پوستر فیلم سیل عظیم

دستان باز کاملاً بسته در کشتی نوح آینده

سیل عظیم
The Great Flood
محصول ۲۰۲۵ – کره‌ی جنوبی
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور فیلم «خواننده‌ی دانای کل» از توانایی‌های کارگردانی چون «کیم بیونگ-وو» در خلق اکشن و هیجان سینمایی نوشتیم. او که ظاهراً پرکار شده، این بار با اثری علمی-تخیلی به درون انتزاع مورد نظرش رفته است. اینکه کارگردانی همچون آقای کیم به‌خوبی ژانر و زیرژانرش را در سینمای تجاری انتخاب کرده خبر بسیار خوبی‌ست.

داستان جز در چند نمای ابتدایی هیچ‌گاه از شدت ضربآهنگ خود نمی‌کاهد. کارگردان در ابتدا زندگی مادری مجرد و پسر خردسالش را به‌تصویر می‌کشد و در ادامه طی چند نما آب زیر پاهای آن‌ها نشت می‌کند؛ شهاب‌سنگ‌هایی به قطب زمین برخورد کرده‌اند و عملاً با آب‌شدن یخ‌های کره‌ی زمین سیلی ویرانگر کره‌ی خاکی را در بر گرفته است. «آن-نا» به همراه «جا این» قرار است سفری پرماجرا را میان مجتمع چندده‌طبقه‌ای که در آن ساکن هستند آغاز کنند. در این میان مشخص می‌شود که آن-نا یکی از دو پژوهشگر نام‌آشنا در حوزه‌ی هوش مصنوعی و خلق احساسات انسانی درون ربات‌های انسان‌نماست. همین امر سبب می‌شود تا او برای رسیدن به پشت‌بام مجتمع و رهایی از این سیل با اسکورت یک مأمور امنیتی بخش اول ماجراجویی را شکل دهد. آقای کیم با ذکاوت در میان این ماجراجویی و تلاش انسان‌ها برای رهایی از دامی ناگهانی نشانه‌هایی از انتزاع ذهنی را به مخاطب می‌دهد. به‌نوعی او با غلوهای زیادی که در برخی صحنه‌ها ارائه می‌دهد، مخاطب را وادار به شک در واقعیت می‌کند.

این تقابل شک و هیجان تا انتهای بخش اول و رسیدن هلیکوپتر ادامه دارد. پس از این نجات عملاً در میان لوپی گرفتار می‌شویم که شماره‌های آزمایش را از ۴۹۱ تا ۲۱۴۹۹ روی تیشرت آن-نا مشاهده می‌کنیم؛ لوپ‌هایی که گویی سوررئالیسم یک عذاب دائمی و یک‌روزه در زندگی یک مادر است که دائم در مسیر پیش روی خود تا پشت‌بام در برابر گذرگاه‌های اخلاقی و احساسی گرفتار می‌شود. در بخش دوم مخاطب به‌خوبی این انتزاع و فضای غیرحقیقی را در دنیای ذهنی یک آزمایش درک می‌کند، اما کارگردان نیز به‌راحتی از نقاط روایی حساسی که می‌توانستند این دنیا را عظیم‌تر جلوه کنند می‌گذرد. به‌نوعی آقای کیم در بخش دوم اسیر پرداخت خوب بخش اول خود می‌شود و گاهی صرفاً با توضیحی یک‌خطی خود را از پلان‌های انتزاعی قابل اعتنا جدا می‌کند. جلوه‌های ویژه‌ی اثر در بخش اول و دوم همچون فضایی که درون الگوریتم کامپیوتری در حال ساخت است باورپذیر می‌شود. اما همین قاب‌ها زمانی که واقعیت علمی-تخیلی را مشاهده می‌کنیم تبدیل به تلاش‌هایی از روی تنبلی برای الصاق فریم‌ها به هم می‌شود. آقای کیم دنیای آن-نایی را که دچار رنج فقدان و دوگانگی ناگهانی خدا-انسان می‌شود ناقص تصویر می‌کند. او به درون ذهن پرسشگر آن-نا نمی‌رود و با خودخواهی تمام چیزی را که خودش به‌عنوان کارگردان می‌خواهد از این ذهن بیرون می‌کشد. خدا-انسان تصادفی این روایت در کالبد آن-نا به‌طور حتم با این پرسش اساسی مواجه می‌شود که حال او به‌عنوان یکی از خدایان زمین آینده که قرار است حیات نو را تعریف کند، چگونه ناتوان از هدیه‌ی حیات به عشق خود است! آقای کیم روایت را در نقطه‌ی حساسی که قرار است آن-نا این پرسش را بر زبان بیاورد، وارد برش‌های هیجانی و نامفهومی در بخش دوم می‌کند؛ برش‌هایی با ضربآهنگ بالا که گنگ و گنگ‌تر می‌شوند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟