پوستر فیلم نقشه‌ی خانوادگی ۲

ابتذال

نقشه‌ی خانوادگی ۲
The Family Plan 2
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

گاهی برخی از آثار را آن‌قدر بی‌خطر می‌پندارند که حتی با وجود ابتذال در فرم بصری و روایی، باز هم هستند دسته‌ای از مخاطبان سینمای سرگرمی که حداقل برای یک بار تماشا به‌سوی این آثار بروند. فیلم اول «نقشه‌ی خانوادگی» در ذیل همین تعریف گنجانده می‌شود. اما خطرناکی ماجرا آنجاست که همین آسان‌گیری مخاطب سینمای سرگرمی‌ست که تولیدکنندگان آن زباله‌ را ترغیب به ساخت زباله‌ی شماره‌ی ۲ می‌کند. حال و روز «سیمون سیلان جونز» نیز جز این نیست.

این فیلم در همان شات‌های ابتدایی خود چیزی جز ناامیدی محض نیست. خانواده‌ی «دن» با همان بازیگران حول «مارک والبرگ» قرار است این‌بار با آگاهی از شغل پدر وارد مهلکه‌ای جدید شوند. کارگردان اثر در اقدامی که بیشتر شبیه «سر کبک زیر برف» می‌ماند سعی کرده مخاطب را از طریق دختر جوان خانواده و دوست‌پسرش وارد مسیر ووکیستی مبتذلی کند که فیلم را در نظر ابررسانه‌های ووک‌پرور ایالات متحده و اروپای غربی بیاورد. باید گفت آقای جونز در این باب موفق عمل کرده و حداقل باعث شده مسیر برای ساخت شاید فیلم سومی هم هموار شود.

این اثر همه‌ی آن چیزی را که یک اثر ضعیف در سینما دارد، هم ندارد. چگونه؟ کارگردان برای رسیدن به این هدف کار سختی در پیش داشته است. او از مارک والبرگی در نقش دن بهره می‌برد که در کادربندی کارگردان‌های صاحب سبک بازیگر قابل اعتنایی محسوب می‌شود. اما آقای جونز به سخت‌ترین شیوه‌ی ممکن عمل می‌کند. او از بدترین بازیگران نوجوان و جوان ممکن در کنار والبرگ و «میشل مانهن» استفاده می‌کند تا همان تک موقعیت‌های کمدی میان این دو را خراب کنند. شاید اگر زوج والبرگ و مانهن در این اثر تنها بودند، اکنون در حال نوشتن از یک بادی کمدی-اکشن بودیم که توانسته بود همچون پیشینیان خود مخاطب سینمای سرگرمی را وادار به خندیدن و هیجان کند. اما در این اثر هیچ‌گاه چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد.

آقای جونز در این فیلم حتی قصه‌ای در خور هم ندارد. خانواده‌‌ای که او مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد وارد سفری می‌شوند که مخاطب پیش از سفر تک‌تک اتراق‌گاه‌ها و تقابل‌ها را خیلی بهتر از کارگردان در ذهن دکوپاژ کرده است. او در این اثر داستانی ندارد که بتوان از طریق آن به فرم روایی اثر رسید. ضربآهنگ و موسیقی نامتناسب با پیشبرد روایت دائم در حال آزار دادن گوش‌ها و چشم‌ها هستند. از سویی دیگر کارگردان گویی این اثر را فقط برای خوشآمد برخی رسانه‌های ساخته و بیش از خانواده‌ی دن، برخی خرده‌روایت‌ها و دیالوگ‌های حول دختر خانواده است که به‌نظر مهم جلوه می‌کند. دن نیز یکی دیگر از اهداف کلیشه‌ی کارگردان در این اثر بوده است؛ پدر احمق و تعصبی آمریکایی که در نهایت دختر ووک‌شده‌اش او را وادار به کرنش در برابر تغییراتی از جمله تکثر فرهنگی جدید در اروپا می‌کند! احمقانه‌ی آقای جونز در ایستگاه دوم خود پیام‌هایی را مخابره می‌کند که شاید از دوره‌ی تأثیرگذاری خاموش آن‌ها گذشته و اکنون صرفاً تبدیل به دکان شده است. به‌نوعی آقای جونز خیلی دیر به فکر غوطه‌خوردن و بهره بردن از آب گل‌آلود ووکیسم افتاده است؛ آن هم در اثری که حتی در ترکیب‌بندی ابتدایی قاب‌ها نیز مشکل دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟