پوستر فیلم برافروخته

خاطرات پوشالی

برافروخته
Bloodshot
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

«ری گریسون» یک سرباز جان‌فشان و قوی‌ست. سکانس ابتدایی فیلم یکی از عملیات‌هایی را نشان می‌دهد که این سرباز می‌تواند به‌تنهایی جان یک گروگان را نجات دهد. او بعد از بازگشت از عملیات به دیدار همسرش «جینا» رفته و شبی را در کنار او سپری می‌کند. اما صبح فردا اثری از جینا نیست. گروهی ابتدا جینا و سپس او را گرفته و طی یک بازجویی همسرش را در برابر چشمان او می‌کشند. سپس خود او نیز کشته می‌شود.
داستان فیلم برگرفته از یک اثر کمیک است و درباره‌ی شخصیت ری است که توسط گروهی از دانشمندان با تکنولوژی نانو به دنیا باز می‌گردد. اما دیگر او خودش نیست و تبدیل به یک ربات و ماشین شده است که نه حافظه و خاطره‌ای دارد و نه کنترلی بر آن. اما او دارای نیروی تجدید حیات شده و می‌تواند هربار بدن خود را احیا کند. پایه‌ی اصلی داستان چندان خلاقیتی ندارد. و با حجم عظیمی از فیلم‌هایی که در آنها ربات‌ها همه کاره‌ی داستان‌ها هستند، این فیلم حرف خاصی برای گفتن ندارد. همان داستان تکراری جنگ و انتقام و کشتار. اگرچه شمه‌هایی از خلاقیت در آن یافت می‌شود. مانند آن قسمت از فیلم که به تکرار وقایع مربوط می‌شود. اما متأسفانه ایرادات شخصیت‌پردازی داستان همان خلاقیت‌ها را هم می‌تواند از چشم بیننده بیندازد.
درست است که ری قرار است ربات باشد و همه‌ی دستورات را از سازنده‌ی خود دریافت کند، اما برای درک رفتارهای او نیز بسنده کردن به یک توضیح کافی نیست. توضیحی که سازنده‌ی او از دلیل اعمال او در چند دقیقه می‌گوید برای حس همدردی با او کافی نیست. شخصیت «کی‌تی» نیز بدون هیچ دلیل و منطق خاصی عاشق ری است. همانطور که «جیمی دالتون» سرباز، بی‌دلیل از ری متنفر است. شخصیت دانشمند و سازنده این تکنولوژی هم چندان پرداختی ندارد و دقیقاً بیننده متوجه نمی‌شود ری چرا باید با عده‌ای مبارزه کند. پس بیننده از داستان و روایت داستانی چیزی انتظار ندارد. حتی «وین دیزل» نیز نتوانسته آنچنان که باید نقش خود را بازی کند. او قرار است انسان‌ِ ربات‌نما باشد. نه رباتِ انسان‌نما. بیننده هیچ حسی را در چهره‌ی او نمی‌تواند درک کند. انگار تنها علت انتخاب این بازیگر برای این نقش تنها ظاهر تنومند او بوده است و بس. اما تنها‌و‌‌تنها دلیلی که بیننده می‌تواند فیلم را دنبال کند و یا حتی از آن خوش‌اش بیاید سکانس‌های اکشن آن است. سکانس‌هایی که خلاقیت را می‌شود در آن تا حدودی دید. مبارزه‌ی ری با آن نیروی جادویی همراه با استفاده از اسلوموشن در لحظاتی توانسته بیننده را مشغول خود کند. سکانس‌های درگیری که با جلوه‌های ویژه‌ی قابل قبولی ادغام شده‌اند و بیننده را در لذت دیدن یک اکشن خوب سهیم کرده‌اند. سکانس‌های نابود شدن صورت او و ترمیم شدن آن، با جلوه‌های ویژه‌ای قابل قبول باعث می‌شود بیننده حس کند که این اتفاق واقعاً در حال رخ دادن است. و یا سکانس طولانی انتقام از مارتین اکس. سکانسی که با اینکه طولانی‌ست اما نیروی احیای ری باعث می‌شود یک اکشن قابل قبول را شاهد باشیم. در واقع این فیلم را می‌توان یک فیلم اکشن متوسط دانست که قطعاً بیننده‌ی مشتاق این‌گونه فیلم‌ها را راضی خواهد کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟