نامهای تکراری، ماجراهای تکراری
پادشاه شمال بهنام «نُرم»، که از پادشاهی خسته شده است و دوست دارد با خانوادهاش بیشتر وقت بگذراند، بعد از اینکه یک شب نمیتواند به قولی که به فرزندانش برای بازی با آنها داده بود عمل کند، سعی میکند برای بازگرداندن اعتماد آنها تلاشی دوباره کند؛ هرچند این تلاش همراه با دروغ باشد. از سوی دیگر با دزدیده شدنِ تاج پادشاهی، او باید تلاش کند آن را هم بیابد. پس برای یافتن این تاج راهیِ سفری شده که اتفاقات بسیاری در آن رخ میدهد. البته که خانوادهی او نیز در این سفر همراهیاش میکنند.
این انیمیشن که چهارمین فیلم از سری فیلمهای «نُرم از قطب شمال» است، بهنظر بهتر از دو سری قبل میآید، اما باز هم اتفاقی خاص در آن نمیافتد و جذابیت خاصی در آن دیده نمیشود. تنها جذابیت شاید هنگامی باشد که ما با شهربازیِ یخی مواجه میشویم و خلاقیتی که در ساخت انواع و اقسام وسایل بازیِ آنجا وجود دارد مانند: سرسرههایی بزرگ و پر پیچ و خم و آینههایی که باعث تغییرشکل آدمها میشوند. گرچه هیچکدام از اینها نیز شاید در واقع خلاقیت خاصی ندارند. اما قطعاً باعث شادی و هیجان در کودکان میشوند. رمز و رازی که گاهاً در این فیلم مشاهده میشود هم میتواند برای کودکان جذاب باشد، اما قطعاً برای بزرگترها انیمیشنی خستهکننده خواهد بود که شاید پایان دادنش هم برایشان سخت باشد.
این فیلم تنها یک انیمیشن متوسطِ رو به پایین است که حتی برای کودکان هم اتفاقاتی که در آن رخ میدهد میتواند در هر انیمیشن دیگری نیز رخ دهد و مزیت خاصی برای دیده شدن ندارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.