پوستر فیلم کشتن ایمان

هدف فقط دلهره‌ای وسترن بود

کشتن ایمان
Killing Faith
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«ند کراولی» در جدیدترین اثر خود نشان می‌دهد که چگونه پرده‌ی اولِ مملو از ابهام می‌تواند قاتل یک اثر سینمایی باشد. او در این فیلم تلاش کرده تمرکز خود را بر تلفیق ژانرهای دلهره، اکشن و وسترن قرار دهد و با درون‌مایه‌ای از جنس پایان برده‌داری و حضور ضروری شیطان برای تقویت ایمان، مخاطب را درگیر داستانی چندپهلو و ایجازگونه کند. اما باید گفت که او در همه‌ی این موارد شکست خورده است.

روایت آقای کراولی شاید اکستریم‌لانگ‌شات‌های اصلاح‌رنگ‌شده‌ی زیبایی از طبیعت داشته باشد و همین سبب می‌شود روح وسترن به‌خوبی درون اثر دمیده شود. اما او در ادامه، داستان را با ورود ناگهانی به زندگی زنی سیاه‌پوست با دختری سفیدپوست وارد اولین مرحله از ابهام خود می‌کند. معمولاً در پرده‌ی اول و طی شخصیت‌پردازی کاراکترهای اصلی، تلاش بر این است که بخشی از زندگی آن‌ها، همچون کابوسی یا دیالوگی کوتاه، تبدیل به یکی از گره‌های اصلی فیلم شود. در ادامه، کارگردان وظیفه دارد این ابهام را طی پرده‌ی دوم یا هنگام گره‌گشایی اثر برطرف کند. اما ند کراولی بدون هیچ دغدغه‌ای ابهام ایجاد می‌کند و مسیر خود را پیش می‌گیرد. به همین سبب است که اثر او را گویی همچون تئاتری خشک با شمردن گام‌ها و کلمات بازیگران می‌پنداریم. دیالوگ‌ها در این اثر گویی از قبل روی دهان کاراکترها خیس خورده‌اند و فقط منتظر رسیدن نوبت کاراکتری هستند که این کلمات را در ذهن خود بالا و پایین کرده است.

اصلاح رنگ و نورپردازی اثر ند کراولی همان چیزی است که از این فیلم به یادگار باقی می‌ماند. اما او از طریق دختری خردسال، حاصل یک تجاوز و اسیر نفرینی مرگبار، تلاش دارد مخاطب را در بخش‌هایی از داستان به درون ژانر دلهره ببرد. به همین سبب است که کارگردان می‌کوشد سفر این دختر، مادرش و پزشکی دائم‌الخمر را تبدیل به سفری ماجراجویانه و ادیسه‌وار کند که ایستگاه‌های مختلفی را در پیش دارند و برای رسیدن به مقصد باید از هر کدام جان سالم به در ببرند. ند کراولی در همین تقابل‌ها نیز می‌توانست با افزودن فاکتورهای سوررئالیسم (به‌خصوص هنگام مواجهه با زن سالخورده و فرزند نقاب‌دارش)، مخاطب را وارد بخشی از پاسخ‌های ابهامات بخش اول کند. اما آقای کراولی دست به این تقابل‌ها نمی‌زند و آن‌ها را در تصنعی‌ترین شکل ممکن مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد.

فیلم «کشتن ایمان» حتی در پرداخت به درون‌مایه‌ی اصلی خود، یعنی ضرورت وجود شر و خیر در دنیا، نیز عقیم مانده است. ند کراولی از دیالوگ‌های کوتاه و توییتری در این اثر بسیار لذت می‌برد. به‌نوعی اگر اثر او در ایران ساخته می‌شد، اکنون سایبری‌های بات‌محور یا اینفلوئنسرهای پولی بخش‌هایی از این فیلم را با زیرنویس‌های رنگی و موسیقی بی‌قواره‌ای در پس‌زمینه، در اینستاگرام، تیک‌تاک و توییتر پخش می‌کردند. او در ساختاربندی این دیالوگ‌ها تلاشی برای اسیر کردن مخاطب در زیرمتن‌ها یا حتی مفصل‌های تصویری نمی‌کند. اینکه او موفق شده چند نمای جان فوردیِ پرکاربرد در وسترن و در نهایت نورپردازی موضعی خوب و جلوه‌های ویژه‌ی قابل قبولی ارائه دهد، همه‌ی ماجرا محسوب می‌شود. داستان ند کراولی در این فیلم پتانسیل بسیار بالایی داشت، اما همه‌چیز فدای ابهامات درون روایت شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟