داستان این انیمیشن در اتوپیایی سرسبز و دلنشینی رخ میدهد که حیوانات جنگل با مهربانی و بدون ترس همه با هم زندگی میکنند. سالها پیش این حیوانات با یک تصمیمگیری همگانی قبول کردند که بدون خوردن یکدیگر با هم به زندگی ادامه دهند. در این میان صاریغی کوچک بهنام «کِری» از زندگی بدون هیجان و خستهکننده و پرنشاط جنگل خسته شده و آرزو دارد که بتواند حتی برف را ببیند. او که میخواهد حتماً این آرزویش برآورده شود کنار درخت آرزو رفته و آخرین بذر این درخت را میچیند و آرزوی برف میکند. این برف با آمدنش باعث سرمای فراوانی شده که حیوانات جنگل را دچار مشکلاتی میکند و کری که با بیمبالاتی و حتی خودخواهی آرزویی را کرده بود که شاید بهدقت هم به آن فکر نکرده بود، حالا برای جبران اشتباهاتش قدم پیش میگذارد و تلاش میکند جنگل را دوباره مانند اول زنده و شاداب کند.
این انیمیشن با تصاویری رنگارنگ، جنگلی زیبا و آرام، حیواناتی با چشمان درشت و زیبا و براق، در تلاش است ما را جذب کند. اما از پس این کار برنمیآید؛ چرا که نه تصاویر ارائهشده خلاقیت آنچنانی را در بر میگیرند و نه ماجراجویی دنبالکنندهای را در آن میتوان دید. تنها لحظاتی جذاب از روبهرویی کری با چندحیوان خبیث — آن هم برای زمانی کوتاه — شاید جذبکننده باشد. اما در نهایت راضیکننده نیست.
انیمیشنی بدون خلاقیت بصری و داستانی که تنها برای یکبار دیدنِ کودکان، شاید کافی باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.