سیاستمداران و افراد برجسته در عالم هنر و بهخصوص سینما و ادبیات، از جمله اشخاصی هستند که مخاطبین خاصی دارند و بینندگانی را جذب خود میکنند. در عالم سیاست نیز افرادی برجسته حضور داشتند و نقطهی عطفی بر تاریخ هر دوره محسوب میشدند؛ «الکساندر همیلتون» از زمره افرادیست که مورد توجه برخی قرار گرفته و به واسطهی تاثیرگذاریاش بر استقلال امریکا از بریتانیا و تدوین قانون اساسی، دستاویزی برای پرداختن به وی، اینبار روی پردهی نقرهای توسط دیزنی پیداکرده است.
همیلتون، سیاستمدار و اقتصاددان امریکایی، بهنوعی معمار نظام مالی و البته نخستین وزیر خزانهداری ایالات متحده است. در دوران پادشاهی «جرج سوم» برخی کمر همت بر استقلال امریکا از بریتانیا بستند و خواستار برچیدهشدن تبعیض نژادی و نظام بردهداری شدند. در ایناثنا نیز برجستگانی چون همیلتون درصدد حکومتداری و بهدست گرفتن عنان کشور برآمده تا بدین طریق به پیادهکردن آرمان و عقاید خویش در راه پیشرفت مملکت و ارتقای سیاست ملی در آن برهه از زمان نائل شوند.
در این اثر تلاش شده به زندگی پرفراز و نشیب وی و عبور از مصائب، فقر، دوران دلدادگی، حضور در جنگ و رسوایی اخلاقی، که مانع از بر مسند ریاست جمهوری قرارگرفتن شد و البته مرگ پسرش اشاره شود. اثری که ملهم از کتاب «الکساندر همیلتون» نوشتهی «ران چِرنو» و از تصاویر نمایشی مشهور در برادوی در سال ۲۰۱۵ برگرفتهشده است.
«تامس کیل» بهطرز خارقالعادهای با کمک اشعار و موسیقی دلانگیز «لین-مانوئل میراندا» اثری دلنشین را به عموم هنردوستان تقدیم کرد. پردهی اول به دوران کودکی و عشقاش به الیزابت اسکایلر اشاره کرده و در پردهی دوم به زندگی حرفهای و رابطهی نامشروع، مرگ پسر و در پایان به دوئل سهمگیناش با معاون رئیسجمهور وقت، آرِن بِر، پرداخته شدهاست.
سفری به دل تاریخ امریکا و تولدش؛ و جزئیاتی که اگر در قالب فیلم یا سریال مطرح میشد از حوصلهی بیننده خارج میبود؛ اما خالقاناش با استفاده از دیالوگهای آهنگین و بهره جستن از نمایش، نه تنها اهالی تئاتر بلکه مخاطبان سینما را همراه خود کرده و گویی کتابی موسیقایی را روی صحنه و از طریق پردهی سینما به جهانیان پیشکش کردند.
فیلمی منحصربهفرد که فاصله بین نمایش زنده و حضور در سالن تئاتر را به حداقل ممکن رسانید و به مدد سبکهای موسیقی متنوع از رپ تا هیپ هاپ جذابیت و شیفتگی صدچندانی را به یک اثر تاریخی بخشید.
تاثیر و ثمربخشی فیلم از همان ابتدا به چشم میخورد. اما آنچه این کار را از بقیه متمایز میکند، جدای از امتیازات پیشین، تقارن آن با دنیای سیاسی امروز است. کاراکترهایی رنگینپوست در کنار هم به نقشآفرینی پرداختند؛ جملگی بر جذابیت اثر افزوده و دوری جستن از تبعیض نژادی و زیر یوغ استعمار نرفتن را نشانه گرفتند.
این فیلم را میتوان به جرأت از بهترین آثار سال دانست و بدون داشتن حس کسالتباری تا دقیقهی آخر، همراه نواها، موسیقی دلانگیز و صدای هنرپیشههای متبحرش در عرصهی تئاتر، همراه بود و احساسات به اشتراکگذاشته توسط آنان را لمس کرد و کیفور شد.