پرسشهای یک زن در باب زندگی
بگذارید با طرح چند پرسش شروع کنیم که آزادی فردی یعنی چه؟ آیا ازدواج تعهدیست که آزادی دیگری را برای فرد به ارمغان میآورد؟ آیا رهایی یعنی بریدن از دام سنت؟ «فانگ»، کاراکتر اصلی فیلم، در جستوجوی پاسخی برای این پرسشهاست. اواز همان نمای اول تا انتهای فیلم خندهای از صمیم قلب بر لب ندارد. فانگ بههمراه دوستپسر خود، ادوارد، نزدیک به هشت سال است که در یک خانه زندگی میکند. او در مزون لباس عروس و ادوارد در آتلیهی عکس و فیلم عروسی مشغول به کار هستند. اما فانگ راز نهفتهای دارد؛ ده سال پیش که از خانهی پدری بیرون میزند و بهدلیل نداشتن پول، با مردی چینی که قصد گرفتن اقامت هنگکنگ را داشته ازدواج صوری میکند.
فانگ با دوستپسری مواجه است که تا حد زیادی وابسته به مادر و در عین حال وفادار به ازدواج سنتی است. ادوارد دائماً گوشی و هر چه که مربوط به فانگ است را کنترل میکند. حتی نوع لباسپوشیدن او را نیز زیرنظر دارد و بهراحتی به خود اجازه میدهد تا شلوارک جین او را دور بیندازد. ادوارد از آن دست مردهای آسیایی احاطهشده در دنیای مدرن است که بهخود اجازهی هر عملی در دنیای جدید را میدهد، اما زن زندگی او باید همانند یک زن خانهدار و مطیع، مطابق نظر او در جامعه حضور داشته باشد. فانگ دائم در ذهن خود با چندراهی ازدواج و رهایی روبهروست. او مطمئن نیست کجای این دنیا قرار دارد. حال و پس از ده سال که آن جوان چینی میخواهد کار اقامت خود را تمام کند، بالاخره قرار است سند طلاق این ازدواج صوری را امضاء کنند. زمانی که فانگ از پسر میپرسد که چرا میخواهد اقامت هنگکنگ را بگیرد، پسر در پاسخ میگوید که اینجا مکان موقت من است و میخواهم به لسآنجلس بروم. فانگ پس از این جمله دیگر خودش نیست. آیا ازدواج با ادوارد به او اجازه میدهد که اینگونه آزاد دست به انتخاب بزند؟
این فیلم با نگاهی از بیرون و بدون قضاوت، مخاطب را در مواجهه با زندگی فانگ قرار میدهد. سنت یا تجدد؟ سنت در اینجا قوانین و محدودیتهای جامعهی مردسالارانه است که ازدواج را همچون فرآیند خریدوفروش یک برده در نظر دارند. باید گفت که در سال ۲۰۲۰ هم با این پدیده مواجه هستیم و جوامع آسیایی اینگونه به ازدواج نگاه میکنند. این نگاه سنتی به امر ازدواج آنقدر ریشهی عمیقی در این جوامع دوانده است که حتی دختران و پسرانی که در معرض نگاه مدرن به زن و مرد هستند نیز خود را در این حصار قرار میدهند. یکی از زیباییهای نگاه این فیلم در این است که از همهی ابعاد به این قضیه نگاه کرده است و حتی بحران مالی فرد را در تصمیمگیری دخیل میداند.
فانگ در هیچجای فیلم دچار قطعیت برای تصمیمگیری نیست. او هیچجا و هیچ زمانی احساس آسودگی نمیکند. شاید فانگ میخواهد مدتی را برای خودش زندگی کند و بداند کیست، کجاست و چه میخواهد. گاهی باید عزم را جزم کرد و در یک روز بارانی خود را در جهانی که مقابل ماست رها کرد تا وارد مکاشفهای جدید در باب پیدا کردن خود شویم.
خانم «نوریس وانگ» در اولین تجربهی فیلمسازی خود، دنیای دختری در دنیای مدرن را پیش روی ما قرار داده است که میان سنت و تجدد گرفتار است و دنبال مسیری مستقل برای خود میگردد. این فیلم در قامت یک درام شهری دائم ذهن مخاطب خود را درگیر پرسشهایی میکند که یک زن هنوز هم در جوامع بهاسم مدرنشدهی آسیایی با آنها روبهروست و بهدنبال پاسخی برای آنها میگردد.