پوستر فیلم خدمتکار

تاوان خونین یک گناه

خدمتکار
The Maid
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

فیلم با صحبت‌های یک خدمتکار آغاز می‌شود. او از اتفاقات عجیبی که در یک خانه رخ داده است حرف می‌زند. از یک عروسک میمون که همواره او را نگاه می‌کند و همه‌جا به‌دنبال او می‌آید. از سایه‌هایی که می‌بیند و از صداهایی که می‌شنود. خدمتکار از آن خانه استعفا می‌دهد. پس آن خانه و خانواده یک خدمتکار دیگر استخدام می‌کنند. «جویی» خدمتکاری متفاوت است. اما آیا این اتفاقات او را نیز می‌ترساند؟ خانواده‌ای که در این خانه زندگی می‌کنند هم به‌نظر مرموز می‌آیند و رفتارهاشان نشان از رازی نهفته در گذشته‌شان دارد.
سینمای تایوان از دهه‌ی ۱۹۹۰ جانی تازه گرفت و اگرچه به پای سینمای کره و چین و حتی هنگ‌کنگ نمی‌رسد، اما چندی‌ست خود را در میان سینمای ژانر ترسناک جا داده و طرفداران زیادی را پای فیلم‌های خود نشانده است. پیش از این یک فیلم خوب دیگر به نام «نفرین پل» از این سینما در سال جدید را مرور کردیم. فیلم «خدمتکار» نیز از این سینما بیرون آمده و المان‌های خوبی برای دیده شدن دارد. اگرچه به پای فیلم نفرین پل نمی‌رسد. اما اگر سخت‌گیر نباشیم می‌تواند جزو فیلم‌هایی باشد که باعث ایجاد ترس در بیننده شود. فیلم «خدمتکار» را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد. دو بخش کاملاً متفاوت؛ بخش اول فیلم، داستان به آهستگی طی می‌شود. دیدن چهره‌ای ترسناک و دنبال شدن با این چهره همراه با موسیقی‌ای دلهره‌آور از همان ابتدا باعث ایجاد ترس در بیننده می‌شود. به‌طوری‌که شاید در چند سکانس حتی بیننده از ناگهانی بودن اتفاقات از جای نیز بلند شود. اما این اتفاقات در نیمه‌ی اول کم‌کم تکرار شده، تا‌جایی‌که دیگر بیننده از دیدن آن نمی‌ترسد. چراکه می‌داند قرار است چه اتفاقی بیفتد. حتی گاهی خسته‌کننده نیز می‌شود. اما بخش دوم بخشی کاملاً متفاوت است. شخصیت‌ها چهره‌ی واقعی خود را نشان می‌دهند و آهسته‌آهسته اتفاقات برای بیننده روشن می‌شود. شخصیت آرام افراد در نیمه‌ی اول بدل به شخصیت‌های خودخواه، ترسناک و حتی قاتلی می‌شوند که دیگر بیننده را نه دچار ترس، که گرفتار خشم می‌کنند. نیمه‌ی دوم فیلم عملاً تبدیل به فیلمی اسلشر شده که بیننده هر لحظه منتظر قتلی دیگر است. یکی از سکانس‌های جذاب فیلم را می‌توان همان سکانسی دانست که فیلم از نیمه‌ی اول خود وارد نیمه‌ی دوم می‌شود؛ جویی، اتفاقات متفاوت رخ داده در بازه‌های زمانی مختلف را در یک سکانس به‌صورت رویا و خواب پشت سرهم می‌بیند. این سکانس به‌خوبی گذشته‌ی تاریک خانواده را بدون هیچ حرف اضافی‌ای بیان می‌کند. اما داستان ایراداتی نیز دارد. دلیل وجود عروسک میمون چیست؟ این عروسک چرا فقط خدمتکار ابتدایی فیلم را می‌ترساند؟ بعداً چه اتفاقی برای این عروسک رخ داد؟ جویی چگونه شخصیتی است و گذشته‌ی او چه بوده که او را تبدیل به چنین شخصیت خطرناکی کرده است؟ دلیل سکانسی که جویی و دخترعموی‌اش در رابطه با شغل خدمتکاری حرف می‌زنند، چیست؟ آیا دخترعموی‌اش نیز درباره‌ی شخصیت جویی چیزی می‌داند؟ آیا واقعاً آن دختر، دخترعموی‌اش بوده است؟ آیا جویی با نیت قبلی به این خانه آمده؟ اگر با نیت قبلی آمده، پس آن همه ترسیدن‌های او در نیمه‌ی اول چیست و اگر با نیت قبلی نیامده است با دیدن آن عکس در کتابخانه چرا عکس‌العملی مبنی بر تعجب کردن در او دیده نمی‌شود؟ اینها سؤالاتی‌ست که فیلم نمی‌تواند به آنها پاسخ دهد و بیننده را در پایان ناراضی خواهد کرد؛ اگرچه بیننده در نیمه‌ی اول بدون دانستن این سوالات می‌تواند به راحتی از سکانس‌های موجود، دلهره را تجربه کند. در واقع بیننده در پایان فیلم دیگر دچار آن لذت اولیه‌ی فیلم نیست. اما ترسیدن اولین خواسته‌ی این نوع مخاطب است که نیمه‌ی اول این خواسته‌ی او را برآورده کرده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟