پوستر فیلم تیم نجات مالوبیو: موج بعدی

داستان‌های خسته‌کننده‌ی مثلاً جدید

تیم نجات مالوبیو: موج بعدی
Malibu Rescue: The Next Wave
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

بعد از اینکه تایلر بدون غرض‌ورزی باعث مسموم‌شدن گروه نجات جوانان می‌شود. خودش و دوستان‌اش تلاش می‌کنند که به‌جای این گروه نجات که همواره به مقام قهرمانی می‌رسید، در مسابقات بهترین گروه نجات شرکت کنند. سه روز تا مسابقه فرصت باقی‌ست و آنها باید خود را در این مدت کوتاه آماده کنند تا با بهترین‌ها مسابقه دهند.
شاید با اوضاع قرنطینه‌ی همگانی تمام دنیا این بدترین زمان ممکن برای نمایش یک داستان کمدی، آن‌هم در سواحلی زیبا و دیدنی باشد؛ زمانی که همه‌ی دنیا درحال دوری از مکان‌های عمومی هستند. و ای‌کاش فیلم توانسته بود حداقل یک کمدی خوب را ارائه دهد. اما متأسفانه این کمدی هم اگرچه شاید به‌نوعی جدید بود، اما جز خسته‌کننده بودن و روابطی سطحی چیزی را نشان نمی‌داد. جدید بودن آن را به این دلیل می‌توان گفت چراکه تاکنون فیلم‌های نوجوانی کمدی عموماً در مدرسه رخ داده و پیرامون روابط بین خود نوجوان‌ها به‌تصویر کشیده می‌شدند، ولی این کمدی سعی کرده با بردن این نوجوانان به محیط خارج از مدرسه و با نام گروه نجات، موقعیتی جدید را با داستانی جدید شکل دهد. اما خسته‌کننده‌بودن از چه جهت؟ داستان به‌طرز غیرقابل‌باوری ساده، بدون منطق و حتی غیرکمدی‌ست. فیلم تنها متکی به یک‌سری رفتارها و داستان‌های احمقانه است که می‌خواهد بیننده را به خنده بیندازد، اماخسته‌کننده و طاقت‌فرسا می‌شود. در ابتدا که با یک غذای تاریخ گذشته (کاهو‌های خراب شده) که معلوم نیست چرا در آن مکان قرار گرفته است افراد گروه اصلی خیلی ناگهانی و به‌شدت مسموم می‌شوند. سپس تلاش این گروه نابلد است برای موفق‌شدن در گذراندن مراحل مسابقه که هر روز با شکست مواجه می‌شوند. و در انتها‌ی داستان که آنها به‌صورت معجزه‌آسایی فقط با یک اشتباه از تیم استرالیا می‌بازند! از سوی دیگر با وجود چندین کشور که برای مسابقات در ابتدا نام‌ برده می‌شوند، در انتها این کشور آمریکا و استرالیا هستند که تنها گروه مهم بوده و باید از میان‌شان یکی انتخاب شود! درواقع روند مسابقه مبهم است و برای بیننده ایجاد سوال می‌کند. اتفاقات در مسیر داستان هم با فیلمی که حتی هفتاد دقیقه هم نمی‌شود، آنقدر بدون خلاقیت است که احتمال اینکه بیننده آن را تمام کند هم بسیار کم خواهد بود.

این فیلم در سال گذشته اولین بار به‌صورت یک فیلم تلویزیونی ارائه شد. بعداً به صورت یک سریال روانه‌ی تلویزیون شد. اما شاید بهتر است در همان حیطه‌ی تلویزیون باقی می‌ماند و هرگز در رده‌ی فیلم‌های سینمایی قرار نمی‌گرفت، چراکه از هیچ لحاظی، چه بازیگران، چه موسیقی و چه داستان و حتی کمدی‌بودن نیز قابل‌قیاس با کمدی‌های به‌اصطلاح تینیجری مرسوم نیست. مثلاً در فیلم کمدی «مثلِ آب خوردن» که داستانی نوجوانانه و ساده دارد و در محیط مدرسه رخ می‌دهد، شخصیت اُلیو یک دختر نوجوان است که بی‌پروا در مدرسه دربرابر شایعاتی که پیرامون‌اش گفته می‌شود، می‌ایستد و حتی به نوعی آنها را تبدیل به فرصت‌هایی می‌کند برای معروف‌شدن در مدرسه. شخصیت‌ها تعریف‌شده هستند و کمدی قابل قبولی نیز در آن دیده می‌شود. اما در این فیلم نه معلوم است شخصیت‌ها که هستند و نه معلوم است چه کاری می‌خواهند داشته باشند. و اینکه بگوییم این فیلم در ادامه‌ی یک سریال است، دلیل خوبی برای بی‌هویت‌بودن شخصیت‌ها نیست. درهرصورت در روند هر داستانی شخصیت‌ها باید به‌نوعی به بیننده شناسانده شوند تا بیننده بتواند با آنها ارتباط برقرار کند، چیزی که در این فیلم قابل مشاهده نیست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟