«سوجونگ» در یک کافه به آشپزی میپردازد. رئیس کافه «سونگ» مرد ایرادگیریست که همواره به سوجونگ ایراد میگیرد. سوجونگ بهخاطر نگهداری از مادرش که دچار آلزایمر است، نگرانی خاصِ خود را دارد. اما رئیس کافه و دیگر کسانی که در کافه کار میکنند چیزی در این مورد نمیدانند. در یک شب بارانی هنگامی که سوجونگ بهتنهایی در کافه مشغول است، یک پیرزن عجیب وارد کافه میشود و یک کتاب به سوجونگ امانت میدهد. نام کتاب «آیا شما عاشق شدید؟» است. بعد از اینکه این کتاب به دست سوجونگ میرسد برای او اتفاقات عجیبی رخ میدهد و پسران بسیاری به او ابراز علاقه میکنند.
داستان فیلم یک روایت عاشقانه—فانتزیست که یک کتاب جادوئی قرار است زندگی عشقی سوجونگ را تغییر دهد. داستان بهآرامی آغاز میشود و تا انتها با حداقلترین اتفاقِ هیجانانگیز ممکن ادامه مییابد. فیلم با پتانسیل استفاده از جادو بهعنوان ابزاری برای ایجاد خلاقیت چگونه میتواند اینگونه ساده و آرام پیش رود؟ در واقع فیلم از این ابزار نتوانسته است بهعنوان راهی برای داستانسراییِ نامحدودِ خود باز کند. میتوانست با جادوئی که کتاب در اختیار آنها قرار داده است اتفاقات هیجانانگیزتر و زیباتری را بیافریند، اما کارگردان ترجیح داده همه چیز را محدود به کافه و شخص سونگ کند. شاید اگر افراد بیشتری در این روایت وارد داستان میشدند، میتوانست به داستان کمک شود و با پرداخت به این شخصیتهای جدید، فیلم از دور باطلی که در آن گرفتار میشود، رهایی یابد. اما فیلم حتی به شخصیتهای محدود خودش نیز نتوانسته بهخوبی بپردازد. ما سونگ را بهدرستی نمیشناسیم و علت عشق او به سوجونگ آشکار نیست. شاید پرداخت به دلیلِ وجودِ این عشق، خود بهتنهایی میتوانست داستان را هیجانانگیزتر کند. حتی سوجونگ و رفتارهایاش نیز که داستان، بیشتر وقت خود را به او اختصاص میدهد هم برای ما چندان آشکار نمیشود. هنگامی که قرار است دلیل مخفی کردن عشق او را بدانیم، ناکارآمدی داستان کاملا قابل مشاهده است. ما دلیل این پس زدن عشق را به خوبی مشاهده نمیکنیم. دلایل پشتِ عکسالعملهای شخصیتها گم میشوند و بیننده خودش باید حدس بزند دلیل این رفتار چیست. این امر تا زمانی که داستان سرنخ کافی را در اختیار بیننده قرار دهد، میتواند نکتهی مثبت هر داستان و فیلمی باشد. اما اینجا ما سرنخها را هم در هالهای از ابهام میبینیم. از سوی دیگر بازیِ بازیگران نیز کمکی به پیشبرد داستان نمیکند. «سونگ هون» در نقش سونگ یکی از این بازیگران است. او یکی از بازیگران معروف کره جنوبی است، اما در این فیلم نتوانسته چنان که باید بازی خود را انجام دهد و این جای تعجب دارد. او بسیار مصنوعی بازی میکند؛ به ویژه زمانی که قرار است غمگین یا عصبانی باشد. دیگر بازیگران فرعی نیز متأسفانه نتوانستهاند بازی خوبی را ارائه دهند. در این میان تنها «کیم سو-اون» در نقش سوجونگ است که بازیای معمولی و نه حتی عالی را ارائه داده است.
«کیم جونگ-کوان» کارگردان این اثر که فیلم عاشقانه «Ditto» او در سال ۲۰۰۰ توانست بسیار مورد توجه قرار گیرد، این بار نیز سعی کرده از تخیل خود استفاده کند و فیلمی جذاب را بسازد. اما متأسفانه نتوانسته چنان که باید به این مهم دست یابد. این فیلم را میتوان به عنوان یک اثر آرام بعد از یک روز طولانی و خستهکننده دید، چرا که نه نیازی به توجه بسیار دارد و نه هیجانی که بیننده بخواهد آن را با تمام حواساش دنبال کند. عاشقانهای آرام است که برای آرام کردن یک روز خستهکننده میتواند مناسب باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.