شاید گهگاه متنی را از یک دوست شنیده باشید که دوست دارد برای شما هم بخواند. به او گوش میدهید و ذهنتان لاجرم بهسوی قیاس با آثاری میرود که تکتکواژههای آن متن به آنها ارجاع دارند. حتی گاهی یک جملهی کامل را عیناً در آن متن مشاهده میکنید. در این مواقع با خود فکر میکنیم که این متن چه ارزشی میتواند داشته باشد، وقتی که هیچ چیزی را از درون ذهن و دنیای نویسندهاش بازگو نمیکند؟ نویسنده تنها بر اساس تأثیری که از مطالعات خود گرفته، سعی کرده تا متنی را به رشتهی تحریر در بیاورد. در مدت نگارش متن، تمام آن جملات و واژهها، از نویسندگان و متفکرانی که آثارشان را مطالعه کرده، روی او آوار میشوند و در نهایت هیچ آفرینشی صورت نمیگیرد.
حال و روزِ این فیلم هم همین است. در تمام بخشهای فیلم، ما با دیالوگها و مونولوگهایی از سوی جولین و کارول طرف هستیم که حرف این شخصیتها نیست، بلکه مجموعهای از درسگفتارها و نوشتههای یونگ، فروید و لاکان هستند. گویا کارگردان بهسبب ارادتی که بهدنیای روانکاوی داشته، سعی کرده آن تأثیرات را درون قاب دوربین خود جای دهد. اما در هیچجای فیلمِ او، ردپایی از یک اثر سینمایی یا حتی یک کار تلویزیونی شاهد نیستیم.
کاراکترهای ابتر فیلم، هر بار که لب به سخن میگشایند، گویا پایشان بیشتر از گلیمی که کارگردان برای آنها پهن کرده است دراز میشود. کارگردان در همان مراحل پیشداستان خود برای هر یک از شخصیتها دچار لغزش شده و آنها را بی هیچ پیشینهای وارد قاب دوربین خود کرده است. این کار حتی یک بینندهی معمولی را نیز پس میزند. اینکه بخواهیم کاراکترها را بیهیچ پیشینهای وارد داستانی پر از هزارتو بکنیم، و در میانهی اثر به آن پیشنیهی بیاتشده بازگردیم، مانند خلاف جهت رانندگی کردن در یک بزرگراه شلوغ میماند و فیلم ما در نهایت واژگون خواهد شد.
یک فیلم برای بزرگ حرف زدن، یا بهتر است بگوییم برای ادای جملات فاخر، نیاز به قاببندی فاخر هم دارد. دوربینرویدست و استفاده از متد موج نوی فرانسوی، چیزی شبیه یک فرانکشتاین تصویری را بهوجود میآورد؛ اثری که فقط بهوجود آمده و حال، خالق آن میخواهد مخلفات دیگری را به آن اضافه کند. به هر جای این اثر که مینگریم، باریبههرجهت بودن تصاویر چشمانمان را آزار میدهد. حتی با آن موزیکویدیوی انتهای فیلم هم قرار نیست مخاطب خانهدار جذب آن شود. شاید حتی مخاطبی به انتهای اثر نرسیده باشد که بخواهد این موزیک ویدیو را تماشا کند.
دنیای سینما، علیرغم فراخ بودن و اینکه برای هر نگاهی جا دارد، اما بهسان هر هنر دیگری دارای کادربندیهاییست که برای محتوا قالببندی شدهاند. اینکه بخواهیم با بستن نام پستمدرن به اثر خود، دوربین را به هر سمتی که خواستیم هدایت کنیم، بیشتر شبیه فیلمهای خانوادگی میشود که فقط در بین اعضای همان خانواده باعث برانگیخته شدن احساسات میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.