«سارا» بههمراه دوست و عکاساش «جیسون» قصد دارند عکسهای جدیدی را بگیرد. آنها بههمراه «مگان»، یکی از دوستان جیسون که آرایشگر است، به سمت جزیرهی کوچکی که با جزومد از آب بیرون میآید و دوباره در آب فرو میرود، میروند. این جزیره سه ساعت با ساحل فاصله دارد. هنگامی که به این جزیرهی کوچک میرسند، متوجه میشوند که کوسهای در اطراف آنهاست.
فیلم «آبهای کمعمق» محصول ۲۰۱۶ سرگذشت دختری جوان به نام نانسیست که بعد از مرگ مادرش به ساحلی که مادرش به آن علاقه بسیار داشته، میرود. بعد از چند ساعت موجسواری هنگامی که قصد بازگشت به ساحل را دارد، مورد حملهی یک کوسه قرار گرفته و پایاش زخمی میشود. او که از ساحل دور است با یافتن یک خشکی کوچک سعی میکند خود را از کوسهای که در اطرافاش حرکت میکند در امان نگاه دارد. فیلم بهخوبی توانسته احساس تنهایی و ترس نانسی را نشان دهد و البته که درحدواندازهی داستان خود هیجان را نیز به بینندهاش منتقل میکند. بازی خوب «بلیک لایولی» نیز در انتقال این احساسات اثرگذار است. در این فیلم کارگردان سعی نکرده است با وارد کردن شخصیتهای بیهوده در داستان خود، به فضای فیلم هیجان بدهد، شاید این بهترین مزیت این فیلم بوده است. فیلم «فصل کوسه» نیز داستانی دقیقاً بههمین گونه دارد و میتوان گفت این فیلم یک نسخهی بسیار ضعیفتر از فیلم «آبهای کمعمق» میتواند باشد. در این فیلم هم سه دوست برای عکاسی روی جزیرهای موقت و صخرهای عازم دریا میشوند. در این میان کوسه یکی از آنها را میکشد و دو نفر دیگر تلاش میکنند خود را به ساحل برسانند. شخصیتهایی که چندان توسط داستان به بیننده شناخته نمیشوند. حتی دختری که در ابتدای داستان توسط کوسه به ناگاه کشته میشود هم سرنوشتی نامعلوم در فیلم دارد و فقط بوده است تا در یک سکانس دیده شود.
طبق معمول این داستانها، دو نفر باقیمانده هر دو باتری گوشیهاشان تمام شده است و جز یک تماس کوتاه که سارا با پدرش دارد کار دیگری نمیتوانند انجام دهند.. انگار تکنولوژی اسباب زحمت این نوع کارگردانهای سطحیست و آنها باید همیشه راهی برای خلاص شدن از آن بیابند و این راه هم همیشه همان راه کلیشهای معروفِ خاموششدن گوشی است. اما در نهایت همان تماس باعث میشود پدر سارا بتواند با کمک گارد ساحلی آنها را بیابد. فیلمی با داستانی به شدت کلیشهای و بازیگرانی به شدت نابازیگر. سارا و مگان بهعنوان کسانی که صمیمی ترین دوستشان دربرابرشان توسط کوسه کشته میشود کاملاً بیاحساس بوده و پدر سارا به عنوان کسی که دخترش در معرض خطر است کاملاً خونسرد است. از سوی دیگر گارد ساحلی متشکل از یک نفر روی یک کشتی است که آن کشتی هم آنطور که مشخص است تکان نمیخورد و نفر دیگر آن یک خلبان است که حتی در دفعهی اول گشتزنی خود از بالای سر این دو نفر هم عبور میکند، اما آنها را نمییابد. فیلمی که نه داستان خوبی دارد، نه حتی تصاویر زیبایی بصریای را شامل میشوند و نه بازیگران خوبی را در خود دارد احتمالاً جز نادیده گرفتهشدن توسط بینندگان این نوع سینما سرنوشت دیگری نخواهد داشت.
کارگردان این اثر «جارد کوهن» با داشتن پنج فیلم مختلف در سال ۲۰۲۰ در ژانرهای متفاوت نشان میدهد که او نه تنها در یک فیلم که احتمالاً در تمام فیلمهایاش کمترین المانهای سینمایی را رعایت نکرده است. و شاید دیدن همین یک فیلم او مخاطب، حتی عام، را هم از دیدن مابقی فیلمهایاش منصرف کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.