مرگ در انتظار سپیدهدم
«ریکو» بههمراه «رگو» و «ناناچی» وارد باغ استواری میشوند و در آنجا با یک «آمبرهند» -یکی از زیردستان فرمانروایی سپیدهدم یعنی «بوندورد»- مواجه میشوند. اما باغ استواری رمزورازهای خودش را دارد و وجود یک آمبرهند در آنجا شگفتآور است. سپس آنها با باغ مینیاتوری بوندورد روبهرو میشوند و ریکو با دختر بوندورد «پروشکا» روابط دوستانهی عمیقی را ایجاد میکند. آنها اما برای رفتن از لایهی پنجم به لایهی ششم خطرات بسیاری را پیشرو دارند.
«ساختهشده در مغاک» اولین بار بهصورت مانگای اینترنتی در سال ۲۰۱۲ عرضه شد. سپس در سال ۲۰۱۷ بهصورت یک سریال ۱۳ قسمتی -هر قسمت ۲۵ دقیقه- برای افراد بالای ۱۷ سال ساخته شد. در سال ۲۰۱۹ قسمت اول تا هشتم این سریال بهصورت یک فیلم با نام «طلوع ماجرا» به سرگذشت ابتدایی ریکو و آشنایی آن با رگو و رفتن به لایهی دوم میپردازد. در لایهی دوم او با یک وایتویسل آشنا شده و اطلاعاتی از مادر خود دریافت میکند. در همان سال قسمت نهم تا سیزدهم سریال بههمراه فیلمی با نام «گرگومیش سرگردان» ارائه میشود. در این فیلم آنها از لایهی دوم به لایهی سوم رفته و ریکو اولین تجربهی نفرین مغاک را بهدست میآورد. در این قسمت ناناچی در لایهی چهارم به آنها اضافه میشود. قسمت سوم این فیلم در ادامهی سریال و دو فیلم گذشته است که در لایهی پنجم از مغاک رخ میدهد.
«مغاک» نام پرتگاهی -غاری- عظیم است در شهر «اُرث» که تا اعماق زمین کشیده شده و پر از موجودات عجیبوغریب و اتفاقات رمزآلود و یادگاریها و عتیقههای بسیار قدیمی است. یکی از رمزهای ناشناختهی آن «نفرین مغاک» است که کسی هنوز نمیداند دقیقاً چیست و چه میکند. با وجود این نفرین و جانوران عجیب، اما افراد شجاع زیادی هم هستند که مدتهاست درتلاشاند تا به عمق مغاک دست پیدا کنند و از غنایم آن که همان عتیقهها هستند، بهره ببرند. اما تابهحال هیچکس نتوانسته است از لایهی پنجم بهبعد را ببیند. این افراد شجاع همواره توسط مردمی که در لایهی اول یعنی در «سطح» قراردارند نماد رشادتها و افسانههایی زنده هستند، چرا که رفتن آنها به این اعماق باعث پیشرفتهای زیادی برای مردم سطح شده است. به این افراد «سوتسفید» یا همان «وایتویسل» میگویند. ریکو دختر یکی از همین وایتویسلهاست، با نام «لیزای نابودگر»، که حالا برای یافتن مادرش تصمیم به رفتن به اعماق مغاک کردهاست. در این میان بهصورت اتفاقی با یک ربات که شباهت زیادی به انسان دارد آشنا میشود. این ربات هیچ خاطرهای از گذشته ندارد و ناماش را هم به یاد نمیآورد. پس ریکو نام رگ یا رگو را روی این ربات میگذارد. این دو با هم راهی سفر میشوند. و در بین راه با ناناچی که دوست صمیمیاش «میتو» دچار نفرین مغاک شده است آشنا میشوند. ناناچی نیز بهخاطر میتو سعی میکند به اعماق مغاک نفوذ کند تا بتواند میتو را از این نفرین رها کند. حال، هر سه نفر به ماجراجوییهای خود ادامه میدهند تا راز اعماق زمین و نفرین آن را کشف کنند.
«ساخته شده در مغاک» همانطور که از توضیحات بالا هم مشخص است دارای داستانی کاملاً دقیق، حسابشده و پرداختشده است. شخصیتها بهصورت دقیق و با جزئیات رفتاری نشان داده میشوند. داستان، برای هر حرکت آنها دلیل میآورد و ریشه و گذشتهی افراد هم اهمیت زیادی دارد. ریکو دختر کوچکیست که هم شجاعت و بیپروایی زیادی دارد و هم اعمال بچهگانه را میتوان در آن دید. رگو با اینکه ربات است و قوی، اما شجاعت ریکو را ندارد. و تقابل این دو بهخوبی در داستان نشان داده میشود. در این قسمت بهخصوص پروشکا بهعنوان فرزند بوندورد بهخوبی به بیننده معرفی میشود. بیننده پروشکا را دوست دارد. با او همدردی میکند. با او درد میکشد و گریه هم خواهد کرد. شخصیتِ بوندرد نیز بهعنوان فردی بیرحم حتی دارای وجوه زیباییست. درواقع اینکه هیچکدام از شخصیتهای داستان سفیدِ سفید و یا سیاهِ سیاه نیستند، بیننده را بیشتر به داستان متصل هم خواهد کرد. چنان شخصیتپردازیها قوی هستند که بیننده هرگز به انیمهبودن آنها فکر هم نخواهد کرد. کاراکترها چنان زندهاند که بهراحتی میشود با آنها همراه شد و ماجراجویی آنها را درک کرد. داستان نه در شخصیتهای افراد، که برای تمام موجودات خود نقشه و دلیل دارد. باغ استواری و موجودات در آن، همه بهطور کاملاً مشخصی برای بیننده تعریف میشوند و بیننده میتواند خود را جزئی از آن ماجراجویی در باغ بداند و به خوبی ترس را حس کند. دنیای مغاک دنیای تیره و تاریکیست که پر از اتفاقات و موجودات ترسناک است. داستان چنان این ترسناکی و خشونت در آن را بدون هیچ تعارف و عریانیای به بیننده نشان میدهد که حس ترس تنها حسیست که در تمام مدت دیدن انیمه همراه با بیننده خواهد بود. دنیای تاریکی که در آن به هیچکس حتی به کودکان معصوم نیز رحم نخواهد شد. هر چه لایهها پایینتر میرود این خشونت و بیرحمی بیشتر نمود پیدا میکند. در این قسمت انیمه، شدت این بیرحمی به اوج خود میرسد.
این انیمه را میتوان حتی در ستایش شکوه و بزرگی طبیعت هم دانست. اینکه در اعماق زمین چه چیزی در انتظار ماجراجویان خواهد بود و طبیعت چه وجوهی را از خود نشان خواهد داد را باید در ادامه دید. ماجراجویی ریکو شاید به نوعی یادآور ماجراجویی دانته باشند در کمدی الهی. ریکو بهدنبال مادر خود، که نماد ریشه و اصل و اصالتاش است میگردد و دانته بهدنبال آنچه که پیش از او بوده است و بعد از او نیز خواهد بود. در آنجا دانته برای دیدن سه عالم دوزخ، برزخ، بهشت راهی سفری دراز و طاقتفرسا شد. در این راه ویرژیل، شاعر رومی، که چند قرن پیش از دانته میزیسته همراه و راهنمای سفر او در دوزخ و برزخ خواهد بود. و بئاتریس معشوقهی او که در دوران جوانی از دنیا رخت بربسته است راهنمای او در بهشت است. دانته نیز برای یافتن دنیایی جدید اتفاقات عجیبی را پشت سر میگذارد. دنیای دانته نیز مانند دنیای مغاک از چندین طبقه تشکیل شده است. هر کدام راهی را پیش روی دانته میگذارند و ماجرایی را نقل میکنند. جزئیات و ریزهکاریهایی که دانته در داستان خود ارائه میدهد، چنان که خواننده میتواند تمام این سه جهان را دربرابر خود قرار دهد، شباهتی به دنیای مغاک دارد که جزئیات برایاش اهمیت دارند و به همه چیز دقت میشود.
جذابیتهای صوتی و تصویری این انیمه را هم نباید فراموش کنیم. شخصیتها قیافههایی معصوم و خاص دارند. و هیولاها و موجودات جدید هرکدام بهنوعی شکل و رفتارهای جدید و خاصی را نشان میدهند. محیط پیرامونی و هر لایه نیز دارای یک فرم و شکل بهخصوص است. خلاقیت در داستان و در تصاویر موج میزند و موسیقی نیز برای بهتر دیدهشدن به بهترین وجه در داستان قرار گرفته است. لازم به ذکر است که برای دیدن این قسمت بهتر است دو قسمت قبل را نیز از دست ندهید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.