بزرگترین مزیت این فیلم بازیگریِ «اندی گارسیا»ست در نقش یک دلال ماشینهای دست دوم به نام «رافا». یک روز صبح که همسایهی روبهروی رافا توسط پلیس به زندان برده میشود، دختر بچهی ۱۱سالهی او که تنها شده است، به رافا پناه برده و میخواهد که در نبود مادر، رافا از او نگهداری کند، چرا که درغیراینصورت مجبور است به پرورشگاه رفته و سختیهای آن را تحمل کند.
رافا که بهدلیل مشکلات اقتصادی در پورتوریکو، کارش دچار اختلال شده است، مجبور میشود برای اینکه بتواند خانهی خود را نگه دارد، دست به شرطبندی زده، و با باختن در شرطبندی بدهیِ خود را زیادتر از قبل کند. حالا آنا که دورادور رافا را میشناخته سعی دارد با کمک کردن به او، رافا را مجاب کند که از او نگهداری کند. رافا هم که نمیخواهد این کار را انجام دهد، برای سپردن آنا به پدرش در شهری دیگر، با آنا سفری را با ماشین خود شروع میکند که در طی آن اتفاقات و مسایلی روابط بین این دو را تغییر میدهد.
فیلم با تصاویری از سیل عظیمی که در سال ۲۰۱۷ رخ میدهد آغاز میشود و تبلیغاتی که برای انتخابات صورت میگیرد؛ انتخاباتی که قرار است همهچیز را بهتر کند. اما با پیش رفتن رافا و آنا در طی مسیر، پشتپردهی مسائل سیاسی هم بهصورتی طنزمانند و گاهی تلخ نشان داده میشود. مسیری که عدم موفقیت رافا را هم به خوبی نشان میدهد.
تصاویر بکر و زیبایی از طبیعت پورتوریکو و سواحل صخرهای و جنگلهای آن بر جذابیت داستان میافزاید. از سویی بازیگری آنا و رافا در کنار داستان رمانتیک و طنز فیلم میتواند دلایلی خوب باشند برای دیدن این فیلم.
فیلمی که در جمع خانوادگی هم قابل دیدن است و داستان ساده و در عین حال واقعگرایانهی آن میتواند دیدنش را لذتبخشتر کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.