پوستر فیلم شرور: تا ابد

همان مسیر همیشگی و بی‌ربط!

شرور: تا ابد
Wicked: For Good
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۶+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«جان ام.چو» در بخش اول فیلم «شرور» با اقتباسی تلفیقی از دنیای رمان سال ۱۹۹۵، رمان سال ۱۹۰۰ و اثر سینمایی سال ۱۹۳۹ روی دیگری از دنیای کالت جادوگر شهر اوز را به مخاطب نشان داد؛ آن دسته‌ی وسیعی از مخاطبان که تنها تقابل‌شان با این دنیا همان داستان معروف از زاویه‌دید دوروتی بوده است. آقای چو در بخش اول روایت را از آخرین رویارویی گلیندا و الفابا آغاز کرد تا از طریق این دو کاراکتر و زاویه‌دید هر کدام از آن‌ها مخاطب را به درون حقیقتی ببرد که از زاویه‌دید دوروتی هیچگاه دیده نشد.

کارگردان در بخش اول روایت را تبدیل به درگیری‌های مختلف الفابا با دنیای پیرامون و خیراندیشی‌های پر از ضرر او کرده بود. آقای چو از شعبده‌بازی جادوگر شهر اوز همچون راز سیاه این داستان پرده برداشت و آن را تبدیل به محرکی برای قیام تک‌نفره‌ی الفابا کرد تا در نهایت لقب شرور سرزمین‌های غربی تنها دستاورد او از این رویارویی شود. حال در داستان دوم با ادامه‌ی این مبارزه و درگیری بیشتر گلیندا با روایت مواجه می‌شویم. کارگردان در بخش دوم عملاً دست از سر قصه برداشته است. به‌نوعی این بخش روایت جز نقش‌آفرینی قابل تحسین «آریانا گرانده» هیچ ارزش افزوده‌ی دیگری ندارد. همه‌چیز در بخش دوم به سویی پیش می‌رود که انتظارات و پرسش‌های بخش اول را پاسخ ندهد. در بخش اول دائم دنبال پاسخ به این پرسش بودیم که کارگردان در نهایت قصد دارد از وسط‌بازی بین دنیای کودکانه و فانتزی و فانتزی سیاه منابع اقتباسی خود خارج شود یا همچنان تصمیم گرفته این دنیای بی‌تعریف را ادامه دهد.

در بخش دوم عملاً با موزیکالی مواجه می‌شویم که شامل برخی اطلاعات از دل رمان‌هاست و آنچه در تصویر می‌آورد گوشه‌گیری‌ها و ترانه‌خواندن‌های کاراکترها بدون هیچ دلیلی‌ست. برخی از ترانه‌خواندن‌ها گویا اجرایی در یک کنسرت است و مخاطب را برای مدت طولانی از تقابلی موزیکال در سینما دور می‌کند. القای چنین حسی در ذهن مخاطب برای یک اثر موزیکال سم محسوب می‌شود. اما آقای چو روی این موضوع پافشاری بسیاری دارد و داستان نیم‌بند خود را به‌همین طریق ادامه می‌دهد. از سوی دیگر در این اثر با نوعی ماجراجویی و ایجاد گره و در نهایت گره‌گشایی مواجه نیستیم. کارگردان برعکس اثر اول که گستردگی قابل اعتنایی را ارائه می‌داد، در اثر دوم به ایجازگویی‌هایی بی‌دلیل و بی‌پایه روی آورده است. کاراکترها در هر سوی ماجرا در حال تلاش برای رسیدن به اهداف خود هستند. اما از این اهداف فقط نامی برده می‌شود و تلاش کاراکترها را نمی‌بینیم.

طراحی لباس‌، صحنه‌آرایی و در نهایت ترکیب‌بندی قاب در فیلم دوم متناسب با فضای قصه نیست. قصه‌ای که آقای چو انتخاب کرده سیاه است و او باید این را از همان ابتدا می‌فهمید. به‌نوعی قرار نیست دنیایی که آقای چو در بر ابر چشم مخاطب قرار می‌دهد به‌زور تبدیل به نفوذ رنگ‌ها و تلطیف فضا با بع‌بع بزها شود. در نتیجه در بخش دوم داستان که انتظار داشتیم وام‌گرفتن‌هایی تیم برتونی را شاهد باشیم، با سرگردانی‌ای از جنس رنگ‌ها و تلاش برای ورود به روی دیگر فانتزی مواجه می‌شویم. آقای چو نشان داد که رمان سال ۱۹۹۵ همچنان می‌تواند منبع اقتباس خوبی برای فیلمسازان حوزه‌ی فانتزی باشد. همان‌طور که در بالا اشاره شد، بخش دوم اگر در همه‌ی ابعاد روایی و بصری خود ناقص است، اما نقش‌آفرینی خوب آریانا گرانده را هم در حباب موزیکال و هم در اکت‌های بی‌وزن به‌همراه دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟