زمانی که روح یک ملت در کالبد این چند صد نفر دمیده میشود
اشغال چین توسط ژاپن انبوهی از فیلمها را به یاد ما میآورد که چینیها برای ثبت لحظاتی که مورد هجوم قرار گرفته بودند، ساختهاند؛ از فیلمهای رزمی گرفته تا درامها و ملودرامهای عاشقانه. اما یکی از نقاط تاریک این اشغال، نبرد شانگهای است. نبرد شانگهای در سه مرحله و در سال ۱۹۳۷ رخ داد. در سختی این نبرد باید گفت که چیزی شبیه نبرد استالینگراد در شوروی سابق است. ژاپنیهای تا دندان مسلح و با انواع سلاح سنگین و سبک در حال اشغال شانگهای هستند. فیلم «هشتصد» به بازخوانی مرحلهای میپردازد که نیمی از شانگهای اشغال شده است و نیمهی دیگر آن مملو از زندگی است. ۴۲۰نفر در انباری آن سوی رودخانه در حال دفاع در برابر ارتش بیستهزارنفری ژاپن هستند. اما چین که پکن را از دست داده است و نیمی از شانگهای را نیز از دست رفته میبیند، بر چه اساسی با این تعداد محدود در حال دفاع است؟ دولت چین در این نبرد سعی داشت با طولانی کردن اشغال شانگهای پیام خود را به دولتهای غربی برساند. چون در آن زمان دولتهای غربی چندان توجهی به چین نداشتند. اما نبرد این چندصد نفر قرار بود در قاب دوربین خبرنگاران نقش ببندد.
فیلم مملو از صحنههای درگیری بین نیروهای چینی مستقر در انبار و ژاپنیهاست. آنها با بستن نارنجک به دور کمر، و با قرار دادن خود مقابل گلولهها، سعی داشتند نبردی که بهزعم بسیاری بیش از سه ساعت طول نخواهد کشید را به درازا بکشانند و البته این کار را هم کردند. این فیلم بسیار پرهزینه بود و در نتیجه برای اولین بار ردهی اول پرفروشترین فیلم سال را بالاتر از فیلم کریستوفر نولان از آن خود کرده است.
گوان هو، کارگردان این اثر، یکی از کارگردانهای جنبش «نسل ششم» سینمای چین است. او در سال ۱۹۹۴ و با فیلم «رذالت» اولین اثر خود را تحت این جنبش تولید کرد. فیلمهای این جنبش گویای زندگی شهری چین بودند و از زاویهای نزدیکتر جامعهي شهری این کشور را بهتصویر میکشیدند. گوان هو طی دههی ابتدایی هزارهی سوم کمکار بود و تنها دو فیلم تولید کرد؛ سوار شو و برو در سال ۲۰۰۰ و فیلم گاو در سال ۲۰۰۹. فیلمهای تولیدی او معمولاً با استقبال منتقدین مواجه میشوند و بههمین علت بود که طی سال گذشته و امسال دو فیلم از او در ردهی اول و دوم پرفروشترین فیلمهای سال جهان قرار گرفتند. فیلم اول با نام «مردم من، کشور من» شامل هفت داستان کوتاه است که هفت کارگردان از جمله گوان هو آن را تولید کردهاند. اینکه او چرا از جنبش نسل ششم بیرون آمده و جز سه اثر را تحت این جنبش تولید نکرده است، نکتهی مبهمی است که باید از خود او در این مورد پرسید. اما در هر حال، سینمای چین نشان داده که برای گرفتن سهم خود از گیشهی جهانی گام بزرگی را برداشته است و باید دید در آینده رقابت این سینما با سینمای هالیوود و کرهی جنوبی تا کجا پیش خواهد رفت. رقابت همیشه باعث تولید آثار ماندگاری خواهد شد، اما طی چند سال اخیر، تنها چیزی که در بیشتر آثار چینی شاهد بودهایم تعدادی اثر استودیویی و آبکی بوده است. اما سینمای رئالیست چین و درامهای اجتماعی آن همچنان در جشنوارهها رقیب سرسختی برای دیگر آثار بینالمللی هستند. فیلم «هشتصد» نیز مانند بسیاری فیلمهای دیگر در باب جنگ و اشغال و بازخوانی رویدادی تاریخی قابل تأمل است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.