این انیمه همچنان خواهد تاخت
در مرور انیمهی «مرد ارهای» عنوان کردیم که قرار است فیلم سینماییای که ادامهی رخدادهای سریال است منتشر شود. حال با انتشار این فیلم هم بار دیگر وارد دنیای پیچیدهی «دنجی» و اطرافیانش میشویم و هم برای شروع فصل دومی که در پیش است آماده خواهیم شد. در این فیلم سینمایی همهی روایت حول تقابل دنجی و یکی از اهریمنهای نزدیک به اهریمن تفنگ با نام «رزه» یا اهریمن بمب است.
شروع روایت درست از نقطهی پایانی سریال با فرمی شبیه مانگای آن در برابر چشم مخاطب قرار میگیرد: کوچهای که منتهی به کافهی مورد مناقشه در این فیلم میشود و در نهایت صدای «پوچیتا» که خطاب به دنجی التماس میکند آن در را باز نکند. پس از این افتتاحیه با ضربآهنگی بالا به دنیای تقریباً ثباتیافتهی دنجی و دیگران وارد میشویم. تنها مشکل این فیلم سینمایی شاید همان تیتراژ پلاتمحور و بدون خلاقیت و در نهایت کمرنگ کردن دنیای پیرامون دنجی تا وقوع حادثهی اصلی و تقابل با رزه است. بهنوعی مخاطب در این اثر قصد دارد درون همان دنیایی که در انتهای قسمت پایانی ترک کرده قرار بگیرد، اما آقای «یوشیهارا» این اجازه را به او نمیدهد.
آقای یوشیهارا حتی در خطهای طراحی کاراکترها و دنیای پیرامون نیز دست برده است. هر مخاطبی در همان ابتدا با این تغییر محسوس مواجه میشود. اما داستان او و تقابل ابتدایی رزه و فرصتی که به شکلگرفتن این رابطه میدهد و در نهایت عدم دستکاری هویت توحش در این نیمههیولاها آنچنان گرم است که مخاطب بهراحتی آن ناهمگونیها را فراموش میکند. آقای یوشیهارا در این روایت تراژدی غمباری را در رابطهی بین رزه و دنجی شکل میدهد. غمباری این تراژدی از آن جهت است که دنجی با درک ابتدایی و همچنان جسمی از عشق به رزه وابسته میشود و کارگردان رخدادهای بیرون از تصور او را در جایی دیگر بهتصویر میکشد. آقای یوشیهارا در این فیلم تمام تمرکز خود را روی این رابطه گذاشته است و همین تمرکز سبب میشود که پردهی دوم و سومی با ضربآهنگ بهشدت بالا و در عین حال تأثیرگذار شاهد باشیم. او علاوه بر این در پردهی اول نیز مقدمات کار خود را فراهم میکند. قرار سینمای دنجی و ماکیما هم ادای دینی قابل اعتنا به سینماست و هم پلهای برای جدایی موقت دنجی از قاعدهی هرم مازلوست؛ جایی که او سپاسگزار غذا و جای خواب و احیاناً لمس تن یک دختر است.
آقای یوشیهارا در این اثر هیچ قصدی برای استعلای کاراکترها ندارد. روایت او در میان دو فصل از یک انیمهی شلوغ و پر از جزئیات قرار دارد. در مرور فصل اول این انیمه عنوان کردیم که سازندگان با ذکاوت مخاطب را دچار درکی فراگیر از کلیت دنیای پیش رو میکنند و در عین حال حفرههایی را در روایت باز میگذارند تا در فصلهای بعد به خوبی از آنها بهره بگیرند. کار خوب آقای یوشیهارا در فیلم سینمایی این است که هیچکدام از آن حفرهها را باز نمیکند و صرفاً مسیری را در حاشیهی مسیر اصلی روایت بازمیگذارد؛ مسیری که قرار است در ناخودآگاه دنجی باقی بماند و علت کنشهای بعدی او شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.