یک دختر جوان و تازهکار به عنوان کشیش به انجمن قاتلان گوبلین وارد میشود. او در اولین مأموریت خود اما نمیتواند کاری انجام دهد و تمام دوستان و گروهاش توسط گوبلینها کشته میشوند. هنگامی که او خودش در محاصرهی آنها قرار گرفته است، بهناگاه یک گوبلینکُش او را نجات میدهد. کشیش تصمیم میگیرد از این پس خود را وقف حمایت و پشتیبانی از این گوبلینکش کند. پس در مأموریت بعدیاش با او همراه میشود. انجمن به آنها مأموریت میدهد تا برای یافتن دختری که گم شده است تلاش کنند. این دختر بهقصد مبارزه با گوبلینها از خانه خارج شده است. کشیش به همراه گوبلینکش و سه نفر دیگر برای یافتن دختر گمشده راهی میشوند.
«گوبلینکُش» نام یک رمان معروف ژاپنیست. رمان از همان ابتدا مورد استقبال قرار گرفت و همین امر باعث شد از روی این رمان، دو مانگا و یک سریال تلویزیونی ۱۲ قسمتی ساخته شود. و حالا که در سال ۲۰۲۰ یک فیلم نیز بر اساس همان دنیا ارائه شده است. اولین مزیت فیلم آن است که اگر بیننده اطلاعی از مانگا یا حتی سریال آن نداشته باشد هم میتواند بهراحتی این انیمه را ببیند و از آن لذت ببرد. دنیای این انیمه یک دنیای فانتزیست که در آن گوبلینها یا همان جنها همواره سعی میکنند انسانها، اِلفها و یا اژدهاها را از بین ببرند. دنیایی پر از سحر و جادو و افسانه. کشیش میتواند با خدای نور ارتباط برقرار کرده و گروه را در مقابل گوبلینها و یا هر اتفاق غیرمترقبهی دیگری محافظت کند و یا زخمها را ترمیم کند. الفها و اژدهاها هم هر کدام سحر و جادویی خاصِ خودشان دارند. دنیایی پر از خلاقیت و افسانههای هیجانانگیز.
تمام انیمه نبرد و جنگ و خونریزیست، اما روایت داستانی چنان زیباست که بیننده از هیچ سکانسی خسته نمیشود. شخصیتپردازی کاراکترها نیز آنچنان دقیق صورت گرفته که بیننده میتواند کاملاً با این کاراکترها ارتباط برقرار کند؛ در هنگام نبردها برای شخصیت محبوباش نگران شود و از نجات یافتناش نیز خوشحال شود.
نکتهی مهمی که در این انیمه به چشم میآید زیبایی و دقت در تصاویر ارائه شده است. در سکانسی که گوبلینکش در حال کشتار گوبلینهاست به ناگاه تصویر آهسته شده و بیننده پخش شدن خون را در هوا به آرامی میتواند ببیند. تصاویر در موقعیتهای حساس بهصورت آهسته نشان داده میشوند و تأثیر آن اتفاق را بر بیننده بیشتر میکنند. یا آنجا که بهمن سرازیر میشود و تصویر به ناگاه نود درجه میچرخد، نشان از موقعیتی خطرناک است. در سکانسی که گوبلینها به یکی از دخترانِ گروه هجوم میبرند، تصویر با هجوم آنها از روی دختر برداشته شده و سقف غار را نشان میدهد و بیننده روی تصویر تاریک آسمان غار، صدای فریاد خوشحالی گوبلینها را میشنود و صدای ضجهی دختر را. تصاویر قرار نیست همه چیز را به بیننده نشان دهند. تصویر گوبلینکش شخصیتِ آرام، کمحرف و جنگجوی قوی را هم هرگز نشان نمیدهد حتی زمانی که کلاهخودش را برداشته است تنها نیمهی پایینِ صورت را نشان میدهد؛ همان دهان و چانهاش را. تمام این تکنیکهای تصویری و پویایی آنها باعث میشود بیننده نه تنها خسته نشود بلکه شور و هیجان بیشتری را برای ادامهی دیدن تصاویر داشته باشد. موسیقی نیز به خوبی در سکانسهای حساس جای گرفته است و تصاویر را همراهی میکند، موسیقیای که بیجهت نبوده و در راستای انیمه و بر حسب تصاویر ساخته شده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.