گای ریچی فقط میسازد
«گای ریچی» بریتانیایی از سال ۲۰۲۱ تا کنون بسیار پر کار شده است. با جستوجوی نام او در کانال میتوانید به مرورهای ما دربارهی این سیاهه مراجعه کنید. در باب سینمای ریچی و بالا و پایینهای آن بارها و بارها نوشتهایم. حال قدم در جدیدترین اثر او که یکی از دو اثرش در سال ۲۰۲۶ محسوب میشود میگذاریم؛ در منطقهی خاکستری.
ریچی در این اثر مانند چند فیلم قبلی باز هم از «ایزا گونزالز» بهره میبرد و در کنار «هنری کویل» «جیک جیلنهال» قرار است وارد یکی دیگر از اکشنهای بیبخار و ایجازگونهاش طی این چند سال شود. بهطور حتم مخاطبان سینمای ریچی در ابتدای دههی ۲۰۰۰ او را یکی از اکشن-ابزوردسازان بریتانیایی میشناسند که هالیوود در دههی بعدی با گرمی به استقبالش رفت. آنچه که از سال ۲۰۲۱ تاکنون بر ریچی رفته است، جز همان شعار «بساز و نگران نباش» نیست.
فیلم در ابتدا با پلانی از انتهای پردهی دوم، مخاطب را به درون دنیای زنی با نام «ریچل» میبرد که کارش همان مؤدبانهی شرخری برای بانکها و مؤسسات مالی بزرگ است. یکی از خصوصیات آثار ریچی در همین افتتاحیههاست که باعث میشود مخاطب با آغوش باز در برابر اثر بنشیند. اما مانند چند اثر قبلی هر چه پیش میرویم چیزی جز ایجازی که از آن سینمای ریچی نیست نمیبینیم. او سعی کرده از طریق ایجاز روایی مخاطب را یکبار با کل مسیر خروج از یک جزیره آشنا کند و سپس در پردهی سوم همان مسیر را با اکشن مد نظرش پیش ببرد. اما اکشن بیجان ریچی فیلم را تبدیل به یکی از محلهای بازی پینتبال میکند تا هنری کویل و جیلنهال در کنار افرادشان تپتپ به تیراندازی مشغول شوند.
شخصیتها در این فیلم جز گمشدههایی بیهدف نیستند. ریچی در دنیای جدیدی که خلق میکند گویی با تبختری بیمایه سعی دارد کاراکتر ریچل را تبدیل به زنی کند که در اوج اعتمادبهنفس است، اما در میانهی آشوبهای فیزیکی دچار پنیک میشود. این پنیکشدن و اعتمادبهنفسهای گاهوبیگاه کاراکتر فرسنگها از یکدیگر فاصله دارند. آنچه در این اثر شاهد هستیم گذرهای خلاصهوار کارگردان به روایت و سادهنگریاش نسبت به طراحی اکشن است. بهنوعی با اثری مواجه هستیم که نه اکشن با خاصیتی دارد و نه منطقی که بتواند دنیای خلقشدهاش را بر اساس آن پیش ببرد. پردهی سوم این ناامیدی را افزونتر میکند و با تکبرشها مشکلات حل میشوند، گره خاصی در روایت بهوجود نمیآید و در نهایت کاراکترها بدون پرداخت توجیهکنندهای به صحنهی پایانی کارگردان میرسند.
ریچی در این اثر آن شم تیز خلق موقعیت بین کاراکترها را از دست داده است. این اتفاق را میتوان بهراحتی در چند اثر قبلی او نیز مشاهده کرد. بهنوعی ریچی کارگردانیست که در سالهای اخیر با دستی باز در حال لذتبردن از همکاری با ستارههاست و با اضافه کردن کمی اکشن توریستی (در این اثر بهخصوص با حضور عربستان و برنامههای گردشگری و اقتصادیاش) خودش را از مکافات شخصیتپردازی، پیشبرد روایت و در نهایت پرداخت نهایی خلاص میکند. حال باید دید دو اثر بعدی این کارگردان که بازگشتی خاطرهانگیز به بازیگران بریتانیایی است باز هم در دام این کسالت مهآلود ریچی میافتند یا اکشن-ابزوردهایی قابل اعتنا در برابر چشمهای ما قرار خواهند گرفت.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.