فیلم درباره جوانیست که از دختران جوان بهصورت پنهانی فیلمبرداری میکند. او با مردی دیگر آشنا میشود و با درخواست مرد، هنگامی که درحال شکنجه و آزار دختران و البته پسران جوان است، به فیلمبرداری از اعمال او میپردازد. در این میان قربانیهای زیادی وجود دارند که بعد از شکنجهشدن آزاد شدهاند و درد قربانی شدن را با خود حمل میکنند.
سینما دریچهایست برای نشان دادن عریان زندگی. گاه این تصاویر آنقدر خشن هستند که حتی از سوی کشورهای بسیاری ممنوع میشوند. فیلمهای زیادی را میتوان نام برد که جزو خشنترین فیلمها قرار گرفتهاند، چرا که تصاویرشان مصداق بارزی از خشونت بوده است. فیلم «یک فیلم صربستانی» محصول ۲۰۱۰ از آن نوع آثاریست که در چهلوشش کشور جهان ممنوع است. بهطوریکه برای پخش آن در کشور آمریکا حدود بیست دقیقه از آن را حذف نمودهاند. این فیلم که پر شده از سکانسهای شکنجه، آزار و خونریزیهای شوکهکننده، نمادیست از سرنوشت خود کشور صربستان و مردمی که در بیشتر عمر خود جز سختی نگذراندهاند. فیلم «سالو یا صدوبیست روز در سودوم» محصول ۱۹۷۵ از کشور ایتالیا و فرانسه نیز یکی از معروفترین فیلمهای پرحاشیه و خشن سینما محسوب میشود. فیلمی که در آن چهار مرد فاشیست و ثروتمند بههمراه چهار زن، تعدادی جوان را با استخدام عدهای میدزدند و با شیوههای وحشتناک و خشن هر یک را در برابر دیگری به قتل میرسانند. نشان دادن جزئیات شکنجهها، تجاوز و آزارها چنان است که از نگاه عدهای این فیلم یک اثر بیمارگونه و تکاندهنده محسوب میشود. اما بسیاری نیز آن را ستایش کردهاند چرا که پازولینی در فیلم خود با جسارت تمام ذات وحشی انسانی را نشان میدهد و متذکر میشود این هیولا در درون تمام ما انسانها وجود دارد؛ فقط کافیست به او اجازه دهیم تا خارج شود ( چه در قالب فاشیسم یا هر عنوان دیگری).
اما این فیلم که نام خود را «روزهای خشونت» نهاده است، دقیقاً از چه میخواهد حرف بزند؟ فیلمی که عملاً هیچ سکانس خشونتآمیزی ندارد. انگار خود کارگردان نیز از نشان دادن خشونت ترس داشته است. ما تنها عدهای بازمانده را میبینیم که از خشونتی که به آنها وارد شده حرف میزنند و هیچکدام از سکانسها حتی به صورت جزئی نیز نشان داده نمیشوند. ما میشنویم که آن مرد، بینی کسی را بریده و بعداً برایاش ارسال کرده است. یا انگشتان کسی را آرامآرام و یکییکی شکسته است، اما فقط میشنویم. فیلم هیچ تصویری نشان نمیدهد. حتی آنجا که قرار است مرد جوان از خشونت دیگری فیلم بگیرد هم تنها فیلم به مکالمهی بین این دو اکتفا میکند که میخواهند کسی را آزار دهند. اینکه آیا نشان دادن سکانسهای خشونت درست است یا خیر بحثی جداست، اما اینکه فیلمی نام خود را روزهای خشونت میگذارد و چیزی از آن نشان نمیدهد جای بحث دارد. فیلم دقیقاً خواستار نشان دادن چیست؟ نمیدانیم. فیلم هیچ سرنخ و دلیلی برای اعمال کاراکترهای مثلاً خشن خود نشان نمیدهد. شخصیتها بیمارگونه دیده میشوند، اما برای آن هیچ دلیلی دیده نمیشود. نوع فیلمبرداری فیلم هم از نوع فیلمبرداریهای ویدئوهای خانگیست و تصاویر کیفیت سینمایی ندارند. تنها فیلم در پایان خود سعی کرده است با دوگانه نشان دادن داستان خود توجه بیننده را جلب کند و بتواند بدینوسیله برای خود اعتباری کسب کند. اما قطعاً از بسیاری فیلمهای دیگر جا مانده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.