پوستر فیلم تصنیف پاور (پاور در فیلم نام خانوادگی شخصیت اصلی است)

مردی که عاشق موسیقی‌ست

تصنیف پاور (پاور در فیلم نام خانوادگی شخصیت اصلی است)
Power Ballad
محصول ۲۰۲۶ – ایالات متحده، ایرلند
ژانر کمدی، موسیقی
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

 یکی از زیبایی‌های سینما حضور فیلمسازانی است که ساختار روایی خودشان را می‌شناسند. شاید این جمله‌ی ابتدایی را بارها در مرورهای من مشاهده کرده باشید، اما باید گفت آن‌قدر این مسئله مهم است که نباید در هر بار برخورد با آثار این فیلمسازان از آن چشم پوشید. «جان کارنی» یکی از همین فیلمسازان است. اثر قبلی این کارگردان را با نام «فلورا و پسرش» در کانال از نظر گذراندیم؛ ترکیب زیبای موسیقی، شخصیت‌پردازی و در نهایت بهره‌ی کارگردان از لهجه‌ی شیرین ایرلندی و بازی با آن در ساخت موقعیت‌های کمدی.

جان کارنی آن‌قدر در روایت‌های خود سبک‌وسنگین کرده که بداند مسیر روایی را به کدامین سو هدایت کند. «ریک» خواننده‌ی راک بااستعداد آمریکایی‌ست که که پس از ازدواج با همسر ایرلندی و تولد فرزندشان رؤیای تبدیل‌شدن به یک ستاره‌ی موسیقی را فراموش کرده و اکنون در یک گروه موسیقی مراسم عروسی مشغول فعالیت است. روایت نیز با گذری به زندگی روزمره‌ی ریک و همکارنش در کنار خانواده آغاز می‌شود. در این گذر با همان چیزی مواجه می‌شویم که انتظارش را داشتیم؛ ترکیب موقعیت‌های کمدی و شخصیت‌پردازی.

کارنی با استفاده از شخصیت «سندی» کمدی ایرلندی خود را به رخ می‌کشد. در آن‌سوی ماجرا نیز اعضای خانواده‌ی ریک همان خانواده‌ی پر دردسر یک اثر کمدی با فراز و نشیب‌هایشان را تصویر می‌کنند. یکی از حسرت‌هایی که در این اثر وجود دارد و ای‌کاش را در ادامه به همراه دارد همین نپرداختن به پتانسیل موجود در کاراکترهای سندی، همسر و دختر ریک است. انتخاب بازیگران کارنی مانند همیشه درست و بجاست، اما گسترده‌کردن فضا برای بالفعل کردن این پتانسیل بسیار لاغر و محدود به‌نظر می‌رسد. او در همین فضای کم هم این کاراکترها را در ذهن مخاطب حک می‌کند تا پرده‌ی دوم و سوم را با فکاهی بیشتری پیش ببرد.

نوع نگاه کارنی به موسیقی در بسیاری از آثارش نگاهی قابل احترام به کل دنیای موسیقی است. کارنی از سر خصومت با دنیای صنعت موسیقی و هواخواهی از هنر موسیقی آثارش را پرداخت نمی‌کند. او در عوض به درون فردیت کاراکترهای اصلی می‌رود و بارقه‌های موسیقی را در تک‌تک ابعاد آن‌ها روشن می‌کند. در این اثر نیز ریک از طریق ترانه‌ای که سال‌ها پیش سروده و ساخته به‌یک‌باره برانگیخته می‌شود تا مسیر روایی اثر او را به نوعی رستگاری فردی برساند. در این مسیر رستگاری گویی او از پشیمانی‌ها و سرخوردگی‌های لحظه‌ای‌اش در باب ترک کردن دنیای حرفه‌ای موسیقی فاصله می‌گیرد تا بار دیگر هدیه‌ی خانواده را از صمیم قلب بپذیرد. کارنی این رفت‌و‌برگشت‌ها را بدون اضافاتی ملودرام یا حتی گره‌گشایی‌های انفجاری در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. داستان او در پایان نیز به کل روایت در پرده‌‌ی اول و دوم احترام می‌گذارد و در خیابان‌های دوبلین و تنها با لبخندی از سر رضایت بر لبان ریک به پایان می‌رسد. کارنی در این اثر ساختار روایی خود را حفظ کرده، کمدی‌هایش را به شیواترین شکل ممکن تصویر می‌کند، شخصیت‌هایش را متناسب با دنیای داستانی فیلم پرداخت می‌کند و در نهایت به نتیجه‌ی مطلوب خود که چیزی جز سینما نیست می‌رسد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟