معمولاً در ژانر دلهره رسم است که هر چند سال یکبار اثری آنتالوژی تولید میشود که در خود مجموعهای از تمام پلاتهای مرسوم ژانر وحشت را با رگههایی از کمدی در خود دارد. فیلم «بستهی ترس» نیز از این همین دسته فیلمهاست. مجموع هفت کارگردان، هفت فیلم کوتاه در ژانر دلهره را با تمپوی بالا و طبق پلاتهای معروف ساختهاند. محور اصلی فیلم روی یک فروشگاه اجارهی فیلمهای ترسناک قرار دارد و بهتناسب برخورد کاراکترها با هم، وارد یکی از این آثار ترسناک میشویم.
آنچه که در این فیلم مشهود است، دقت کارگردانها در پرداخت به زیرژانر اسلشر است و در بیشتر این کارهای کوتاه شاهد پلاتهایی مانند فیلمهایی چون پیچ اشتباهی، جیغ و… هستیم. این فیلم از تمام پتانسیلهای موجود در ساخت صحنههایی که خون در آنها حرف اول را میزند استفاده کرده است. گاهی عدهای جوان در یک کمپ اسیر حادثهای میشوند و گاه در یک مهمانی اتفاقات عجیبی رخ میدهد و مهمانها یکدیگر را تکهپاره میکنند.
نکتهی بعدی در این فیلم، وفاداری متن به عنوان فیلم است. مخاطب از همان ابتدا گویی در همان فروشگاه اجارهی فیلمهای ترسناک قرار دارد و در حال انتخاب یکی از آن فیلمهاست و طی ده تا بیست دقیقه خلاصهای از آن اثر را میبیند. نکتهی دیگر در مورد اتصال روایتها به یکدیگر، حفظ بار هجو داستانها و اغراق در نمایش صحنههای قتل و خونریزی است. همهی این آثار کوتاه این وحدت را در خود دارند و علیرغم جدا بودن داستانها، با استفاده از همین وحدت کلام و طنز موجود در آثار میتوانند یکپارچگی را در اثر حفظ کنند.
این فیلم از آن دسته آثاری است که پر از شخصیت و کاراکتر است. اما بهعلت متفاوت بودن داستانها، مخاطب چندان دچار سردرگمی نمیشود. درست است که تمام این آثار از یکدیگر مجزا هستند، اما هر کدام مخاطب را در فضای اصلی فیلم، یعنی همان فروشگاه، قرار میدهند و بهنوعی در شناخت سه کاراکتر اصلی فیلم به ما کمک میکنند.
تمام کارگردانهای این اپیزودهای کوتاه، هر کدام در ژانر وحشت آثار متوسط و بعضاً خوبی را تولید کردهاند و در این فیلم هم سعی کردهاند در همان بخشی که روی آن تسلط کافی دارند وارد شوند. مخاطب در این فیلم مروری بر پلاتهای معروف ژانر دلهره انجام میدهد. پس نباید انتظار داشت که در میانهی فیلم دچار رخوت شود. اما یکی دیگر از جنبههای این فیلم را میتوان اینگونه بیان کرد که بیشتر آثار ژانر دلهره فقط همین ده تا ۱۵ دقیقه هستند و تمام کارهایی که یک کارگردان در یک اثر ارزان ژانر دلهره انجام میدهد جز اضافهکاری و شاخوبرگ بیهوده اضافه کردن به اثر نیست. این نکتهی مهمی بهشمار میرود. بههمین علت است که یک مخاطب سینمای دلهره، اگر بخواهد آثاری را که در ذهناش ماندگار شدهاند را مرور کند، شاید به چند اثر تأثیرگذار برسد و مابقی آثار خودبهخود و پس از تماشا دیگر حذف میشوند. پس میتوان اینگونه بیان کرد که در ژانر دلهره، مهم آن پلات کلیشهای نیست، بلکه خردهپیرنگهای منسجمی است که کارگردان با هوشمندی به مسیر اصلی روایت متصل میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.