پوستر فیلم از هم گسسته

نیم‌بندی که می‌توانست یک فیلم خوب بسازد

از هم گسسته
Disrupted
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

روایتی که از زاویه‌دید سه کاراکتر پیش می‌رود و به‌ناگاه در نیمه‌ی راه دچار آشفتگی می‌شود. یک راننده‌ی اوبر، یک شکست‌خورده‌ که آزادی مشروط دارد، و یک کارآفرین ثروتمند. قرار است داستان این سه نفر در یک تقاطع با هم تلاقی کند و پیرنگ اصلی فیلم را بسازد. اما در زیرمتن این شخصیت‌ها ما با یک قاتل سریالی، با یک دله‌دزد و یک از همه‌جا بریده مواجه هستیم. یک‌سوم ابتدایی فیلم بی هیچ نقصی در روایت پیش می‌رود و تا دقیقه‌ی ۲۰ فیلم، هر سه شخصیت برای مخاطب هویدا می‌شوند و پایه‌های اصلی درام را می‌سازند. اما گویی کارگردان اسیر همین بخش ابتدایی شده و خود را با غرور وارد مسیری می‌کند که کاراکترها را از آن هویت ابتدایی‌اشان دور می‌کند.
گاه با مقدمه‌ی زیبای یک فیلم، به‌حال ادامه‌ی آن که فرسنگ‌ها دور می‌شود افسوس می‌خوریم. هارولد، پیت و جِی سه کاراکتراصلی هستند که در نیمه‌ی دوم فیلم و برحسب تصادف با یکدیگر مواجه می‌شوند. جی راننده‌ی اوبر است، هارولد یک سرمایه‌گذار کارآفرین است و پیت همان شکست‌خورده‌ای است که در آزادی مشروط خود دو شیفت کار می‌کند تا بتواند اجاره‌بهای منزل خود را بپردازد. این سه نفر و خصوصیات اخلاقی‌اشان را در پاره‌ی ابتدایی فیلم آنقدر با حوصله و استفاده از جزئیات مشاهده می‌کنیم که در پاره‌ی دوم و با آن بی‌منطقی‌ها در روایت باور نمی‌کنیم این همان کارگردان بخش اول است. آندره ولش می‌توانست در اولین تجربه‌ی فیلم بلند خود یک کارگردان فیلم‌اولی موفق لقب بگیرد. اما چه می‌شود که یک داستان در میانه‌ی راه چنین دچار آشفتگی می‌شود؟ درک من از اتفاقات رخ داده در پاره‌ی دوم این است که کارگردان می‌ترسد و به‌همین علت کاراکترها را وارد بازی خون می‌کند. هارولد وسواسی و متکبر به‌ناگاه تبدیل به یک قاتل روانی و سریالی می‌شود که مردم را به‌سبب توهین کردن مجازات می‌کند. کارگردان برای اینکه داستان زندگی هارولد و پیت را به هم گره بزند، این قاتل سریالی را همان قاتل چندین سال پیش نشان می‌دهد که نزدیک‌ترین فرد زندگی پیت را با یک پنجه‌بوکس به قتل رسانده است. ایراد بزرگی که قاتل پنجه‌بوکسی ما دارد این است که طرح‌های قتل‌اش همه اتفاقی هستند. اگر قرار است این قاتل خونسرد و بی‌رحم در نوع کشتن خود تنوع داشته باشد، پس موتیف پنجه‌بوکس چیست که دائم در فیلم خودنمایی می کند؟ هیچ رابطه‌ای بین قاتل و ابزار قتل ایجاد نمی‌شود و بر حسب اتفاقاتی که رخ می‌دهد، او از تفنگ اتوماتیک جنگی هم استفاده می‌کند. حتی اراجاعات کارگردان به فیلم «داستان‌های عامه‌پسند» و قتل در توالت نیز نمی‌تواند بدبینی مخاطب را به خوش‌بینی تبدیل کند.
این فیلم در نهایت، یک اثر ضعیف است که با کمی تأمل در برداشت‌ها و شخصیت‌پردازی بهتر در نقاط بحرانی داستان، می‌توانست تبدیل به یک فیلم متوسط و حتی خوب شود. اما هیچ‌کدام از این شخصیت‌های قوام نمی‌یابند و آنچه مقابل چشم قرار می‌گیرد، رابطه‌ای علت و معلولی و برش‌خورده است که هیچ تکه‌ای نمی‌تواند آن را کامل کند.