«یومی» بعد از مرگ مادر -یون هی- و ناپدیدشدن پدرِ ناتنیاش، مجبور میشود از خواهر کوچکتر نگهداری کند. اما او شغلی ندارد و خودش هم به سختی گذران زندگی میکند. او از دوستِ صمیمی مادرش میخواهد که از «جییو» نگهداری کند. این دوست صمیمی مدیر یک هتل است. یومی هنگامی که برای سپردن جییو به پیش این دوست میرود متوجه اتفاقات عجیبی در هتل میشود.
امکان ندارد حرف از فیلم ترسناک و هتلهای خالی پیش آید و کسی به یاد فیلم درخشان «درخشش» نیافتد. فیلمی که به احتمال زیاد تمام دوستداران این ژانر آن را دیدهاند. فیلم دربارهی نویسندهای ست که با همسر و پسر کوچکاش وارد یک هتل میشود و آنگاه اتفاقات عجیب شروع به رخدادن میکنند. مهمترین دلیلی که درخشش را درخشان کرده است پویایی داستان و تصاویر است. اینکه در تمام سکانسهای فیلم چیزی بیننده را به خود متوجه میکند. همواره اتفاقی در حال رخ دادن است و موسیقیای در حال ایجاد تعلیق. بیننده نمیتواند چشم از تصاویر بردارد چه اینکه بخواهد از دیدن فیلم خسته هم بشود. اما در فیلم «هتل دریاچه» همه چیز در سکون و آرامش طی میشود. شخصیتها مدام در حال راه رفتن در میان اتاقها و راهروهای هتل هستند و اتفاق خاصی هم رخ نمیدهد چنان که حتی نشان دادن تصویر ارواح در پشت سر افراد هم دیگر ترسناک نیست چرا که آنچنان اتفاقات آهسته رخ میدهد که بیننده خودش میتواند قبل از رخداد حادثه متوجه شود. بیننده بعد از سکانسهای ابتدایی و دانستن اینکه روحی در یک اتاق وجود دارد دیگر هر زمان کسی وارد آن اتاق شود میداند قرار است چه رخ دهد و یا اتفاقاتی که در زیرزمین هتل رخ میدهد، همه، نهتنها کلیشهای هستند بلکه آنقدر در خود فیلم نیز تکرار میشوند که همهچیز کاملاً قابل پیشبینی میشود. شاید تنها مزیت فیلم لوکیشن موجود و نورپردازی هتل باشد. خود ساختمان هتل و اتاقهای آن مرموز هستند و میتوانند حس دلهره را به بیننده انتقال دهند. همچنین نورهای کم استفاده شده در راهروها و اتاقها، در ایجاد قابهایی با ترکیببندی درست کمک کردهاند و از طرفی هم در انتقال حس ترس میتوانند کمککننده باشند. رنگ دیوارهای هتل و وسایل استفاده شده در آن و استفاده از رنگ قرمز و حتی لباسهایی که برای بازیگران طراحی شدهاند، هارمونی خوبی را در فیلم یجاد کردهاند. اما متأسفانه، گِل داستان آنقدرها لگد نخورده است . حتی پایان داستان هم بیننده را دچار شک و تردید میکند و نمیداند باید جنبهی ماوراءالطبیعی اتفاقات را ببیند یا به همان داستان واقعی رخداده اکتفا کند.
دو کارگردان کره ای این فیلم «Yoon Eun-kyung» و «yoon eun-gyeong» در اولین تجربهی کارگردانی خود سوژهای جاهطلبانه را برای ساخت فیلم انتخاب کردهاند؛ چرا که ژانر ترسناک لبهی باریکی دارد. بیننده باید هم از دیدن فیلم لذت ببرد و هم دلهره را در کلیت اثر تجربه کند. آنها با تصاویر زیبا و کادربندی خوب توانستند توجه بیننده را به خود جلب کنند، اما داستان فیلم آنچنان پخته نبود تا بتواند این توجه را نگاه دارد. اما آیندهای روشن را برای این دو کارگردان تازهکار پیشبینی کرد، چرا که سینمای کره همیشه غیرقابلپیشبینی است و به کار اول یک کارگردان بسنده نکرد و منتظر آثار بعدی او بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.