پوستر فیلم تماس

فیلم‌های گیشه‌ای فقط ترسناک

تماس
Tha Call
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

فیلم با آهنگی شاد در یک مدرسه آغاز می‌شود. «کریس» پسری تازه‌وارد به مدرسه است. او توسط «تونیا» به دو پسر دیگر «زک» و «برت» معرفی می‌شود. تونیا بدون دلیل خاصی، تنها با دیدن چهره‌ی کریس از او خوش‌اش آمده است. کریس توسط تونیا به خوش‌گذرانی در محیط تفریحی شهر دعوت می‌شود. آنجا کریس متوجه می‌شود سال‌ها پیش خواهر کوچک‌تر تونیا گم شده است و تونیا، خانم کرانسون مسئول مهدکودک را دلیل گم شدن خواهرش می‌داند، چرا که خواهرش آخرین بار در این مهدکودک دیده شده است. شب برای اذیت کردن چندباره‌ی خانم کرانسون به خانه‌ی او می‌روند و همه چیز با رفتن آنها به آنجا تغییر می‌کند.
از همان سکانس ابتدایی می‌توان اضافی بودن بسیاری سکانس‌ها را دید و بی‌دلیل رخ دادن یکسری اتفاقات را در داستان مشاهده کرد. نشان دادن طولانی دختری در ابتدای فیلم که هیچ ارتباطی هم به داستان ندارد چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟ سکانس رفتن کریس به اتاق مدیر و مکالمه‌ای که بین آنها رخ می‌دهم هم چندان تأثیری در داستان ندارد. حتی لزومی برای نشان دادن طولانی سکانس داخل مرکز تفریحی و آشنایی کریس با آن سه نفر دیگر هم نبود. یک سکانس نیز برای این آشنایی کافی بود. آن مرد ساحره در داخل مرکز تفریحی چه چیزی را می‌خواست به زک بگوید؟ تمام این اتفاقاتِ بیهوده در ابتدای فیلم رخ می‌دهند. متأسفانه این روند تا دقیقه‌ی ۴۵ ادامه می‌یابد. اتفاقاتی که می‌شد تمام آنها را در نهایت در بیست دقیقه مشاهده کرد. همین امر دیدن فیلم را تا رسیدن به آن دقیقه خسته‌کننده می‌کند. مابقی داستان اما نه ‌به‌خاطر اتفاقات اضافی که به‌خاطر داستان بی‌محتوا و اتفاقاتی که فقط رخ می‌دهند تا ایجاد ترس کنند غیر قابل پذیرش است. بعد از اینکه خانم کرانسون خود را می‌کشد و همسرش برای دیدار با این چهار نفر، با آن‌ها تماس می‌گیرد چه دلیلی وجود دارد که آنها پا به خانه‌ی کسی بگذارند که معتقد بودند خواهر تونیا را کشته است و جادوگر است؟ آن هم شب هنگام. طرح داستان کلیشه‌ای برای زک نیز همان‌قدر احمقانه است که رفتار تونیا در گذشته‌اش. زک در کودکی توسط پدر الکلی خود مورد ضرب‌وشتم قرار می‌گرفته است و همین مسأله قرار است زک را آزار دهد. حتی فیلم سعی نکرده است این پدر الکلی را کمی مست نشان دهد. آیا تنها با نشان دادن یک شیشه در دستِ شخص می‌توان به او الکی گفت؟ از سویی دیگر فیلم برای اینکه زحمتِ ساخت داستان دیگری را نکشد برت را هم برادر زک در فیلم معرفی می‌کند تا دلیل کودکیِ وحشتناک برت هم آزار توسط پدرش باشد. داستان گذشته‌ی تونیا نیز کاملاً مبهم و حتی غیرمنطقی‌ست. چگونه یک دختر بچه می‌تواند خواهر کوچکتر خود را بکشد به گونه‌ای که جسدش هم هرگز پیدا نشود؟ داستان گذشته‌ی کریس هم آنچنان که در ابتدا مدیر مدرسه از او سوال می‌کند، اتفاق عجیبی نبوده است و اتفاقی هم نبوده که مقصرش کریس باشد. این احمقانه بودن طرح داستانی در اتفاقاتی که در خانه‌ی برانسون می‌افتد هم مشاهده می‌شود. چرا نباید درهایی که خودشان باز و بسته می‌شوند، این چهار نوجوان را بترساند؟ آن شکل و شمایل خانه‌ی کرانسون چرا باید آنگونه باشد اگر قرار است ما در انتها بفهمیم که او آدم خوبی بوده است؟ خانه‌ی خانم کرانسون عجیب و غریب است و اتفاقی که در نیمه‌ی دوم می‌افتد تنها برای ترسناک شدن داستان، بدون توجه به محتوای آن رخ می‌دهد و می‌توان به راحتی گفت که ما با داستانی بی‌معنی و غیرمنطقی مواجه هستیم که تمام سعی خود را کرده است با میزانسنی نامربوط و ترسناک شرایطی را بسازد که تنها برای دیدن و ترسیدن کافی باشد و بس.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟