پوستر فیلم مارتی بزرگ

یک روح در دو اثر

مارتی بزرگ
Marty Supreme
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
ژانر کمدی
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

برادران سفدی برعکس نمونه‌های هموطن خود، برادران کوئن، پس از جدایی مسیر فیلمسازی مشترک‌اشان، عملاً توانستند روح دو دهه فیلمسازی را در ساختار جدید و تک‌کارگردان حفظ کنند. برادران کوئن اما زمانی که از یکدیگر جدا شدند و دست به ساخت اثر زدند، دیگر توانایی حفظ مؤلفه‌های سینمایی سه‌ دهه همکاری مشترک را نداشتند. جاش سفدی نیز همانند برادر دیگر خود، بنی سفدی، در اثر جدیدش به‌سراغ یک درام ورزشی رفته است. او از خاطرات ۱۹۷۴ «مارتی ماوزر» در دو دهه بازی تنیس روی میز استفاده‌ای سینمایی کرده و مخاطب را همراه با مارتی به سفری برای سکون این کاراکتر پر جنب‌و‌جوش می‌برد.

بعید است که با فیلم مارتی بزرگ مواجه شوید و لحظه‌به‌لحظه‌‌اش شما را در مسیر «جواهرات تراش‌نخوره» قرار ندهد. از همان تیتراژ ابتدایی که حمله‌ی اسپرم‌ها به تخمک را در برابر چشمان ما قرار می‌دهد و گویی همان آزمایش کلونوسکوپی فیلم قبلی‌ست تا ضربآهنگ نفس‌گیری که در نتیجه‌ی اقدامات مارتی شما را وادار به مکث‌ها و تنفس متعدد در طول فیلم می‌کند. به‌نوعی مارتی ۷۰ سال پیش در دهه‌ی ۱۹۵۰ گویی همان هاوارد سال ۲۰۱۸ فیلم جواهرات تراش‌نخورده را در دل نیویورک زیست می‌کند. هر دو کاراکتر با طرح هدف‌های کوچک برای رسیدن به هدفی بزرگ و سکونی از جنس پول و شهرت دائم در حال کندن و پر کردن حفره‌هایی هستند که در نهایت همان حفره‌ها زیر پای‌اشان را خالی می‌کنند.

جاش سفدی در مارتی بزرگ دست به ریسک بزرگی زده و آن هم استفاده از تیموثی شالامی برای ایفای نقشی‌ست که شبیه هیچ‌کدام از آثار قبلی این بازیگر نیست. او با این تیر دو نشان می‌زند؛ ابتدا ثابت می‌کند که تیموثی شالامی همچون لئوناردو دیکاپریوی دهه‌ی ۱۹۹۰ هنوز برای شکوفایی جا دارد. از سوی دیگر سفدی قدرت بازیگردانی‌اش را به رخ می‌کشد. شاید اگر جواهرات تراش‌نخورده را قبل از تماشای این اثر مشاهده کرده باشید و بدون فوت وقت به‌سراغ فیلم مارتی بروید، با این تیر و دو نشان دقیق بهتر و بیشتر آشنا خواهید شد.

اینکه هر دو برادر را در ساختار سینمایی‌اشان یک روح در دو بدن بنامیم، سخن گزافی نیست. زمانی که «ماشین کوبنده‌»ی بنی سفدی را در کنار «مارتی بزرگ» جاش سفدی قرار می‌دهیم، گویی بدون تیتراژ باز هم این دو کارگردانی مشترک داشته‌اند؛ دوربین ناآرام، قاب‌های لرزان مستندگونه، دوربینی که در سوی دیگر خیابان کاراکتر اصلی را میان جمعیت گم و پیدا می‌کند و در نهایت موسیقی متنی که هر گاه بخواهد شما را آزار می‌دهد و هر گاه بخواهد شما را به شور و شعف وا می‌دارد.

جاش همانند بنی در اثر خود نشان می‌دهد که چگونه در باب دنیای پر فراز و نشیب مارتی و ورزش حرفه‌ای این کاراکتر تحقیق کرده است. استفاده از «تیمو بول» آلمانی، حتی در حد یک کمئو، استفاده از برخی ضربات ماندگار تنیس روی میز مانند ضربه‌ی «فن‌ ژن‌دونگ» در برابر «سیمون گزی فرانسوی»، و حتی درک درست او از نماگیری رالی‌های این ورزش باعث می‌شود مخاطب در طول اثر بارها و بارها مملو از هیجان شود.

اما جاش سفدی پایانی مملو از رستگاری را برای مارتی بزرگ تدارک دیده و برعکس فیلم جواهرات تراش‌نخورده قرار نیست حفره‌ها در نهایت مارتی را ببلعند. او در این اثر به کاراکتر خود فرصتی دوباره را با طعم تحقیر و آتش و خاکستر و در نهایت برخاستن همچون ققنوسی بال‌شکسته می‌دهد. از زیرکی جاش سفدی در گذر به برخی فرامتن‌ها و آلوده‌ی ایدئولوژی‌های زرد نشدن هم باید نوشت؛ از نژادپرستی، آمریکای چندنژادی، جنگ جهانی دوم، سرمایه‌داری، میهن‌پرستی، ژاپن پس از جنگ و در نهایت ترکیب همه‌ی این مفاهیم با ساختارهای مشترک احساس انسان‌ها در همه‌‌جای دنیا. به‌نوعی در فیلم جاش سفدی انسان در معنای انسان تبدیل به جاه‌طلبی مملو از حفره همچون مارتی می‌شود؛ بدون توجه به رنگ، نژاد و حتی ملیتش. در نتیجه مارتی بزرگ را باید طعم لذیذ سینمای بدون رخنه‌های بودار خرده‌ایدئولوژی‌های متعفن یک دهه‌ی اخیر دانست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟