پوستر فیلم اسمورف‌ها

آشفته و سرسام‌آور

اسمورف‌ها
Smurfs
محصول ۲۰۲۵ - ایالات متحده
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

سال‌ها پیش، جادوگران شیطانی بین‌کهکشانی به رهبری دو برادر با نام‌های رازامل و گارگامل تلاش کردند چهار کتاب جادویی جهان را به دست آورند تا با استفاده از قدرت آن‌ها سراسر جهان را در شرارت و تاریکی فرو برند. با این حال، پاپا اسمورف موفق شد یکی از این کتاب‌ها را پنهان کند و جهان را از نابودی نجات دهد. اکنون، سال‌ها بعد، اشتباه یک اسمورف بی‌نام باعث می‌شود این دو برادر دوباره فرصت دستیابی به آن کتاب را پیدا کنند.

نام کریس میلر در دنیای انیمیشن برای علاقه‌مندان نامی آشناست. او که سال‌ها در حوزه‌های گوناگون از تهیه‌کنندگی و صداپیشگی گرفته تا نویسندگی و ساخت موسیقی فعالیت داشته، در سال ۲۰۰۷ با کارگردانی شرک: قسمت سوم کار خود را در مقام کارگردان آغاز کرد. میلر در سال ۲۰۱۱ نیز در ساخت انیمیشن موفق گربه‌ی چکمه‌پوش همکاری داشت و در سال ۲۰۲۴ سومین اثر سینمایی‌اش را روی پرده برد — اثری که بازسازی تازه‌ای از اسمورف‌ها، یکی از کمیک‌بوک‌های قدیمی و محبوب بلژیکی است. تاکنون شش انیمیشن بلند، دو انیمیشن کوتاه و یک سریال چندفصلی از این کمیک ساخته شده و همچنان پتانسیل بالایی برای بازآفرینی دارد.

میلر در پروژه‌ی جدید خود تلاش کرده ترکیبی از فانتزی، موسیقی و روایتی پرهیجان را پیش چشم مخاطب بگذارد. اما مانند بسیاری از انیمیشن‌هایی که پیش‌تر به آن‌ها پرداختیم، او نیز در ابتدا نتوانسته مخاطب هدف مشخصی برای اثرش تعریف کند. روایت میلر تکلیف‌اش روشن نیست: از یک سو، پیرنگی کودکانه دارد؛ از سوی دیگر، پر است از گفت‌وگوها و شوخی‌هایی بزرگسالانه که حتی برای نوجوانان هم گاه بی‌معنا و سطحی به نظر می‌رسند. شوخی‌هایی که نه تنها برای کودکان جذابیتی ندارند، بلکه برای مخاطب بزرگسال نیز اغلب بی‌منطق و آزاردهنده‌اند.

فیلم تلاش می‌کند پیامی اخلاقی درباره‌ی کشف استعدادهای فردی در کودکان ارائه دهد؛ این‌که هر کس توانایی خاصی دارد و باید آن را پیدا کند. اما در نهایت، اسمورف بی‌نام نه از طریق کشف استعداد شخصی، بلکه با نوعی جادوی فانتزی و غیرقابل‌درک، همه را نجات می‌دهد — و این پیام فیلم را تهی و بی‌اثر می‌سازد. در کنار آن، موسیقی و ترانه‌هایی که در طول فیلم شنیده می‌شوند، چنان بی‌محتوا و بی‌هدف‌اند که حتی تمرکز مخاطب را هم بر هم می‌زنند. این ترانه‌ها نه مفهوم روشنی دارند، نه توانایی ماندگار شدن در ذهن تماشاگر.

روایت میلر به‌شدت آشفته و بی‌منطق است. اتفاقات بدون توجیه رخ می‌دهند و شخصیت‌ها بی‌هیچ توضیحی از مکانی به مکان دیگر می‌روند. بخش‌هایی از فیلم که در آن اسمورف‌ها از میان انواع سبک‌های انیمیشن — از استاپ‌موشن گرفته تا انیمیشن‌های دوبعدی و گرافیکی بازی‌ها — عبور می‌کنند نیز فاقد منطق و هدف روشن‌اند. جهان میلر تعریف دقیقی ندارد و تماشاگر را در میان لایه‌های بی‌پایان و پراکنده‌ی خود رها می‌کند؛ تا جایی که مخاطب، چه کودک و چه بزرگسال، در پایان چیزی جز سردرگمی و خستگی از سالن سینما با خود بیرون نمی‌برد

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟