انیمهبازهایِ دیوانه
«نارومی» یک اوتاکاواست. او علاقهی شدیدی به کتابهای انیمه، فیلمهای انیمه و از همه مهمتر بازیهای انیمهای دارد. او هر چیزی که به انیمه ربط پیدا میکند را دوست دارد. او در یک شرکت جدید استخدام میشود و در آنجا دوست دوران کودکیاش را میبیند. «هیروتاکا» اما فقط عاشق بازیهای انیمه است. نارومی از او میخواهد ساعاتی را در کنار هم بازی کنند. و در همین زمان کوچک نارومی از مشکلاتاش دربارهی علاقهاش به انیمه حرف میزند. اینکه پسران به اینگونه دختران علاقهای ندارند و دوستپسر قبلی او بههمیندلیل او را ترک کرده است. هیروتاکا که بهنظر میرسد به نارومی علاقه دارد پیشنهاد میکند او را در راه یک دختر عادی بودن کمک کند. و بههمینطریق رابطهی آنها شروع به شکلگیری میکند.
داستان فیلم یک کمدیِ عاشقانه و موزیکال است که توانسته هر سه مورد را تا حدود خوبی در داستان جای دهد. نارومی بیشترین بار طنز را به دوش میکشد. او با طرز حرف زدنِ گاهی تند و با نوع دیالوگگوییاش بیننده را به خنده میاندازد. همچنین از حرکات صورت و چشماناش نیز برای انتقال این حس استفاده میکند. هنگامی تعجب میکند و یا هنگامی که خیلی سریع از علایقاش حرف میزند، همهوهمه شخصیت او را جذاب و طنزآمیز کردهاند – اگرچه بعضی از کلام او را تنها طرفداران علاقهمند به انیمه میفهمند، اما باز هم طرز بیان جملاتاش طنزآمیز است؛ مثلاً سکانسی که هیروتاکا از او برای یک قرار رسمی دعوت میکند، کلام نارومی کاملاً طنزآمیز و خندهدار است. هیروتاکا نیز با همان صورت بیاحساس خود به نارومی کمک میکند تا نقشاش بیشتر جلوه کند. شخصیت مدیرِ دفترِ کارشان هم طنزآمیز است. سکانس ابتدایی فیلم با وجود این مدیر و طریقهی صحبت کردن او طنزآلود شده است. در مورد موسیقی فیلم و آهنگهای خواندهشده اما داستان کمی فرق میکند. موسیقی فیلم تا حدودی خوب است؛ زمانی که هیروتاکا با دوستاش دربارهی نارومی حرف میزند، موسیقی استفادهشده در این سکانس کاملاً موقعیت را طنز کرده است. البته از حرکات نارومی هم نباید غافل شد. در بعضی موارد اما آهنگهای خواندهشده خستهکننده یا حتی طولانی میشوند. طراحی لباس و صحنه نیز در زمان خوانش آهنگها چندان چنگی به دل نمیزند و آنچنان با آهنگها هماهنگی ندارد. مثلاً هنگامی که قرار است نارومی به یک قرار رسمی با هیروتاکا برود، آهنگ هیچ تناسبی با لباسهای شلوغ و رنگارنگ خوانندگان ندارد و این عدم تناسب، تصاویر را نامربوط و درک موقعیت را سخت میکند.
دربارهی نوع روایت عاشقانه داستان هم باید گفت که سادگی آن بدون رخداد اتفاقی پیچیده بوده و ساده و قابل پیشبینی هم تمام میشود. اگرچه معتقدم پایان بهتری را هم میشد برایش رقم زد. نکتهای که شاید بهتر بود به آن بیشتر پرداخته میشد، استفاده از رویدادهای انیمهای در بین اتفاقات داستان است. مثلاً هنگامیکه نارومی کار اشتباهی انجام میداد و دست روی نکتهای حساس میگذاشت، تصاویر عوض شده و نارومی را میبینیم که پایش را روی یک مین گذاشته است و با برداشتن پا، همه چیز منفجر میشود. همین استفادهی ساده به طنز بودن تصاویر کمک کرده است. این اتفاق شاید اگر بیشتر رخ داده بود فیلمی بهتر را نیز شاهد بود. با تمام ایرادات گفته شده اما بار طنز ماجرا باعث میشود بیننده بتواند از یک فیلم خوب و در عین حال کمدی لذت ببرد و انتظار اتفاق بزرگی را هم نداشته باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.