پوستر فیلم راننده‌ی سرخوش

التماس برای کمی توجه

راننده‌ی سرخوش
Spree
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

با شروع دهه‌ی ۲۰۱۰ و همه‌گیر شدن گوشی‌های هوشمند و از سویی دیگر نفوذ شبکه‌های مجازی مانند اینستاگرام و جدیداً تیک‌تاک و امثالهم، نوعی رقابت بین مردم در سرتاسر دنیا پیش آمده تا بتوانند تعداد دنبال‌کنند‌گان و لایک‌ها را افزایش دهند. گویا تعداد لایک تبدیل به نقطه‌ضعف ایشان شده است و به هر کاری دست خواهند زد تا بلکه تعداد بیشتری را به‌سوی خود گسیل کنند. انسان‌ها دیگر خودشان نیستند و دائم در تلاش هستند تا محتوایی تولید کنند که بتواند لایک‌ها و فالوورها را جذب خود کند.
شخصیت «کرت» نیز یکی از همان شکست‌خورده‌های دنیای مجازی است که دائم در حال فکر کردن به این است که چگونه می‌تواند برای ویدیوهای خود در یوتوب یا اینستاگرام بیننده جذب کند. در سکانس افتتاحیه‌ی فیلم به هر کاری دست می‌زند؛ از گفتن رازهای خانوادگی تا موشن‌گرافی و درد‌و‌دل کردن و … اما موفق نیست. مدتی از این فضا دور می‌شود و بعد با ایده‌ای جدید باز می‌گردد. به‌عنوان یک راننده‌ی اوبر مشغول به کار می‌شود. همه‌جای ماشین را دوربین کار می‌گذارد و آب معدنی را مسموم می‌کند. حال به‌سراغ مسافرها می‌رود. این کرت دیگر یک جوان معمولی و عادی در شبکه‌های مجازی نیست. شاید معتاد فضای مجازی شده است یا حتی وابسته! نه. او دچار ازخودبیگانگی شده است و با مقایسه‌ی صفحه‌ی اینستاگرام خود با افرادی که خود را «اینفلوئنسر» می‌دانند، بیشتر در مغاک ناامیدی و حسادت فرو می‌رود. حتی بر حسب اتفاق یکی از آنها که دختری‌ست با نام «جسی» را سوار می‌کند و علت این اقبال را از او می‌پرسد. دختر پاسخ می دهد:«چون بامزه هستم.»
کرت جان مسافران را می‌گیرد و دائم در حال چانه‌زدن در لایو اینستاگرام خود است و هر بار که یکی از مسافران را به قتل می‌رساند، باز هم اتفاقی نمی‌افتد. افراد زیادی او را دنبال نمی‌کنند. او ملتمسانه از جسی و هر کسی که به‌نوعی اینفولوئنسر است درخواست می‌کند تا او را در یک پست تگ کنند. کرت دیگر خودش نیست. زمانی که او را با افرادی که هر روزه در شبکه‌‌ای مانند اینستاگرام مشغول هستند مقایسه می‌کنیم، متوجه می‌شویم کم نیستند نوجوان و جوان‌هایی که پتانسیل کرت شدن را دارند. هر روز و هر شب و به هر بهانه‌ای در یکدیگر می‌لولند و امیدوارند فردای آن روز با خیل عظیمی از دنبال‌کننده‌ها مواجه شوند. دیگر لازم به گفتن تمام سوءاستفاده‌هایی که از ایشان می‌شود، نیست.
زمانی که این فیلم را می‌بینیم، به‌یاد فیلم «جوکر» در سال ۲۰۱۹ می‌افتیم و شاهد این هستیم که کارگردان ایده‌ی این جوان قاتل را از بیوگرافی جوکر در آن فیلم گرفته است. قیاس این دو با هم باعث می‌شود که بیشتر به عمق شخصیت‌پردازی و توانایی بازیگران هر دو فیلم در نشان دادن یک شخصیت از همه‌جا بریده پی ببریم. مخاطب در فیلم جوکر از ابتدا تا انتها با شخصیت شکست‌خورده و له‌شده در جامعه همراه است. اما «کرت» تا انتهای فیلم نمی‌تواند یک شخصیت باورپذیر را در قاب‌های فیلم به ما ارائه دهد. بیشتر مانند جوانی می‌ماند که از خانه قهر کرده و دوست دارد خودش را با یک تفریح سرگرم کند. اما زیر لایه‌ی این شخصیت، باید آن جوانی را شاهد باشیم که تک‌تک خنده‌های و التماس‌های‌اش نشان از فردی شکست‌خورده و ناتوان دارند.
کارگردان از ابتدا تا انتها تمام قاب خود را با دوربین گوشی یا دوربین‌های مداربسته در خیابان‌ها و مراکز خرید بسته است. البته که این نوع قاب‌بستن نیاز به تدوین بسیار خوبی دارد که این فیلم از آن بی‌بهره است. در بعضی از لحظات فیلم با چندتکه شدن قاب یا جامپ‌کات‌های بی‌دلیل، مخاطب دچار سردرد می‌شود. «اوژن کوتلیارنکو» کارگردان تازه‌کاری است که دو فیلم متوسط را تا قبل از این فیلم در کارنامه‌ی خود ثبت کرده است. اما در این فیلم سعی داشته نگاهی اعتراضی به جریان رایج در دنیای مجازی داشته باشد. اما فیلم او شاید عمق ندارد و نمی‌تواند مخاطب را درگیر خود کند. استفاده‌ی او از فاکتورهای سینمای ابزورد، اسلشر و جنایی هم باعث نمی‌شود کار او را یک اثر بدیع در سینمای پست‌مدرن بدانیم. این فیلم می‌تواند در رده‌ی آثار متوسط سال جاری جای بگیرد و نباید انتظار داشت که مخاطب نوجوان و جوان خود را در باب استفاده‌ی عاقلانه از دنیای مجازی دچار دگرگونی کند.