«نواه»، با قبولی در دانشگاه هاروارد از «ال» دور شده است. ال با بودن «لی»، دوست دوران کودکیاش، سعی میکند جای خالی عشق خود را با همنشینیهای همیشگی با لی و «ریچل»، دوست دخترش، پر کند. از سوی دیگر ال با اصرار نواه تلاش میکند از طریق شرکت در یک مسابقه هزینهی ورود به هاروارد و نقل مکان کردناش نزد نواه را بهدست آورد، اما دیدن یکی از همکلاسیهای نواه به نام «کلوئی» حس حسادت ال را بیدار میکند.
فیلم «غرفهی بوسه»، محصول ۲۰۱۸، داستان عاشقانهی نواه و ال و چگونگی شکلگیری روابط آنهاست، اما نواه یک سال از ال بزرگتر است و رفتن به هاروارد رابطهی آنها را با چالش مواجه میکند. قسمت دوم این فیلم به این چالشها و البته روابط دیگر دوستان آنها میپردازد.
قسمت دوم فیلم «غرفهی بوسه» باتوجه به نبود نواه در ابتدا به رابطهی ال و لی میپردازد. به ویژه که لی دوستدختر جدیدی دارد که نسبت به رابطهی او با ال حساس است. ال که از نبود نواه غمگین است مدام لی را به سمت خود میکشد و حتی متوجه ریچل هم نیست. لی هم که ال را سالهاست میشناسد نمیتواند به او نه بگوید. به همین دلیل کشمکشهایی میان لی و ریچل رخ میدهد. لی باید سعی کند تعادل موجود در روابط خود را به خوبی برقرار کند، اما از آنجا که نوجوانی بیش نیست همواره در این مسیر شکست میخورد. داستان در مسیر روایتاش سعی کرده این روابط دوسویه را با جزئیات نشان دهد و تا حدودی هم توانسته این کار را انجام دهد.
از سوی دیگر فیلم سعی میکند به روابط ال و نواه بپردازد. متأسفانه این بخش دارای داستانی بسیار تکراریست و هیچ حرف جدیدی را برای گفتن ندارد. اینکه ال با دیدن روابط صمیمانهی دختری زیبا با نواه دچار حسادت میشود همان کلیشههای سخیف عاشقانه است و هیچ عمقی ندارد. حتی دروغهایی که نواه در این میان میگوید هم تنها برای کشدار کردن روایت دیده میشود و معنا و هدف خاصی را ایجاد نمیکند. فیلم اگرچه برای نشان دادن رابطهی این دو نفر بیشازاندازه تلاش کرده و زمان زیادی را هم در این بین به هدر داده، اما در نهایت نتوانسته به هیچکدام از شخصیتها عمقی ببخشد. فیلم میتوانست سادهتر و بدون نشان دادن تمام جزئیات خستهکننده به روابط افراد دقت بیشتری کند. رابطهی ال و «مارکو»، پسر جدید مدرسه، هم با همان کلیشههای مرسوم ایجاد میشود و برندهشدن آنها در مسابقه و دریافت جایزه تیر خلاص را به روایت میزند.
فیلم «غرفهی بوسه ۲» با تعداد زیاد شخصیتها و داستانهای متفاوت نتوانسته به هیچکدام چنان که باید بپردازد و همهچیز در همان سطح و کاملا کلیشهای باقی مانده است. رقص و آواز هم نمیتواند آن را از این کلیشه نجات دهد. اتفاقات مسابقه و برنده شدن در آن هم فانتزی غیرقابلباوریست که دستوپازدن کارگردان را برای به ثمر رساندن سوژههای تکراری و شخصیتهای بدون هویتاش نشان میدهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.