندازی‌های اُهایو و تگزاس و این توئیت ترجیح داده شد در زمانی دیگر اکران شود. با ورود کرونا اقبال فیلم باز هم کمتر شد تا این فیلم در مارس سال ۲۰۲۰ اکران شود.
اما فیلم قرار است از چه چیزی حرف بزند که نه راست‌ها درست متوجه آن شدند و نه چپ‌ها؟ فیلم درواقع در ستایش هیچ کدام از این دو گروه نیست، بلکه برعکس به‌شدت از آنها انتقاد کرده است. فیلم پر از کشتار دوسویه است. افراد هر دو گروه کشته می‌شوند و در میان این جنگل بزرگ و درهم با سلاح‌هایی که هرکدام در دست دارند انتظاری جز مردن برای هیچکدام‌شان نیست. این همان حرفی‌ست که داستان می‌زند. اینکه در میان این جنگ‌های سیاسی قرار نیست کسی برنده شود. قرار نیست آرامشی برای هیچ‌کدام از دو طرف باشد. بگذارید حالا که دل‌تان می‌خواهد، ‌به‌جای اینکه در فضای مجازی یکدیگر را متهم کنید و بر سر همه‌چیز دعوا کنید و واژه‌های‌تان را بی‌پروا به هم شلیک کنید، بیایید در زمین و با تفنگ‌های واقعی به هم شلیک کنید و بگویید که چه می‌خواهید. که کدام برنده می‌شوید. اما شاید بهتر بود داستان به عمق دلیل این اتفاقات کمی می‌پرداخت. شاید اگر به دلیل وجود این همه تنفر نیز پرداخته بود، داستان بهتر و زیباتر از این نیز می‌شد. اینکه چرا مردم همواره در فکر تئوری توطئه هستند؟ چرا باور دارند که همیشه کسانی درحال ریختن نقشه‌ای برای ازبین‌بردن مابقی افراد دیگر هستند؟ فیلم به این جزئیات نمی‌پردازد. تنها سعی دارد همان اتفاقات گذشته را به ما نشان دهد. و البته که توانسته به‌خوبی هم نشان دهد. اما همین امر نیز باعث شده دیگر ظرافت داستان‌هایی چون «بازماندگان» و «لاست» را نداشته باشد. نویسندگان این فیلم «دیمون لیندلوف» و «نیک کیوز» هستند. پس از آن‌ها که در کارنامه‌ی خود چنین داستان‌هایی دیده می‌شود بیش از این توقع است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟