«جولیوس» و «مارسیا» بعد از گم شدن دخترشان روزهای سختی را میگذرانند. پلیس به آنها برای یافتن دخترشان نتوانسته است کمکی کند و سرنخی هم پیدانکرده است. اما این دو با زندانی کردن دوستپسر دخترشان «استن» — آخرین نفری که او را دیده است— تلاش میکنند سرنخی از او بیابند. «فیل»، یکی از همکاران جولیوس، نیز به آنها کمک میکند.
فیلمهایی با موضوع گم شدنِ یکی از اعضای خانواده و یا ناپدید شدنشان، بسیار ساخته شدهاند. از معروفترین این فیلمها «دختر گمشده» است محصول ۲۰۱۴. سرگذشت زندگی زن و شوهری که در طی مسیر زندگی اتفاقات بسیاری عشق و حتی نفرتشان به یکدیگر نشان میدهند. «اعتراف به قتل» محصول ۲۰۱۲ از کشور کرهجنوبی دربارهی یک مادر است که بعد از کشته شدن دخترش، بههمراه یک کارآگاه سعی میکند پرده از راز مرگ دخترش بردارد. در این میان قاتل بعد از پانزده سال با کنار رفتن محدودیت نشر تصمیم میگیرد در زندگینامهی خود به توصیف جزئیات این قتلها بپردازد. این مادر و کارآگاه برای یافتن این مرد قاتل تلاش میکنند و در این میان با اتفاقات عجیبی روبهرو میشوند. فیلمهای دیگری نیز چون «رفته عزیزم رفته» محصول ۲۰۰۷ و «غریزهی اصلی» محصول ۱۹۹۲، نیز هرکدام بهنوعی به مسائل مربوط به گمشدن و یا از دست رفتن ناگهانی یک شخص اشاره دارند. همهی این فیلمها بنا به نوعِ روایت خود توانستهاند با مخاطب ارتباط برقرار کنند.
اما فیلم «رهاشده» دقیقاًً بهخاطر روایت نامعلوم خود نمیتواند در این لیست قرار بگیرد. روایتی پر از ابهام و ایراد که بیننده نمیداند دقیقاً قصد و غرض این افراد چه بوده است. اولین ایراد داستانی این است که فیلم تنها دلیل گروگان گرفتن استن توسط جولیوس را این میداند که او آخرین نفری بوده است که دخترش را دیده است. سوال اینجاست که چه دلیلی دارد این اتفاق باعث دزدیدن استن شود؟ از سوی دیگر، فیل بهعنوان رئیس جولیوس و کسی که تفاوت سنی فاحشی با او دارد دقیقاً چگونه وارد این اتفاق که کاملاً در جریان خانواده بوده، شده است و چرا و چگونه جولیوس به او در این رابطه اعتماد کردهاست؟ جزئیات داستانی تا انتها پر از حفره است و بیننده همواره در حال پرسیدن سوال است که چرا این اتفاق رخ داده و آن اتفاق رخ نداده است. شاید دلیل این حفرهها را بتوان در پرداخت نادرست شخصیتهای داستان دانست. هیچکدام از شخصیتها بهدرستی به بیننده شناسانده نمیشوند. هرگز نمیتوان در سکانسها درک کرد که جولیوس و مارسیا، مادر و پدری هستند که دخترشان را از دست دادهاند. بهخصوص که رفتارهای مارسیا بیشازاندازه گیجکننده است. گاهی با جولیوس خوب است و دقیقهای بعد، در حال ناسزا گفتن به اوست. فیلم دلیلی برای این دوگانه بودن مارسیا ارائه نمیکند. حتی وجود مردی که مارسیا با او ملاقات میکند و پول هم به او پرداخت میکند در هالهای از ابهام میماند. نشان دادن رابطهی این مرد با مارسیا کاملاً ناگهانی در داستان رخ میدهد و همانطور که ناگهانی این شخصیت وارد داستان میشود، ناگهانی نیز از آن خارج میشود. شخصیت فیل نیز از همه پرابهامتر است، بهخصوص با توجه به سکانس پایانی فیلم. درواقع سعی داستان برای رمزآلوده کردن خود مانع از پرداخت شخصیتها و در نهایت مانع از درک داستان فیلم شده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.