مشکل فیلم نه ایده، بلکه بازیگرش بود
در مرور فیلم تحسینشدهی «تاریک و بدسرشت» از برایان برتینو، به تسلط این کارگردان بر فضای دلهرهآور اشاره کردیم؛ جایی که تقابل شخصیتها با واقعیتهای ناشی از تروما در میزانسنی دقیق و وابسته به ژانر دلهره به تصویر کشیده میشد. حال، برتینو در اثری دیگر تلاش کرده با روایتی شهریتر، بار دیگر مخاطب را با کاراکتری مواجه کند که درگیر رنجی عمیق است؛ رنجی که در قالبی ابلیسگونه او را در بر میگیرد.
اما چرا روایت این فیلم شکل نمیگیرد؟ شاید یکی از دلایل اصلی، تفاوت چشمگیر میان بازی «مارین آیرلند» در فیلم قبلی و «داکوتا فنینگ» در این اثر باشد. این تفاوت نشاندهندهی نوسان در دو جهان روایی برتینو است. داکوتا فنینگ حتی در یک پلان هم موفق نمیشود مخاطب را با کاراکتری مواجه کند که زندگی را رها کرده و در تلاش برای بازگشت به روابط اجتماعی معمولی است. او در نقش «پالی» قرار است از مرگ پدر رنج ببرد، پس از دورهای انزوا به زندگی بازگردد و در نهایت با خشم از خدایی که دعایش را نشنیده، دستوپنجه نرم کند. اما فنینگ در این روایت، توانایی ارائهی یک بازی تکنفرهی عمیق را ندارد؛ بازیای که باید شبی طاقتفرسا را تا صبح تاب بیاورد. آنچه در فیلم دیده میشود، تلاش یک بازیگر مشهور برای ایفای نقشی است که بیشتر به تجربهای تازه شباهت دارد تا درک و درونیسازی شخصیت. با وجود بهرهگیری از تکنیکهای بازیگری، او هرگز موفق نمیشود درون کالبد پالی نفوذ کند. در نتیجه، روایت تکنفرهی برتینو از همان ابتدا دچار فروپاشی میشود.
بازی ضعیف فنینگ چنان ضربهای به اثر وارد کرده که درونمایهی روایت حتی برای مخاطب شکل نمیگیرد. برتینو در این داستان تلاش کرده تصویری از دختری ۳۲ ساله ارائه دهد که رنج فقدان پدر، او را در دنیای تاریک انزوا گرفتار کرده است. در شب پیش از مصاحبهی دانشگاه، و در آستانهی بازگشت به زندگی معمولی، او با جعبهای اسرارآمیز مواجه میشود. این جعبه، سه پرسش اساسی را پیش رویش قرار میدهد: «به چه بیش از هر چیز نیاز داری؟»، «چه کسی یا چه چیزی برایت عزیزترین است؟» و «از چه یا از که بیش از همه متنفر هستی؟» برتینو در این روایت، تلاش کرده دلهرهی جسمی را با احتیاط تصویر کند و همزمان از انتزاع انسان و اهریمن فاصله بگیرد. اما بازی ضعیف فنینگ، احتیاطهای بیش از حد کارگردان و آشفتگی روایت در پردهی سوم، مانع از اتصال این انتزاع به واقعیت زندگی شده و فیلم را به اثری ضعیف و ناتوان بدل کرده است. از کارگردانی چون برتینو، که شناخت عمیقی از دنیای دلهره دارد، چنین ضعفهایی بیش از هر فیلمساز دیگری به چشم میآیند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.