پوستر فیلم همه‌ی شیاطین اینجا هستند

بدی بازیگران و ناتوانی کارگردان

همه‌ی شیاطین اینجا هستند
All the Devils Are Here
محصول ۲۰۲۵ – بریتانیا، ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«بارنبی روپر» در اولین تجربه‌ی سینمایی خود قرار است مخاطب را درگیر داستان چند سارق کند که به‌مدت چند روز در یک خانه‌ی روستایی پنهان شده‌اند. روایت آقای روپر اما این‌قدر ساده آغاز نمی‌شود. او سعی دارد افتتاحیه را از طریق برش‌ها دچار پس و پیش زمانی کند تا مخاطب در همان شروع فیلم سعی در کشف چیزی داشته باشد. اینگونه کودکانه‌ها حتی برای مخاطب سینمای سرگرمی هم رو شده‌اند. به‌نوعی روایت آقای روپر صرفاً سعی دارد با مخاطب کمی بازی کند. علت این کار را باید در دو ضعف اساسی داستان جست‌و‌جو کرد.

زمانی که یک فیلمساز قرار است دنیای شکسپیری را از میان اصطلاحات او با الهیات قابل لمس مخاطب ترکیب کند، لاجرم باید روی این دنیاها تسلط داشته باشد. به‌نوعی نمی‌توان با یک خط روایی کلیشه، مخاطب را مجاب کرد که فیلمساز در حال باز کردن لایه‌هایی پنهان از زندگی کاراکترها و حتی خود انسان است. آقای روپر در این اثر صرفاً سر و صدای زیادی را در دیالوگ‌های خود ایجاد می‌کند، اما آن چیزی که نشان می‌دهد ابتدا کپی بسیار ضعیفی از «مخمصه» و سپس تلاش برای فرار از فاکتورهای ژانر دلهره است. به‌نوعی در این اثر به‌راحتی می‌توان جای خالی این فاکتورها را حس کرد. به چند شات ابتدایی کل‌به‌جزء کارگردان دقت کنید که سعی در تصویر کردن آن خانه‌ی کشاورزی تنها میان دشتی وسیع و سبز دارد! از سوی دیگر مخاطب در میانه‌های روایت و با همان برش هنگام تصادف به درک دنیای فراواقع این افراد می‌رسد. آقای روپر در پرده‌ی دوم داستان خود عملاً دچار نمی‌دانم‌های آزاردهنده‌ای شده که روایت او را بین ژانرها اسیر کرده است.

اما مورد دوم در ضعف ساختار این اثر بازی بسیار بد همه‌ی بازیگران است. همه‌ی بازیگران این اثر گویی هیچ درک درستی از فضای روایت ندارند و شاید کارگردان در ترسیم این فضا برای آن‌ها کمبود داشته است. در هر صورت آن چیزی که درون قاب می‌بینیم اکت‌هایی بسیار غلوشده و گام‌های طبق میزانسن است. این خشکی مفاصل روایت در همان ابتدا باعث شکستن استخوان فیلم می‌شود. اگر فیلم را مشاهده نکرده‌اید و تصور این را دارید که کارگردان از بازیگران فیلم‌اولی یا حتی نابازیگر بهره برده است، باید گفت که گروه بازیگری این اثر با پیشینه‌ای که دارند به‌راحتی پتانسیل حضور در یک بلاک‌باستر را دارند. آنچه در اکت بازیگران این فیلم دیده نمی‌شود کاراکترهای فیلم است. به‌نوعی بازیگران این اثر حتی به مرحله‌ی تیپ‌سازی از کاراکترها هم نرسیدند و صرفاً در حال بازی رباتی طبق فیلمنامه‌ای هستند که گویی حتی برای خود کارگردان هم غریب است. آقای روپر در اثر اول خود کلیشه‌ای را از دل سینمای دلهره و هیجان‌انگیز انتخاب کرده است، اما چون هیچ‌کدام از این ژانرها در ذهن او دچار درک قابل اعتنایی نشده‌اند، مخاطب را با ملغمه‌ای از قاب‌های ناقص و ناخوانا مواجه کرده است. این فیلم به‌راحتی می‌توانست تبدیل به برزخی میان سطور شکسپیری و تفسیر خود کارگردان از مقوله‌ی مرگ، زندگی، پشیمانی‌ها، مرگ‌آگاهی، عذاب و در نهایت تغییر شود، اما چنین اتفاقی نیفتاده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟