پوستر فیلم گرینلند ۲: مهاجرت

تکه‌پاره‌تر از فیلم فیلم اول

گرینلند ۲: مهاجرت
Greenland 2: Migration
محصول ۲۰۲۶ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«ریک رومن وو» در سال ۲۰۲۶ بسیار پرکار شده است. چند روز قبل به مرور فیلم سرپناه پرداختیم و حال وارد سفر دوم او در دنیای فیلم گرینلند می‌شویم. فیلم اول با بارش تکه‌های یک ستاره‌ی دنباله‌دار بزرگ از فضا آغاز شد که حیات روی کره‌ی خاکی را به آخرالزمانی ویرانگر تبدیل کرد. کل روایت اول حول یک خانواده‌ی سه‌نفره تصویر شد که برای رسیدن به مدینه‌ی فاضله‌‌ای با نام گرینلند از میان مشکلات عبور کردند.

در فیلم اول پلات‌آرموری مستحکم و به زبان ساده احمقانه گرداگرد این خانواده شکل گرفته بود تا مخاطب صرفاً شاهد ویرانی پیرامون آن‌ها باشد. کارگردان در فیلم دوم همین رویه را خیلی بی‌پرواتر و صد البته غیرقابل‌تحمل تصویر می‌کند. ابتدای فیلم که عملاً بازی‌های مشمئزکننده‌ی اخلاقی متداول در سینمای تجاری را شاهد هستیم؛ آلیسون به‌همراه چند نفر دیگر در هیئت تصمیم‌گیری گرینلند دست به انتخاب‌های اشتباهی می‌زنند که منطق انسانی در این شرایط نمی‌پذیرد. همین اخلاق‌گرایان لحظه‌ای به‌محض رخ دادن فاجعه‌ای که جان همه را به‌خطر می‌اندازد، همان منطق انسانی در شرایط فاجعه‌آمیز مورد بحث را پیش می‌کشند و به‌آنی از اخلاقیات خود دور می‌شوند. پرده‌ی اول فیلم رومن وو درون همین بازی‌های کودکانه‌ی اخلاقی می‌گذرد.

رومن وو در پرده‌ی دوم و سوم کار را از این هم ساده‌تر کرده است. او نه‌تنها پلات‌آرمور حول کاراکترها را قدرتمندتر می‌کند، بلکه روایت را از تب‌و‌تاب هیجان‌انگیز فیلم اول هم می‌اندازد. به‌نوعی می‌توان اینگونه گفت که فیلم دوم همچون خط مستقیمی برای این خانواده محسوب می‌شود که ماجراجویی به‌عنوان بطن اصلی داستان در آن از بین می‌رود. گویی این خانواده در میان برهوت‌های آلوده درست در نقاطی قرار می‌گیرند که پاکدامن‌ترین افراد کره‌ی خاکی منتظرند تا آن‌ها را برای ادامه‌ی سفر بدرقه کنند. کارگردان از طریق همین پرداخت جزیره‌ای به فیلم بار سنگین هیجان را نیز از خود دور کرده و تا جایی که می‌تواند داستان را مقابل پرده‌های عظیم سبز به‌تصویر می‌کشد.

ریک رومن وو در پرده‌ی سوم فیلم به‌یک‌باره از این رو به آن رو می‌شود و قصد دارد ثابت کند کل فیلم قرار نیست با پلات‌آرموری حول این خانواده مواجه شویم. او «جان» را در این بین فدای تنفس هوای آلوده‌ای می‌کند که از همان ابتدای فیلم معلوم نیست در کدامین نقاط فرد را به‌کام مرگ می‌کشاند و در کدامین نقاط از کاراکترها دور می‌شود. بهانه‌ی درون فیلم‌نامه برای منطقی جلوه‌دادن این رخداد رفت‌و‌آمدهای مکرر جان به بیرون از گرینلند بوده؛ همان هوایی که هنگام فاجعه دیگرانی هم تنفس کردند و در نهایت فدایی این ماجرا جان است. در هر حال اریک رومن وو با این ملودرام نیمه‌کاره در پرده‌ی سوم هم نمی‌تواند سفر خانواده‌‌ی جان و آلیسون را تبدیل به ماجراجویی میان آخرالزمانی ناگهانی کند. حتی رویش دوباره‌ی طبیعت و هدف قرار دادن آن به‌عنوان زیست جدید انسان با شرایطی متفاوت را نیز هدفی پرداخت‌شده نمی‌بینیم. ساختار روایی اثر اریک رومن وو در این فیلم مشکل اساسی آن است که بی هیچ هدفی مخاطب را وارد آخرالزمانی می‌کند که قرار است تبدیل به یکی از دوره‌های مهم در تاریخ بشر شود؛ دوره‌هایی همچون رویداد کرتاسه-پالئوژن (همان دوره‌ی انقراض هشتاد درصد از گونه‌های زیستی روی زمین) و دیگر فجایعی که زمین و ساکنان آن از سر گذرانده‌اند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟